لطفگاف توگبا ر جوسئیدستساازماننپزرشاکایقانهونیدكاشورکنيد

Shargh - - جامعه - ادامه در صفحه 17

شــهرزاد همتی: انتهای خیابان بهشت، کمی پایینتر از ساختمان شورای شــهر تهران و خانقاه دراویش، ســاختمان ســتادی پزشــکیقانونی قــرار دارد؛ ساختمانی که زمانی در آن تشریح و سردخانه اجساد هم وجود داشت. آدمهایی که بهردیف با لباس سیاه جلو در ســازمان کوچک خیابان بهشت میایستادند تا جسد عزیزشــان را تحویل بگیرند. این تصویر برای خود من هنگام تحویلگرفتن جســد تصادفی پدرش در 9 ســالگی، اولین تصویر از سازمان پزشکیقانونی است. یخچالهای بزرگی که اجساد در آنها یخ زدهاند و آدمهای غمگین و دلمردهای که داخل ســردخانه میروند تا تکلیف نسبتشان با جســد را معلوم کنند. امروز اما دیگر خبری از بو نیســت. مرکز کالبدگشایی و آزمایشــی به کهریزک تهران منتقل شده است. در زمینی بســیار وسیع با آزمایشــگاه و سالن تشریحی مدرن که حرف اول را در خاورمیانه میزند. ساختمان قدیمی خیابان بهشــت در حال بازســازی است. در بخشی از ســاختمان هنوز عدهای برای گرفتن طول درمان مراجعــه میکنند، اما بیشــتر این مراجعات هم به ســاختمان دیگری منتقل شــده است. داخل آسانســور قدیمی ســازمان بویي نیســت. موسیقی آرامی ما را تا دفتر ریاســت ســازمان پزشکیقانونی کشــور، دکتر احمد شجاعی، مشایعت میکند. با دکتر شــجاعی گفتوگویی خارج از گفتوگوهای مرسوم آماری انجــام دادهایم. درباره تمام ســؤالهایی که شاید درباره سازمان پزشکیقانونی در ذهنتان دارید.

آقای شجاعی، چقدر در پزشکیقانونی سروکار ↙ شما با اجساد است؟

ما خدمات زيادی را ارائه میدهيم و کالبدگشايی هم بخشی از اين خدمات است. مجموع خدماتی که در رابطه با اجساد است، شايد سه درصد کل خدمات پزشکیقانونی را دربر بگيرد. از نزديک به سهميليون کارشناســیای که ما در طول ســال انجام میدهيم، تعداد اندکی مربوط به اجســاد است، اما از آنجايی که کار با اجســاد قابلتوجه است، در ديد عموم هم بزرگ جلوه میکند. چنــد مــورد از زمینههایی که مردم با شــما ↙ سروکار دارند را شرح میدهید؟

از مــا نمونــه ســم میخواهنــد. ما يکســری آزمايشــات تخصصی را هم به صــورت کلی دنبال میکنيم. مراجعات ســرپايی هم کــه در رديف بعد قــرار میگيرند. مردم هرروز به ما در زمينه مســائلی چون تعيين فرزند خونی، نوع خسارت، نوع صدمات و ميزان صدمات مراجعــه میکنند که روند عادی و مرسوم خدمات است؛ درواقع خدمات ما متنوع است و البته يکی از مهمترينها آزمايش دیانای اســت. قديمها کســی که روی فردی ادعای فرزندی داشت، به مسجد محلشان میرفتند و درباره ماجرا استشهاد محلی جمع میکردند و اين ملاک قضاوت در دادگاه بود، اما امروزه با آزمايشــات پيشــرفتهای که وجود دارد، انجام آزمايشــات ژنتيک و دیانای، بهراحتی ما میتوانيم نســبيت را ثابت يــا رد کنيم. در برخی پروندهها پزشــکیقانونی در حکم مرجع صادرکننده مجوز اســت، در اقداماتی مثل ســقط جنين قانونی. قانون موارد را مشــخص کرده کــه تا زمانی که هنوز در جنين روح دميده نشده، اگر بيماریای دارد که در فهرست قانونی ذکر شده، مجوز سقط داده میشود. يکی از خدمات ديگر ســازمان پزشکیقانونی، درمان و صدور مجوز برای دوجنسههاســت. مطابق قانون اگر در فردی تشخيص داده شــود که تمايل فيزيکی او به جنس ديگری است، به او اجازه تغيير جنسيت داده میشود. در مجموع تمام مرگهايی که بهطور

غيرطبيعی ناشــی شده و طرف فوت کرده، همه بايد در پزشکیقانونی تعيينتکليف شوند.

از ابتــدا کارمندان پزشــکیقانونی وارد این ↙ مجموعه میشــوند، بر اســاس چــه تخصصی تقســیمبندی میشــوند؟ یعنی آن کسانی که در کهریــزک خدمت میکننــد، از طرفــی اینجا، در مرکز خیابان بهشــت، دیگر جسدی کالبدگشایی نمیشود؟

اينجــا يک ســازمان تخصصــی و فوقتخصصی اســت و شــايد ما قريب بــه يکســوم کارمندانمان پزشکان و متخصصان هستند. ما پزشکان عمومی را در خيلی از جاها بــه کار میگيريم و با آموزشهايی که به آنها میدهيم، میتوانند در جاهايی مشــغول شوند.

امــا يک تخصــص اختصاصــی در دانشــگاهها بهعنــوان تخصــص پزشــکی قانونی وجود دارد که کارشــان، فقــط مربــوط بــه ما اســت و برای اســتخدام در سازمان هم اولويــت با آنهاســت. در مراکز معاينــات و مراکــز ســالنهای تشريح عمدتا سعی میکنيم از متخصصان اســتفاده کنيم. اما ما علاوه بر متخصصان پزشکی قانونی، متخصصــان ديگر هم لازم داريم. مثلا روانپزشــکان؛ روانپزشــکانی کــه گرايــش روانپزشــکی قانونــی ديدهاند. يا پاتولوژيستها، آسيبشناســان با گرايش قانونی. چون خيلی موارد اســت که در دانشگاهها بهراحتی و سادگی از آن میگذرند، اما در پزشکی قانونی اصل کار ماســت. ولی غير از متخصصين پزشکی قانونی، چند تخصص ديگــر مثل ژنتيک، پاتولــوژی قانونی، ، سمشناســان قانونی، متخصصين آزمايشــگاههای خاص قانون نيز مورد نياز ماست.

چقدر از دانشــجویان دوره تخصص گرایش ↙ قانونــی را انتخاب میکنند؟ یعنی شــما با کمبود نیرو مواجه هستید؟

بله. الان يکی از مشــکلات اصلی ما کمبود نيرو اســت. ما مشــکل فضا و مــکان را تا حــدود زيادی توانســتيم حل کنيم. حتی در مرکز استان حتما بايد جاهای اســتاندارد، ســالن تشــريح، آزمايشگاههای مدرن وجود داشــته باشد. ولی در شهرستانها که ما نزديک 350 نقطه در ســطح کشور تشکيلات داريم، با کمبود پزشــک مواجه هســتيم. اساس کار، پزشک اســت مخصوصا متخصصان پزشــکی قانونی. حالا اگر پزشــک عمومی دوره پزشــکی قانونی بگذراند، میتواند به ما کمک کند. دانشگاها هر سال تعدادی را از پزشــکان عمومــی میگيرند تا دوره دســتياری پزشــکی قانونی طی کنند، ولی متأسفانه اين تعداد بعــد از فارغالتحصيلــی به جــای اينکــه بيايند در ســازمان خدمت کنند، از آن ســر بــاز میزنند، چون کار در ســازمان ســخت اســت. ما تلاش میکنيم و میگوييم شــما بايد بياييد در سازمان خدمت کنيد و شــما تخصصتان را برای ايــن کار گرفتيد ، ولی چون کار ســازمان سخت اســت و بايد به مناطق محروم بروند، در تهران و شــهرهای خودشان میمانند و از اين کارهای متفرقه برای خودشان دستوپا میکنند. بنابراين ما الان سفت و سخت کمبود نيرو داريم. یکی از دلایل را میتوان ایــن قلمداد کرد که ↙ پزشکان علاقهای به کار با جسد ندارند؟

بله، قبول است. بالاخره کار، کار ســختی اســت، ولی وقتی کســی رفته تخصص پزشــکی قانونی را ديده، میداند تشــريح قســمتی از کار پزشــکی قانونی است. بايد مدتی در سالن تشريح بگذراند. نمیشود شما رشتهای را انتخــاب کنــی و بگويــی من نمیخواهــم در آن رشــته کار کنم. تخصص شما چیست؟ ↙

من چشمپزشک هستم. هیچگاه در اتاق تشریح پزشکی قانونی رفتید؟ ↙

بله، رفتهام و ســر زدهام. ما مرتب سر میزنيم و بازديد میکنيم، ولی تخصص من نيست که بروم کار کنم. البته در دوران تحصيل ما بخش تشريح آناتومی را گذراندهايم و با کانون آشــنا هستيم، ولی بهعنوان کار حرفــه ای خــودم نه، مــن بهعنــوان مديريت، يعنــی از بُعــد مديريتی در اين ســازمان مشــغول به کار هستم.

آقای دکتر در سالهای گذشته، مسئله اجساد ↙ و دانشــکدههای پزشکی حلنشــده باقی مانده. دانشگاهها جســد ندارند و مسائل شرعی هم گویا دست و پای این دســتاندرکاران ماجرا را بسته. علم را نمیشود متوقف کرد. خود شما این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟ دقيقا به نکته خوبی اشــاره کرديــد. بالاخره اين در روند و آموزش، تشــريح و کالبدگشــايی جزئی از کار اســت. بالاخره کســی که میخواهد جراح شود، قبلــش بايــد کاملا تمــام جزئيات گشــودن قلب را بداند، بايد روی جســد کار کند و بتواند با ماجرا آشنا شــود. خود دانشــجوی پزشــکی تا نبيند، نمیتواند عمــلا آن درسهای تئوری را بيامــوزد. ضرورت اين کار صددرصد اســت و در اين شــکی نيســت. اما ما يکســری معذوريتهايــی داريم؛ البته مــا فتاوايی داريــم و اين اجازه را گرفتهايــم در مواردی که افراد خودشــان داوطلــب باشــند و اهــدا کنند، اجســاد را به دانشــگاهها تحويــل بدهيم از طرفی اجســاد مجهولالهويه که ماههاســت اينجا ماندهاند و کسی سراغشــان را نگرفته به دانشگاهها تحويل میدهيم. ما اجســاد را تا شــش ماه نگهداری میکنيم، درباره آنها اطلاعرســانی میکنيم، بررســی میکنيم و بعد از شــش ماه اگر هيچ خانوادهای به ســراغش نيايد و کاملا ناشــناس باشــد، آن هم در صورتی که قابل اســتفاده باشد به دانشــگاهها تحويل میدهيم؛ اين بحث قابــل اســتفاده را از جهتی عــرض کردم که گاهی همه جسد قابل استفاده نيست. بنابراين در اين موارد با اجازه مقام قضائی، اين اجســاد را در اختيار دانشــگاهها قرار میدهيم. اما در هر دو مورد اهدای جسد پس از مرگ و همچنين اجساد مجهولالهويه، تعداد اجســاد برای ما بسيار اندک است. اما دانشگاه توقع دارد؛ ولی ما هم بيشــتر از اين نه اجازه داريم و نه میتوانيم. مثلا بعضی وقتها شايعه میکنند که آيا میشــود کسی که محکوم به اعدام است، پس از اعدام جســدش را در اختيار دانشگاهها قرار دهيم؟ ما در پاسخ میگوييم ببخشــيد؛ محکوم به اعدام را بايد به خانوادهاش تحويل داد. از طرفی مثلا جســد تيربارانشده را نمیشود تشريح کرد و در موارد ديگر هم اعدامی خانواده دارد. فرد اعدامشده با دار چطور؟ ↙

بايــد او را به خانــوادهاش تحويل دهيــم و بايد خانوادهاش اجازه دهند، مــا نمیتوانيم بدون اجازه خانوادهاش کاری کنيــم. آن هم صاحب دارد، چون بالاخــره آن را هم تحويــل خانــوادهاش میدهند. بنابرايــن اصلا يک مــورد هم نداشــتيم، حتی از اين کســانی کــه اعدامــی بودنــد، حتی يک مــورد هم نداشتيم. پیشنهادی هم به آنها داده شده ؟ ↙

داده شــده، ولی خانوادهها معمولا در شــرايطی نيستند که راضی به اهدا شوند. معمولا تلاش شده، ولی خيلــی رضايت نمیدهند. امــا اين خيلی مهم اســت. درحالحاضر ما افــراد را ترغيب میکنيم که پس از مرگ، اجسادشان را به دانشگاهها اهدا کنند. آماری وجــود دارد که چند درصد در ســال ↙ اهدایی داریم؟

خير.

درحالحاضر چند جسد در اختیار دانشگاهها ↙ قرار میدهید؟

تعــدادی کــه ما مثــلا بــه دانشــگاههای بزرگ میدهيم، مثلا در ســال يک جســد از اين اهدايیها داده میشــود و تعداد اندکی ناشناس؛ اما اين تعداد محدود برای بر فرض مثال صد دانشــجوی پزشکی کم است. اصلا عجيب است که آنها با يک جسد کار کنند و اين يک جســد کاربردی هم ندارد؛ اما بالاخره بضاعت همين اســت ديگر. البته ما در تلاشيم مردم را ترغيــب به اهدای اجسادشــان کنيــم و از طرفی شــرکتهايی اعلام آمادگی کردند که از کشــورهای ديگــر جســد وارد کننــد و از ما مجــوز گرفتهاند. ما پذيرفتيم و دانشــگاهها هم حاضرند پول اين واردات را پرداخت کنند و به شدت هم دنبالش هستند.

ما اجساد را تا شش ماه نگهداری میکنیم، درباره آنها اطلاعرسانی میکنیم، بررسی میکنیم و بعد از شش ماه اگر هیچ خانوادهای به سراغش نیاید و کاملا ناشناس باشد، آن هم در صورتی که قابل استفاده باشد به دانشگاهها تحویل میدهیم؛ این بحث قابل استفاده را از جهتی عرض کردم که گاهی همه جسد قابل استفاده نیست

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.