ايران در کنار جهان

Shargh - - زاويه - فائزه طباطبایی

مالتا، جزیره کوچکی است در مدیترانه، جنوب سیسیل با 316 کیلومتر وســعت و حدود 400 هــزار نفر جمعیت )قابل مقایســه با قائمشهر خودمان شــاید(. مالتا بعد از تصرف اسپانیاییها، پرتغالیها، رومیها، عربها، نورمنها و انگلیســیها بالاخره در سال 1964 از زیر سلطه انگلیس خارج شد و اعلام استقلال کرد. البته تا سال 1974 همچنان غیرمســتقیم زیر نظر ملکــه ماند تا اینکه در ســال 1974 اعلام جمهوری کرد. درحالحاضر مقام نخست مملکت ریاستجمهور است اما قدرت اجرائی در دست نخستوزیر کشور اســت. با توجه به اینکه مالتا کشور کوچکی است و امکان داشــتن سفارتخانه در کشورهای دیگر دنیا را ندارد، از میان اتباع کشــورها کنسول افتخاری انتخاب میکند که این افراد تا حدودی نماینده مالتا در آن کشــورها باشــند. درحالحاضر مالتا حدود 150 کنســول افتخاری دارد که از این تعداد 12 نفرشان زن هستند. هر دو سال یکبار طی یک سمینار دوروزه همه کنسولهای افتخاری را دعوت میکنند و آنها را در جریان آخرین تغییرات کشــور در زمینه قانونی، سیاسی و اجتماعی قرار میدهند. کنسولهای افتخاری با هم آشنا میشوند و چون هرکدام در کشور خودشان حرفه تخصصی خاصی را دنبال میکنند، از آشناشدن با یک فرد متخصص در کشــور دیگر بهشدت اســتقبال میکنند. من هفت سال است که کنسول افتخاری مالتا در ایران هستم و بعد از یک دوره غیبت )سال 2015(، امسال در این سمینار شــرکت کردم. روایت آنچه در این دو روز گذشت، حکایت عجیب یا پیچیدهای نیست. حس جدیدی است که حیفم آمد تنها برای خودم نگه دارم.

آغاز برنامه: شب قبل از سمینار، دعوت وزیر خارجه بودیم در یکی از ساختمانهای قدیمی دولتی. میهمانها همه با خانواده دعوت بودند و گوشهای از حیاط چهار نوازنده ویلن آهنگهای کلاسیک میزدند. وزیر خارجه و همسرش دم درِ ورودی ایستاده بودند و خوشامد میگفتند.رئیسجمهور و همســرش بودند، نگاهی به جمع انداختم و کســی به نظرم آشــنا نیامد. راســتش از بعد از تنگترشــدن حلقه تحریمها، حضور در جمعهای بینالمللی برایم خوشــایند نبود، معمولا آشــناها از اینکه دیگر نمیتوانند با ایران کار کنند ابراز تأسف میکردند و ناآشناها هم خیلی محترمانه از آشناشــدن طفــره میرفتند. میهمانهــا یکییکی جلو آمدند و خود را معرفی کردند. علاقه داشــتند درباره ایران حرف بزنند؛ از پایان مسئله هستهای و تحریمها، رفتوآمد هیئتهای تجــاری به ایران، حماقتهــای ترامپ، روابط اعراب با قطر، رابطه ایران با عربســتان سعودی، این وسط یکی هم پرسید: «شــما در ایران عربی صحبت میکنید؟» تا آمدم پاسخ دهم ما فقط خط و الفبای مشترک با اعراب داریــم، دیگران مجابش کرده بودنــد که زبان و فرهنگ ما بسیار متفاوت است! و کلی از سابقه فرهنگی ایران و سپس از جنگ ایران و عراق صحبت شــد و اینکه ایران تنها بود و عراق حمایت اعراب و غرب را داشت و درنهایت رسیدند به اینکه بین ایران و عربستان جنگ نخواهد شد چون عربستان جرئت جنگ با ایران را ندارد. ناخودآگاه اوضاع را با ســال 2013 مقایسه میکردم؛ سالی که سخن فقط از تحریم بود.

روز اول سمینار: قبــل از ناهار سخنرانیهای متعددی بود، بعد از ناهار هدایت شــدیم به ســالنی کــه دور تا دورش ادارات میز گذاشته بودند و فقط دولتیها دعوت داشتند.

با قســمتهایی که ســؤال داشــتم صحبــت کردم و اطلاعــات گرفتم. یکی از دولتمردان مالتا که در دانشــگاه معمــاری تدریس میکرد جلــو آمد و گفت بــا خواندن مقالات اســتادان و دانشجویان ایرانی متعجب شده است. از چیزهایی گفت که هرگز به چشم ما نمیآمد. نفر بعدی از نفت و پالایشــگاه و مشــتقات نفتی پرسید. نفر بعدی از توریســم و ویزا و هتل و شــرایط اقامت و شهرهای دیدنی ســؤال کرد. نفر بعد درباره مسائل فرهنگی، بعدی از ثبت شــرکت خارجی و مناطق آزاد و مالیات... مســئول سالن آمد برای راحتی مراجعهکنندگان میز و صندلی گذاشــت. بروشور نداشــتم که بگذارم روی میز اما سر که بلند کردم این میز از بقیه میزها شــلوغتر بود. بعد از 20 ســال کار در زمینه تجارت بینالملل و شرکت در سمینارهای مختلف، انگار ایران دوباره زنده شده بود و نفس میکشید.

روز دوم: صبــح را با بازدید از ســاختمان پارلمان شــروع کردیم؛ ســاختمان مدرنی که سه سال پیش درست وسط قسمت قدیمی شهر به وسیله یک معمار ایتالیایی بنا شده و بعد رئیس مجلس درباره تاریخچه دموکراســی در مالتا صحبت کرد و با حضار عکس یادگاری گرفت. عکسهای رؤســای قبلی مجلس را نشــان و توضیح داد که دو، سه نفر از آنها بعدها نخســتوزیر شدند. روی عکس خانمی توقف کرد که ســال 1998 رئیس مجلــس بود و توضیح داد کــه متأســفانه فقط همین یک رئیــس مجلس زن را داشــتهاند در بین 20 رئیس مجلس و ادامه داد که وقتی برای اولینبــار رئیسجمهور زن انتخــاب کردند که فقط شش رئیسجمهور یا نخستوزیر زن در جهان بود. )زمان گلدا مایر و ایندرا گاندی( و البته الان هم رئیسجمهورشان زن اســت و دارند تلاش میکنند به استانداردهای اتحادیه اروپا درخصوص ایجاد فرصتهای ارتقا برای زنان برسند.

بعــد از ناهــار باز هم ســخنرانیهای معمــول مانند سمینارهای دیگر میرســد به موضوع سیاست خارجی. خانم ســخنران میگوید که ما به دنبال صلح هســتیم و خواهــان رابطه خوب بــا همه... مدتــی حرفهای کلی میزند اما از هیچ کشوری نام نمیبرد تا میرسد به توافق هستهای و میگوید ما از این توافق بسیار خوشحال شدیم. سطح روابط دیپلماتیکمان را با ایران افزایش دادیم.

روز آخر: در راه برگشت به این فکر میکنم که در این سفر، کنســولهای افتخاری از کشــورهای مختلــف )از جزیره موریس و ماداگاسکار تا اســترالیا و نیوزیلند، کره، اندونزی و مالــزی گرفتــه تا آلمان، فرانســه و ایتالیا تــا مراکش و آفریقایجنوبی تا شیلی، بولیوی و کانادا( و به قول خودشان از چهار گوشــه دنیا آمدند و صحبت کردیم. انگار هرکس میخواست ســهم خودش را از منزویکردن ایران جبران کنــد. حالا دارم با کلی کارت ویزیت و اطلاعاتی که پشــت آنها نوشتهام، برمیگردم. هنوز یادم نرفته سمینارهایی که افراد آشنا جلو میآمدند و میگفتند: ما دلمان میخواهد با ایران کار کنیم اما به خاطر تحریمها نمیتوانیم. افراد غریبه هم در آن ســالها قدمی برای آشنایی برنمیداشتند. یادم مانده تمام وقتم صرف این میشد که بگویم ما نه تروریست هستیم و نه حامی تروریســم. یادم نرفته که انجمن زنان شاغل در کشتیرانی WISTA درخواست عضویتمان را به علت تحریمها رد کردند و نوشــتند: « اعضای ما نمیتوانند در جلســهای حضور داشته باشــند که در آن یک عضو از یک کشور تحریمی هم هست » . هنوز هم درجستوجو این صورتجلسه مجمع خودش را به رخم میکشد. حالا این روزها که تحریمهای سازمان ملل و اتحادیه اروپا برداشته شده و فقط تحریمهای آمریکا مانده، کسی دیگر از تحریم حرف نمیزند. موضوع حلنشــده فعــلا انتقالات مالی و بینبانکی است که هنوز زیر سایه تحریمهای آمریکا مانده و همه مشتاق حلشدن آن هستند. چه خوب که روحانی را انتخاب کردیــم، چه خوب که روحانی ظریف را انتخاب کرد. چه خوب که ظریف یادشان آورد که با ملتی بافرهنگ، باشــعور و صلحطلب طرف هستند که از تهدید خوشش نمیآید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.