کودکان در استثمار جامعه يا جامعه در استثمار کودکان

Shargh - - تخته سفيد - مبينا غربا*

خالق اثر جاويدان اميل، بنيانگذار قــرارداد اجتماعــي، ژان ژاک روســو؛ روحت شــاد بــاد. وي آغــاز يادگيري کــودکان را نــه در ســنين ابتدايي، نه در دوره پيشدبســتان، بلکــه از آغاز کودکي ميدانســت. آمــوزش دوران نخست کودکي موجب ايجاد و تثبيت جنبههايي از رشد در کودکان ميشود که يکي از اين جنبهها توجه به سازگاري اجتماعي و رشــد عاطفــي در کودکان اســت. اگر اين ســخن روانشناسان را بپذيريم که شــخصيت اصلي کودکان در چهار ســال اول زندگيشــان شکل ميگيــرد، بنابرايــن زمان انعقــاد اين ســازگاري و ارتباط مناســب و بهنجار کودک بــا اجتماع نيــز در همين زمان شکل ميگيرد. تعليم و تربيت والدين در ايــن برهه به کــودک کمک ميکند که بــا محيط اطــراف خود دوســت باشــد، ارزشها و هنجارهاي جامعه خــود را بشناســد و بداند کــه جامعه ايمن ســاخته نميشــود، مگــر آنکه خانوادههايــي ايمــن در دل آن زندگي کنند و کودک ايراني بهخوبي ميآموزد کــه در جامعــهاش چگونه باشــد و چطور حقوقشهروندي را رعايت کند. او بهخوبي ميداند که روزي که بزرگ شــد، در محيط کارش چطور دوســوم زمــان اداري را بــه رتقوفتق مســائل شخصي و بررســي گوشي همراهش بپردازد؛ بهخوبــي ميداند که چگونه براي حل مشــکلاتش با پول از ديگران کمــک بگيرد و مشــکلش را حل کند. او بهخوبــي آموختــه اســت کــه از کودکــي حق خــود را از همه بگيرد و هنگام اســتفاده از قطار درونشــهري پاي همه را لگد کنــد و براي خودش، عروسکش، کيفش و مادرش جا بگيرد و بدون پلکزدن در چشــم پيرزنها و پيرمردها خيره شود و به خودش ببالد، آري اينها مفهوم ســازگاري اجتماعي را القــا ميکند و کــودکان ما بهخوبي از دوران نخســت کودکي با اين موارد آشنا ميشوند. آنها ميدانند که هرکجا دلشــان بخواهد ميتواننــد آب دهن بيندازند و بــراي رفع حاجت نيازي به استفاده از ســرويس بهداشتي ندارند، فضاي ســبز اتوبانها، پشت درختها و لب جويها را مکان مناســبي براي اين کار ميدانند، چراکه از اوان کودکي با اين موارد عجين شــدهاند. شــهروند دموکراتشــدن کــودک ما مســتلزم پرورش آنان در محيطي شايســتهپرور است. چنين محيطي ساخته نميشود، مگر بــا حضور پدر و مــادري که براي کودکشــان وقــت صرف کننــد؛ پدر و مــادري کــه ميگويند، ميشــنوند و رفتار شايســته از خود بروز ميدهند و بهخوبي ميدانند که دختر خوب و پسر خوب زماني معناي حقيقي مييابد که مادر خوب و پدر خوب وجود داشــته باشــد؛ پدر و مادري که بدانند کودکان از رفتــار افراد شــاخص زندگيشــان همانندســازي ميکننــد. آمــوزش شــهروند خوببــودن بــه کــودکان نيازمند يک برنامهريزي اســت، آنهم برنامهريزي براي آموزش مهارتهاي گوناگــون زندگي بــه آنــان؛ اين نوع آمــوزش بســتري را ايجــاد ميکند که کــودکان در آن بــا وظايف خود و حقوق خود آشــنا شــوند و بهخوبي درک کنند که مشارکت مدني يا همان ســازگاري اجتماعي را خود انسانها پديد ميآورند. آموزش شهروندي به کودکان با بايدهــا و نبايدها يا بکنها و نکنها ميســر نميشــود، بلکه اين واقعيت اجتماعي که از شاخصهاي اصلي دموکراسي در جامعه بهشمار ميآيد، از طريق رفتار شايسته والدين بهخوبي به کودکان انتقال مييابد.

*پژوهشگر مؤسسه مطالعات كودكي

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.