خاطرات شفاهي و سعهصدرها

Shargh - - سياست -

بــراي نمونه در جريان مــک فارلين، برادرزاده ايشــان )علي هاشــمي( براي برخي تماسهاي سياســي بــه آمريکا مــيرود، اما بعــد از پيگيري صحتوســقم چنين ارتباطي از ســوی احمد آقا، اين سفر نفي ميشود، اما سالها بعد که خاطرات اين ســال نشــر شــد، با وجود اينکه علي هاشمي در مصاحبــه بــا جرايد بــه اين ســفر و مذاکره با مقامات آمريکايي اذعان نمیکند، حتي در پاورقي خاطــرات نيز به اين مطلب اشــاره نميشــود که اطلاعــات خلاف واقع به امام داده شــده اســت )ر. ک بــه کتــاب اوج دفــاع، خاطــرات هاشميرفســنجاني در ســال 1365، ص 351.) موضوع مهم ديگــري که بايد بــه آن توجه کرد، زمــان نگارش خاطرات اســت؛ يکــي از توفيقات چشمگير و ارزشــمند مرحوم هاشميرفسنجاني روزانهنويســي در زمــان وقوع رخدادهاســت، اما قرائن بســياري حکايــت از آن دارد کــه در زمان تنظيم )يعني ســالها بعد( دخــل و تصرفهايي متناسب با زمان انجام شده است.

ادعاهايي که خاطرهنــگار درباره افراد مختلف مطــرح ميکند نيز دو نوع هســتند: 1- اقدامات و فعاليتها و اقوالي را به آنها نســبت ميدهد که طبعا براي اثبات مدعيات خــود در اين زمينه بايد به ارائه اســناد و مدارک قابل قبــول بپردازد و اگر بــه هر دليل از ارائه ســند يا شــاهد معتبر درباره ادعاها خودداري کند، خاطراتش از حالت مســتند به حالت شخصي سوق پيدا ميکند و طبعا ميزان اعتبار آن ارتباط مستقيمي با اعتبار شخص او پيدا میکند.

2- ملاکهــا و موازيــن ديگــري نيــز بايد در سنجش صحت و ســقم روايتگري شخصيتهاي دخيــل در رويدادهــاي تاريخي مدنظــر قرار گيرد و مهمتــر از همــه تعاطــيدادن اقــوال اســت؛ درحاليکه دفتر نشر معارف انقلاب بسيار منطقي از آقاي موسويخوئينيها براي مصاحبه با هدف روشنترشــدن زواياي مختلف دعوت کرده است؛ روزنامه مدعي روشــنفکري و آزادانديشي «شرق» خبر اظهارنظر آقاي خوئينيها را بهگونهاي تنظيم ميکند که با هيچ اصل اطلاعرســانيای مطابقت ندارد. اين روزنامه خبر انتقادي لطيف به خاطرات مرحوم هاشميرفسنجاني را اينگونه آغاز ميکند: از پرده سکوت خارج شده است؛ اما گويي در اتاقي تنها نشســته و خاطراتش را با صــداي بلند مرور ميکند... بهتازگي کانــال تلگرامي به راه انداخته و هرازگاهــي بــه بهانههــاي تاريخي، برشــي از خاطراتــش را بازخواني ميکند. ابتداي هر خاطره را هم اينگونه آغاز ميکند: «آيتالله ســيدمحمد موســويخوئينيها در پاســخ به پرسشــي مبني بر اينکه آيــا...»؛ اينها آغازي اســت براي بازگويي خاطــرات موســويخوئينيها، شــايد در رقابتي نانوشــته با خاطرات مکتوب هاشمي!» (روزنامه شرق، يکشنبه ‪04//1396، 25‬ شماره 2912 .)

اين روزنامه بعد از اين مقدمه و انعکاس خبر در مؤخره مطلب با توســل به همه مطالبي که تاکنون عليه آقاي موســويخوئينيها مطرح شده است، از جملــه با طرح مطالب دور از اخلاق حرفهاي کتاب «شنود اشباح» ســيلي از اتهامات را البته باواسطه عليه منتقد مطــرح میکند؛ از جملــه تحصيل در مســکو و...؛ البتــه در جاهايي نيز مســتقيما از زبان روزنامــه به طــرح اتهاماتي ميپــردازد : «او بعد از آن روزنامه ســلام را منتشــر کــرد. از اينجا به بعد به منتقد صريحاللهجه هاشــمي بدل شد با همان ديــدگاه چپگرايانه و تأکيد بر عدالت. او را از هنگام تسخير سفارت آمريکا بهخاطر ارتباطات ويژهاش با دانشــجويان پيرو خط امام، پدر معنوي جريان چپ ميدانند، ديدگاهي که تا مرز اتهام کمونيســتبودن او پيش رفــت. ماجرا به جلســات تفســير قرآن و نهجالبلاغه موسويخوئينيها در مسجد جوزستان يا جوســتان )هــر دو قرائت بــه کار رفته اســت( بازميگــردد و ارتباطــش بــا اکبر گــودرزي، رئيس گروه فرقان. موســويخوئينيها بارهــا اين ارتباط و همچنين قرائتهايي که او را کمونيســت يا حامي شــوروي ميخواند، تکذيب کرده اســت» (همان(. بايد پرسيد تحميل چنين هزينهاي بر کسي که به خود اجازه داده است اظهارنظري درباره خاطرات مرحوم آقاي هاشــمي کند، به معني اعتقاد به آزادي بيان و تمايل به نزديکشدن به واقعيتهاي تاريخي است؟! براي روشنشدن تاريخ بايد از بتسازيها پرهيز کرد و هراسي از تعاطي روايات بزرگان به دل راه نداد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.