نگاهی به فیلم «برادرم خسرو» گزارش «بیتعادلی»

Shargh - - سينماي -

محمدرضــا مــرادی: فیلم «بــرادرم خسرو» داســتان کشمکش دو برادر را روایت میکند که یکــی در قالب والد نمــود یافته و دیگری هنــوز در کودک خود مانــده اســت؛ دو بــرادر که در خانوادهای مردسالار رشــد کردهاند و پدر نقش بسیار پررنگی در شکلدهی آینده هرکدام داشته است که نام آنها نیز از علاقه شــخصی پدر به شــاعری کلاســیک؛ یعنی ناصرخســرو، نشئت گرفته اســت. ناصــر، بــرادر بزرگتر، در روند عبــور از مراحل ســنیاش از پــدر الگوبــرداری کرده و مســیر او را ادامه داده اســت. او که همواره مورد حمایت خانواده بــوده، خود را فردی موفــق میداند و مدعی اســت برای بهدستآوردن موفقیت باید هزینهای پرداخت. در روند داستان فیلم آرامآرام آگاه میشــویم کــه بهــای موفقیت ناصــر خودسانســوری و ســرکوب شــدید بخشهایی از وجودش است؛ بخشهایی که ممکن بود از او انسانی منعطفتر بســازد. ناصر پس از مرگ پدر نماینده جایگاه او در خانواده است، خشک و حسابرس اســت، هیچگونه بینظمــی را نمیپذیــرد، دیگــران را قضاوت میکند و بهجای آنان تصمیم میگیرد. حتی برای همسر و همکارش کــه در حادثهای تصادفی، اشــتباهی، هرچند فاحش، مرتکب شــده اســت، تصمیمگیری میکند و برای او در ادامه زندگی، نقش خانهداری را برمیگزیند و درواقــع او را به خانه تبعید میکند. ناصر به گذشتهاش افتخار میکند و از میراث فکــری و فرهنگی پدر بهخوبی در قلعــه تنهایی خود یــا اتاق کارش پاســداری میکند. او برای رســیدن به جایگاهش تلاش کرده، خود و دیگران را مدیریت کرده، بر زندگی حرفهایاش متمرکز شــده و خــودش را به فردی عملگــرا تبدیل کــرده اســت. ظاهر زندگی او نیــز بهخوبی این موفقیت را برای او تثبیت میکند: خانهای مجلل، همسری گرم و پذیرا و پسری هنرمند و سربهراه، پنجرههایی که رو به درختان پرمیــوه باز میشــوند و بهزودی وقت برداشــت آنهاســت. بــهزودی وقت برداشــت محصول زندگــی ناصر نیز فرامیرســد. او در حــال آمادهشــدن برای یك ســخنرانی مهــم در آلمان اســت؛ ســخنرانیای که برای تثبیت موفقیتش بســیار اهمیت دارد، اما در این بین ســایهها فرامیرســند و روند روبهرشد زندگی ناصر را مختل و بیننده را با بخشهای دیگر شــخصیت ناصر آشنا میکنند؛ بخشهایی از شخصیت او کــه به آنها بیتوجه بــوده یا آنها را سرکوب کرده است. «سایه» مفهومی است که یونگ آن را مطرح کرده است. او نیمه تاریک وجود را «سایه» مینامد و میگوید: «ســایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید». سایه شامل تمام آن ویژگیهای شخصیتی ماست که ســعی میکنیم آنها را پنهان، نفی یا ســرکوب کنیم؛ ویژگیهایــی که از نظــر دوســتان و اطرافیــان و از همه مهمتر خودمان پذیرفتنی نیســت. در روند فیلم، ناصر آرامآرام در شــرایطی که پیش میآید با ســایههایش درگیر میشود؛ ســایههایی که او همواره در حــال کنترل آنها بوده اســت. او حتی شــبها نیز با دوز مشخصی از قرص خواب به بســتر میرود تا افکار خللی در خوابــش ایجــاد نکننــد و خواب ســنگین، با کمک قرصهــا، رؤیاهای تیرهاش را از او دور کند. با ورود خسرو به زندگی ناصر، اینبار سایهای از جنس خود ناصر به زندگیاش وارد میشود. این میهمان ناخوانده در برهه حساس زندگی ناصر و در چندقدمی رسیدن او به قله موفقیت ســر میرسد. این دو برادر کــه دوران کودکی و نوجوانی را با هم گذراندهانــد، نقش اثرگذاری در خاطرات یکدیگر داشتهاند. خسرو که وجه کودک و ســایهگون ناصر اســت، گویی از دل رؤیاهای سرکوبشده ناصر به بیرون خزیده اســت تــا از او انتقام بگیــرد. هرچند ناصر گمان میکند به هویت شخصی و اجتماعی ایدهآلش رســیده است، خســرو حتی نمیداند کیست و در حدود 40ســالگی هنوز برای اثبات وجــودش تقلا میکنــد و هرچقدر ناصر خــود را موفق میدانــد، بهظاهر با اعتمادبهنفس است، خســرو به خودش ناسزا میگوید و دیگر امیدی به خود ندارد.

ادامه در صفحه 11

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.