سمنها تهديد نيستند، فرصتاند

Shargh - - تخته سفيد - حسين دهقان*

حضور ســازمانهاي مردمنهاد در امر آموزش براي نظام آموزشي کشــور تهديد نيست، بلکه باعث افزايش کارآمــدي در عملکــرد آن ميشــود. در همهجاي دنيا محدوده کار نظام آموزشــي هر کشوري بر اساس ميزان و ضريب مشــارکتي کــه وجود دارد متفاوت اســت، اما در هيچکجاي دنيا اينگونه نيســت که آموزشوپرورش بهطور صددرصد از حيطه کار دولت خارج شــده باشد. از آموزشهاي متمرکز صددرصــد دولتي در نظامهاي مختلــف آموزشــي در دنيــا داريم تــا آموزشهايي که توانســتهاند حداکثر مشــارکت مردمــي را جلب کنند. حضور ســازمانهاي مردمنهاد در امر آموزشوپرورش بــه اين معني نيســت کــه آموزشوپــرورش نتواند در شــکل فعلــياش ادامــه حيات دهــد، بلکــه، تجربه بسياري از نقاط دنيا نشــان ميدهد خيلي بيش از اينها وظايف به ســازمانهاي مردمنهاد ديگر واگذار شــده و آموزشوپــرورش در جــاي خودش باقي مانده اســت. نکته اينجاســت که وقتي نظام آموزشي توانسته بخشي از وظايف را به مردم واگذار کند، چابکتر و چالاکتر شده اســت. حيطه وظايف آموزشوپرورش بســيار متنوع و گسترده است. يکي از اين گستردگيها در بُعد جغرافيايي تعريف ميشــود که ممکن اســت برخي از مسئولان در طول دوره مديريتشــان نتوانند حتي يکبار هم به برخي مناطق جغرافيايــي و حوزههــاي زيرمجموعه خود در کشور سر زده و در آنجا حضور پيدا کنند يا براي آن مکان کاري انجام دهند. در اينجاست که يک سازمان مردمنهاد ميتواند در آن حيطه و در آن نقطه بسيار موفقتر عمل کند. درواقع با واگذاري برخي از وظايف آموزشوپرورش به ســازمانهاي مردمنهاد در برخي نقــاط ميتوان به موفقيتهاي چشــمگيري در اين امر دست يافت. البته اين به معناي خصوصيسازي امر آموزش نيست، چراکه اساســا ســرمايهگذاري در آموزش و بهداشــت وظيفه اصلي دولتهاست و اگر در خصوصيسازي افراط شود، نابرابريهاي اجتماعي از طريق آموزشوپرورش توسعه پيدا کرده و بازتوليد ميشوند. بهعنواننمونه چندينسال پيش طــرح مــدارس هيئتامنايي مطرح شــد که کار خلاقهاي بود. بهاينترتيب که در مدارســي که نميتوان بهخوبــي مديريت کــرد و ناکارآمديهايــي وجود دارد، ميتوان در قالب هيئت امنا مسئوليتها را به ترکيبي از اوليا و متخصصان واگذار کرد. اين هم يک قالبي اســت که اصليترين واحد آموزشــي؛ يعني مدرســه را واگذار ميکند. هيئت امناي مدرســه ميتواند اختيارات زيادي داشته باشد، حتي در کتب درسي ميتواند ورود پيدا کند. کمتر جايي در دنيا وجود دارد که مثل نظام آموزشــي ما در تهران بنشــيند و براي تمام نقاط کشوري به پهناوري ايران کتاب بنويسد. نميتوانيم همه اينها را در يک قالب ببريم و يکسانســازي کنيم. اينها بايد واگذار شــوند که يکي از قالبها سازمانهاي مردمنهاد هستند. عملکرد اين مدارس خوب شروع شد، ولي نتوانست موفق عمل کنــد و ديگر توســعه پيدا نکرد. يکي ديگــر از نهادهاي مشــارکتکننده در امــر آموزشوپــرورش، خانوادهها هستند. انجمن اوليا و مربيان در جاهاي ديگر دنيا دولتي نيســت و قاعدتا بايــد در قالب يک ســازمان مردمنهاد فعاليت کند، اما به دليلي که هنوز کســي پاســخش را نميدانــد، در فراينــدي انجمن اوليا و مربيــان دولتي و بخشــي از آموزشوپرورش شده است. طبيعي است که ناکارآمد ميشود و نميتواند اثر خوبي داشته باشد. وقتي از مردم ميخواهيم مشارکت بگيريم بايد به آنها اختيار هم بدهيم. هر انجمن اوليا و مربياني بايد بسته به سلايق خانوادهها اختيارات مشــخصي داشته باشــد تا بتواند تغييراتي در محدودههاي تعريفشده خودش ايجاد کند.

*دكتراي جامعهشناسي آموزشوپرورش

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.