جنایت و مکافات

Shargh - - ادبيات -

«جرم داریم تا جرم» نمایشنامهای اســت از آگوست اســتریندبرگ که با ترجمه محمود گودرزی در نشــر نیلا منتشر شده اســت. جنایت، شر، عذاب وجــدان و احســاسِ گنــاه و نیروهای مرموزی که انســان را به سمت شر و یا فکرکردن به ارتکاب اعمال شریرانه ســوق میدهنــد، مضامیــن محوری نمایشــنامه «جــرم داریــم تــا جرم» است. موریس، شــخصیت اصلی این نمایشنامه، نمایشنامهنویسی است در آستانه شــهرت و موفقیت. او پس از توفیقی که بابت اجــرای نمایشاش به دست میآورد، معشوقهاش را رها میکنــد و به فکر زندگــی با زنی دیگر میافتد. اما چیــزی در این میان مانع اوســت؛ موریس دارای فرزندی است. در ادامه نمایشــنامه میبینیم که این فرزند میمیرد. شنیده شده که موریس در لحظهای که از خــود بیخود بوده آرزوی مرگ فرزندش را کرده تا با خیال راحــت بتواند تصمیم خــود را عملی کند. همین باعث میشود به موریس بهعنوان قاتل فرزندش مشکوک شوند و او را به زندان بیندازند. موریس تبرئه میشــود بااینحال اینکه آرزوی مرگ فرزندش را داشته باعث میشود دچار عذاب وجدان شــود. آیا او واقعا قاتل فرزند خویش است و باید بابت فکری که در سر پرورانده مجازات شود؟ آیا این آرزو نیرویــی را فعال کرده که به مرگ فرزند موریس منجر شده است؟ اینها پرسشهایی است که به پرسشی عامتر در باب جــرم پیوند میخورد. موریس ظاهرا عادت دارد در لحظات بیخودی از جــرم و جنایــت و اعمال شــریرانه حرف میزند. نمایشــنامه از گورستان آغاز میشــود. محلی کــه با توجه به ادامه ماجرا وجهی اســتعاری در متن پیدا میکنــد چراکــه در ادامه مرگی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.