سياست در اتاق عمل

Shargh - - سیاست -

وارد سیاست نشو!

ادامه از صفحه اول

دکتر محمود جباورند، رئیس و دبیرکل انجمن چشمپزشــکي ایران که خودش از شــاگردان دکتر هاشــمي بوده هم در مطلبي ضمن اشــاره به ســوابق علمي آقاي وزیر از او خواســته است که دیگر هیچگاه وارد سیاست نشود. او نوشته است: «... براســاس آخرین وضعیت علمسنجي در تاریخ چشــم پزشــکي، در دنیا رتبــه 19 را دارد و در زمینه مقالات علمي عیوب انکســاري چشــم، رتبه سوم جهان از آن اوســت؛ درخصوص اپیدمیولوژي عیوب انکســاري هم رتبه اول جهــان را دارد. بیش از 30 روش جراحي چشــم را بــراي اولین بار او در ایران انجام داده... همه این فعالیتها نشان ميدهد دکتر هاشمي اهل حوزه آرام و دلنشین علم، تحقیق، آموزش و درمان است، نه عرصه پرتنش و آمیخته در راست و چپ سیاست... اینجانب اعتقاد راسخ دارم دکتر هاشمي، نهتنها در دوره پیشِرو نباید مسئولیت وزارت بهداشت را بپذیرد، که دیگر هیچگاه نباید وارد عرصه سیاست شــود و خدمت به مردم و کشورش را ميتواند در حوزه رشــته تخصصي خود و از مسیر التیام درد بیماران و نیازمندان دنبال کند».

عملهاي قبل از وزارت

هاشــمي چهرههــاي زیادي را از راســت و چپ و مراجع تحــت عمل جراحي قرار داده اســت.چه در دوره قبــل از وزارت و چه حــالا که روزهاي آخر وزارت در دولت یازدهم را تجربه ميکند. عملهاي جراحي قبل از وزارت و قبل از تأســیس بیمارســتان نور عمدتا در بیمارستان شــهید شوریده انجام شده اســت. از مرحوم آیتالله هاشــمي گرفته تا مرحوم آیتالله بهجــت، آیتالله توســلي، مرحوم آیتالله موســوياردبیلي، مرحوم آیتالله منتظري، مرحوم آیــتالله مهدويکنــي، آیــتالله موحديکرماني، آیتالله مکارمشــیرازي، حجتالاسلام ناطقنوري، حجتالاســلام عبــدالله نــوري، حجتالاســلام موســويخوئینيها، آیــتالله نورمفیــدي، آیتالله رســوليمحلاتي )پدر همســر ناطقنوري( همســر آیتالله علمالهدي، امام جمعه مشــهد و سرلشکر فیروزآبادي.

عملهاي بعد از وزارت

دکتر هاشــمي بعد از دوره وزارتش همچنان هم سیاسيها و مراجع را معاینه کرده و هم به ضرورت آنهــا را عمل کرده کــه ميتوان به عمــل آیتالله اماميکاشاني، مرحوم آیتالله واعظطبسي، آیتالله وحیدخراســاني، آیــتالله شــبیريزنجاني و دکتــر فرجيدانا به میرحســین موســوي و مهدي کروبي و زهرا رهنورد اشــاره کرد. ایــن عملها و معاینهها معمولا بدون تداخل با اعمال و معاینات عامه مردم انجام ميشــود. ظاهرا یک بــار محمدعلي ابطحي براي انجام معاینه در درمانگاه حاضر ميشــود که حضورش با اعتــراض مردمي مواجه ميشــود که معتقد بودند او بدون نوبت حضور یافته اســت. به همین دلیل هم ســعي شــده تا از تداخل جلوگیري شود. دکتر هاشمي قبل از وزارت هم چشمان حسن روحاني را معاینه ميکرده و حالا هم آیتالله صادق لاریجاني براي معاینه چشــم به هاشــمي مراجعه ميکند. همین اواخر هم چشــمان همســر شــهید مطهــري و قبل از آن هم مادر بــرادران لاریجاني را عمل کرده بود.

ارتباط با مطهري

او البتــه از کودکي با خانــواده پدري مطهري در ارتباط بوده است و خود در یک مراسم در همینباره ميگوید: «زماني که پنجســاله بــودم، مادرم من را به خانه پدر شــهید مطهري ميفرستاد تا به مکتب بروم؛ شــهید علامه مطهري نیز هر سال همزمان با ایام فاطمیه براي سخنراني به خانه پدري ميآمدند و از آن زمان با افکار ایشــان آشــنا شدم. امروز جاي شهید مطهري در کشور خالي است. البته نميدانم اگر امروز بود، آیا تحملش ميکردند یا علیه ایشــان هم افشاگري و حاشیهسازي ميکردند ؟» او در همین سخنراني ادامه ميدهد: «... یکي از پایگاههاي گروه فرقان در مشهد مقدس، بود... یک بار شهید کامیاب من را براي انجام کاري به منزل آشــوري )ایدهپرداز گروه فرقان( فرســتاد. دیوارهاي خانه گلي بود، یک نمد کهنه زیراندازش و چالــهاي به عنوان اجاق در خانه بود و دوچرخهاي قدیمي و فرســوده وســیله نقلیهاش.

عینکــش را هم چســبپیچي کرده و با ســیم ميانداخت پشــت گوشش که همه اینها نماد فقر بود. هنــوز هم بعضيها فکر ميکننــد که باید به این شــیوه زندگي کرد. امروز هم افرادي سندهایي را افشــا ميکنند که ریشــه آن را بایــد در تفکرات گروهکهــاي چــپ ازجملــه منافقیــن و فرقان جستوجو کرد .»...

او بعدا دربــاره ثروت خــودش در مصاحبه با «شــرق» ميگوید که: «مــن از روز اول، تأیید کردم کــه پولدار هســتم. نگفتم کــه نــدارم. آنچه در زندگي ما هست، سر سوزني غیر از مسیر قانوني و شرعي به دست نیامده... دنبال همین ماشینهاي شاسيبلند بودم که گفتند این بهترین ماشین است )پورشــه( که من هم خریدم؛ آن موقع حدود 270 میلیون تومان... از روزي که وزیر شــدم تا الان، یک ثانیه هم پشــت آن ماشین ننشستهام. معتقدم که مسئولیت، بالاخره ضرورتهایي را ایجاب ميکند و یک مســئول نميتواند آنطــوري رفتار کند که قبل از دوران مســئولیتش هســت.. تا امروز آن را نفروختــم، نميفروشــم هم. دلیلــش هم یکي، همسایههاســت... فکر ميکردند من وزیر شدم و حالا ميخواهم ریا کنم.

یکي از دلایل هم پســرم اســت. نميخواستم قضاوتــش راجع به پدرش این باشــد یا به نحوي آموزش ببیند کــه باید ریاکاري کنــد». قاضيزاده اگرچــه به ثروت خــود اذعان کرده؛ امــا در قالب کلینیکهاي سیار نورآوران در مناطق محروم عمل جراحي انجــام ميدهد که این عملهــا در دوره وزارت کاهش یافته؛ بااینحال کلینیک به فعالیت خود ادامه ميدهد.

روز آخر هاشميرفسنجاني

روزي که هاشميرفســنجاني درگذشــت، ناهار را با دکتر هاشــمي صرف کرد. قاضيزاده در روایت آن روز آورده بــود: «... روز یکشــنبه ناهار را دو نفري در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام صرف کردیم. بســیار ســرحال و امیدوار به آینده بودند و نزدیک به یک ســاعت صحبت کردیم. ایشان از مسائل سیاسي روز و آرزوهاي بلندش براي کشــور و انقلاب گفت که بیانش فرصتي دیگــر را ميطلبد. هنوز باور نميکنم کــه این آخرین ناهــار آیتالله بوده باشــد و حالا من مانــدهام و بهتي به بلنداي تمام خاطرات 38 ســال گذشــته... هرچند ازاینپس جاي آیتالله در میان ما خالي اســت؛ اما باورها و مسلک معتدل و برگرفته از قرآن و عقلانیت او همیشه چراغ راهمان خواهد بود».

منتقد صداوسیما

بــا آنکه هاشميرفســنجاني را جــزء چهرههاي اصلاحطلــب قلمداد نميکننــد؛ امــا در بزنگاهها نقدهایي را طــرح کرده که کمتر از زبان اصولگرایان شنیده شــده اســت. ماجراي فیشهاي حقوقي که پیش آمد، در برنامه تا ثریا در تلویزیون حاضر شــد و به سیاســتهاي صداوسیما در برنامه زنده نقد کرد. در آن برنامه، مجري وقتي درباره فیشهاي حقوقي وزارت بهداشــت ســؤال کرد، رو به مجــري برنامه ميگوید: «... بناي شــما این است که جلوي دوربین افشــاگري کنید، ميخواهید، ادامــه بدهید؛ ولي این شــعارتان را عوض کنید و ننویســید کــه دیدگاهي براي پیشــرفت ایران، این رفتار باعث پسرفت کشور ميشــود. من آمدم اینجا نشســتم، شما ميخواهي چهارتــا فیش بگذاري جلوي مــن، خب قبلش بده به من ببینم راســت اســت یا دروغ، به شما بگویم رقم 500وخــردهاي قطعــا دروغ اســت. امیدوارم بقیــه حرفهایي هم که زدید دروغ نباشــد... چرا تا الان ســاکت بودید... چرا دربــاره این همه تخلفاتي که اتفاق افتاد، چیزي ننوشــتید، شما کارتان تخریب دولت اســت... مــردم این حرفهاي شــما را قبول ندارند... نظرســنجي شــما هم احتمالا مثل همین )شــعار( اســت... اگر واقعا ميخواهید به کشــور خدمت کنید، این عینک بدبیني را بردارید.»

حسن قاضيزاده برادر کوچکتر نماینده دورههاي دوم و سوم مجلس شوراي اسلامي است، همچنین، پسرعموي سیدامیرحســین قاضيزادههاشمي و نیز سیداحسان قاضيزادههاشــمي؛ یعني نمایندههاي مشــهد و از اعضــاي جبهه پایداري اســت. با اینکه اقــوام اصولگرایي دارد؛ اما خــودش تأکید دارد که: «فکــر ميکنم هنوز همان جوان 22، 23ســاله اول انقلاب هســتم که هیچکــدام از این رنگهــا نبود. هیچکــدام از ایــن جریانات فکــري و تابلوها وجود نداشت .»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.