مارا/ ساد، ویراستِ دوم

Shargh - - ادبيات -

ماني سپهري:

اخیرا ویراســتِ تازهای از ترجمه نمایشنامه «مارا/ ساد»، نوشــته پیتر وایس و ترجمه محمد نجفی، در نشــر نیلا منتشــر شــده اســت. «مارا/ ساد» که عنوان کاملش «شــکنجه و قتلِ ژان پل مارا به اجرای ساکنان تیمارستان شارنتون به کارگردانی مارکی دو ساد» است، نمایشــنامهای اســت که پیتر وایس با نوشــتن آن به نمایشنامهنویسی مطرح و شناختهشــده بدل شــد. چنانکه در مقدمه مترجم بر ترجمه فارســی این نمایشنامه آمده است، نمایشــنامههایی که وایس پیش از «مارا/ ساد» نوشته بود چندان مورد اقبال قرار نگرفتند اما نوشتن «مارا/ ســاد» در ســال 1964 و اجرای آن، نامِ پیتر وایسِ آلمانی را سرِ زبانها انداخت. این نمایشنامه، هم توسط کُنراد سوینارسکی و هم توسط پیتر بروک روی صحنه رفت و سروصدای بسیار بهپا کرد و اجرای پیتر بروک از این نمایشنامه یکی از اجراهای تاثیرگذار زمان خود بود. محمد نجفی در بخشی از مقدمه ترجمه فارســی این نمایشنامه درباره واکنشهای مختلفی که «مارا/ ساد» بعد از رویصحنهآمدن برانگیخت مینویسد: «تماشاگران و منتقدانِ بسیاری درگیرِ بحثی پُرحرارت دربارهی نمایش، اجرا و مضمونِ آن شدند. برخی آن را زادهی ذهنی بیمار دانستند که جز نمایشِ کُنشهای پُرخشونت هیچ نمیداند و برخی نیز آن را شاهکاری در ادبیاتِ نمایشــی و گامی بزرگ به ســویِ آیندهای امیدوارکنندهتر در تئاتر تلقــی کردنــد. در تحلیلهــا و نقدهایی که صاحبنظــران تآتر دربارهی مارا/ ســاد و اجرای آن نوشــتند، از وایس به عنوانِ دنبالهروی برشت و آرتو یاد کردند. ظاهرا نمایشنامهی وایس همگان را به واکنش وامیداشت و هیچکس نمیتوانست بیاعتنا از کنارش بگذرد.» داستان «مارا/ ســاد» در سال 1808 در تیمارستان شارنتون، جایی که مارکی دو ســاد در آن زندانی بود، اتفاق میافتد و موضوع آن نمایشــی است که ساد نوشــته و بازیگران آن بیماران تیمارستان شارنتون هستند. ترجمه فارسی این نمایشــنامه با یادداشتی از پیتر بروک، یادداشتی از خودِ پیتر وایس و مقالهای از ســوزان ســانتاگ همراه اســت که یادداشتهای بــروک و وایس در آغاز کتاب و بعد از مقدمه مترجم و مقاله ســانتاگ بعد از متن نمایشــنامه آمده. در بخشی از یادداشت پیتر وایس، درباره پیشینه تاریخی این نمایشنامه، میخوانیم: «آنچه مرا به روبهرو کردنِ ســاد و مارا ترغیب میکند مواجههی میانِ فردگراییِ افراطی و انقلابِ اجتماعی و سیاسیســت. حتا ساد نیز انقلاب را ضروری میشمرد: آثارِ او شورشــی یکپارچهاند علیهِ طبقهی فاســدِ حاکم. اما او از روشهای خشــونتبارِ جاری کناره گرفت و مانندِ هوادارانِ مدرنِ راهحل سوم، در گزینــشِ یکی از دو راهحل موجود تردید کرد. هنگام آزادیاش از زندان در 1790 خود را در خدمتِ مجلس ملی قرار داد و مقامی رســمی در بخشِ تزریقات با مســئولیتِ نظارت بر بیمارستانها به دست آورد. حتا برای مدتی کار قضاوت را بهعهده گرفت. اما ســالهای طولانیِ زندان بر او اثر گذاشــته بودند: همچنان با همه غریبــه ماند و ایجاد ارتباط با همکارانش را دشوار مییافت.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.