خوابنگاری

Shargh - - ادبيات -

«خوابنگاریهای دوازده ســال و یــک بهار» عنوان کتابی اســت از افشین هاشــمی که مدتی پیش منتشر شــد. این کتاب آنطور کــه از عنوانش هــم برمیآید، خوابهایی است که هاشمی در طول دوازده سال و یک بهار از سال سیزدهم دیده است. او درباره خوابهایش نوشته: «آنچه میخوانید واقعن خواب است؛ نه تخیل، نه داســتان؛ خواب. واقعن خواب. همان که هرشب، یا یک شــب درمیان، یا چند شب در میان، یا روزی چندبار میبینیم. آدمهایش هم همینطورند، همانهاییاند که دیدمشان، با همان شــکل و شمایل، در هیاتی که شاید غریــب بنمایند. در اینباره نه تقصیر از آنهاســت و نه مــن و نه خواب. ویژگی خواب اســت. در خــواب همه بیتقصیرند. در خواب همه بیتقصیرند؛ چه من، چه آنهایی که در خوابم هستند، اگر دوست ندارند باشــند، پوزش میخواهم؛ و پوزش که نتوانستم چون دوست ندارند، از خوابم حذفشــان کنم. این نوشــتهها یک گذر صبحگاهیســت؛ گذر بامــدادی یک خوابدیده بر آنچه شــب گذشته دیده، در سفری ناخواسته به دیاری ناشناس، کــه همین کوچه بغلی باشــد شــاید. خوابدیده –همان که سفر کرده- اینک با چشــمانی پفدار و صورتی ناشسته و دهانی خشک، گوشــه ملافه را بر پاهای عریانش میکشد و از این سفر میگویــد.»... هاشــمی خوابهایــش را در این کتاب ســال به سال پشت هم نوشــته و در برخی از خوابها تاریخ دقیق خواب را هم نوشــته است. کتاب به جز این خوابها، یک پیوست و یک پینوشت هم دارد. پیوست تعبیــر خوابها به روایت ایلیا تهمتنی و پینوشــتی از محمد رضاییراد با عنوان «گزارش ســفر به اندروای.» در بخشی از یادداشت رضاییراد میخوانیم: «خوابها هستند و در همانحال، نیستند؛ یا بهعبارتی هستیشان به نیســتی اشــاره میکند، و این هستای و نیستای یا این هستندگی و نیســتندگی یک بازی زبانی نیســت، بلکه بــه واقع خود آن چیزیست که ما خواب میخوانیماش. اما هستی گویا هیچگاه با نیستی تماس مستقیمی ندارد؛ حتی اتصال هستی با نیستی )مرگ( از طریق عالمی بینابینی که برزخ نامیده میشود، رخ میدهد. همین لایه نازک برزخ اســت که اکنون برای ما اهمیت دارد، زیرا خواب درون همین فضای میان هست و نیست رخ میدهد و خصلتی برزخی یا اندروایی دارد .»...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.