کنگرهی ادبیات

Shargh - - ادبيات - سزار آیرا ترجمه ونداد جليلی نشر چشمه

جنونآمیز تصمیــم میگیرد کارلوس فوئنتس را تاگســازی کنــد، اما یک اشــتباه در ایــن فرآینــد بــه اتفاقی فاجعهبــار و مضحــک میانجامــد. «کنگــرهی ادبیــات» رمانــی اســت ترکیبیافته از واقعیت و عناصر فانتزی و علمی - تخیلی. رمان با توفیق راوی در پیداکــردن گنجــی که ســالها در اعماق آب مدفون بوده آغاز میشــود و بعد پای ماجراهای دیگری به میان میآید. در ایــن رمان با نویســندهای روبهرو میشــویم طنزاندیش، آشــنا به فلســفه و درعینحال چیرهدست در قصهپــردازی. آنچــه در ادامــه میخوانید ســطرهایی اســت از این رمــان، آنجا کــه راوی از هویت خود و نابغــهای که میخواهد ســلول او را تاگســازی کنــد پرده برمــیدارد: «البتــه دانشــمند دیوانه خــود منم. شــاید برملا کردن هویت مــرد نابغه کمی دردسرساز باشــد اما بهتر است وقت را با حدس و گمان تلف نکنیم: نابغه کارلوس فوئنتس اســت. فقط به همین دلیل کــه خاطرم جمع بود او در کنگــرهی مریدا شــرکت میکند حاضر شدم به کنگره بروم. میبایست آنقــدر به او نزدیک شــوم کــه زنبور تاگسازیشــدهام بتواند سلولی از او بردارد. دسترسی به او فرصتی بینظیر در پیشبــرد اقدامات علمیام بود. او را در سینی گذاشته به من تعارف کرده بودنــد و حتا پول بلیت هواپیما را هم از جیب نمیدادم؛ اصلا نداشــتم که بدهم چون ایــن اواخر وضعم ناجور بــود، یعنــی درواقع قبــل از ماجرای ریســمان ماکوتو. یک ســال بدبختی و درماندگــی بر من گذشــته بود. در نتیجهی بحران جــدی اقتصادی که خاصه در کار نشــر بســیار اثر گذاشته بود بــیکار مانده بــودم. بااینهمه از آزمایشهایم دست نشسته بودم چون به سبب ماهیت کارهایی که میکردم به پول نیاز نداشتم »...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.