بازگشت نئولیبرالیسم به آمريكایلاتین

Shargh - - جهان - داویسون بلم لوپز استاد روابط بینالملل

نئولیبرالیســم برای عده زیادی یک کلمه ممنوعه محســوب میشود؛ نگرشــی که فیالذاته خوب یا بد نیست، بلکه بیشتر وسیلهای است برای رســیدن به یک هدف. با اعمال سیاســتهای نئولیبرالــی از قبیل ریاضت اقتصادی، مقرراتزدایی مالی، تجارت آزاد و خصوصیســازی داراییهای عمومی، حــوزه و قلمرو عملکرد دولت به شــکلی هدفمنــد به حداقل میرســد تا چیزی نتواند مانع بازار و عوامل سودجوی آن شود. طبق گفته مدافعان این دیدگاه، این وضعیت چیزی نیســت جز یک «شــر ناگزیر». در آمریکایلاتین نیز نئولیبرالیسم بارها به کار بسته شده و نهتنها تاکنون جواب نداده، بلکه در عمل، نتایج فاجعهباری را رقم زده است. بااینحال، بهجای عبرتآموزی از اشتباهات گذشته و جستوجوی یک مسیر سیاسی متفاوت، نخبگان سیاســی در آمریکایلاتین در جســتوجوی همان سیاستهای فاجعهبــار نئولیبرالیانــد. در کمال تعجــب، بزرگتریــن و ثروتمندترین کشورهای منطقه آمریکایلاتین از جمله برزیل، مکزیک و آرژانتین بار دیگر به این سیاستها روی آوردهاند.

شکستهایدهه1990

لطماتی که نئولیبرالیســم به مــردم آمریکایلاتیــن وارد آورد، هنوز از خاطرهها پاک نشــده است. در اواخر دهه ۱9۸۰ و ســالهای آغازین دهه ۱99۰، برزیل، آرژانتین، مکزیک، ونزوئلا و پرو همه از سوی رؤسایجمهوری دستراســتی اداره میشــدند که فرمول نئولیبرالــی بهاصطلاح «اجماع واشــنگتن» را در دستور کار داشتند. در آن دوران، این ایدهها اندکی معنادار بودند زیرا که ایالات متحده )با رونالد ریگان( و اروپا )علیالخصوص بریتانیا با مارگارت تاچر(، این ایدهها را به کار بسته و نتایج مثبتی نیز به دست آورده بودند. بااینحال، نتایج سیاســتهای اجماع واشــنگتن در آمریکایلاتین فاجعهبار بود: رکود تولید ناخالص داخلی، افول تدابیر حمایت اجتماعی، تمرکــز درآمد و افزایش فقر، بیکاری و افزایش چشــمگیر جرم و جنایت. در برخی از این کشــورها، حتی تورم نیز مهار نشد. در نتیجه، فرناندو کولار دی ملو، رئیسجمهور وقت برزیل، اســتیضاح شــد؛ آلبرتو فوجیموری، رئیسجمهــور وقت پرو، بــه ژاپن فرار کرد و کارلوس پــرز، رئیسجمهور وقت ونزوئــلا، در پی درگیریهای خونین کاراکاس از قدرت کنار گذاشــته شد. اینها تنها بخشــی از نتایج فاجعهبار اتخاذ سیاستهای نئولیبرالی در آمریکایجنوبی بود. حال در کمال تعجب و بعد از ۲۵ سال، دوباره سروکله نئولیبرالیســم در این منطقه پیدا شده اســت. در برزیل، آرژانتین، مکزیک، کلمبیا، پاراگوئه و پرو، نئولیبرالهایی مغرور در مقام رئیسجمهور بر ســر کار هستند و این در حالی است که در مابقی جهان، حمایت از تولید داخلی در دســتور کار قرار گرفته اســت؛ دونالد ترامپ در ایالات متحده، ترزا می در بریتانیــا، نارندرا مودی در هند، ولادیمیر پوتین در روســیه و رجب طیب اردوغان در ترکیه، مشتی نمونه خروار از طرفداران تولید داخلی و ملیاند. درواقع، پس از بحران مالی ۲۰۰۸، آمریکایلاتین نتوانســت خود را با سایر کشــورهای درحالتوســعه همگام کند و به همین خاطر به راهحلهایی نابهنگام روی آورد، اما بعد از مدتی، کشــورهای درحالتوسعه در نیمکره غربی بهخاطر جلوگیری از ریسک عقبافتادگی، تصمیم گرفتند اقتصادهای خــود را روی جهان بیرون باز کنند. اما چرا؟ بــا وجود تمامی آن خاطرات تلخی که نئولیبرالیســم در آمریکایلاتین زنده میکند، رهبران سیاسی در آمریکایلاتین خیرهسرانه مصر به قدمگذاشتن در مسیری اشتباهاند: این تنها راه رهایی اقتصادی است. هیچ آلترناتیو دیگری وجود ندارد.

«اجماع برازیلیا»

درحالحاضــر، بزرگتریــن فصــل از دوره جدیــد نئولیبرالیســم در آمریکایلاتین در برزیل نوشــته میشــود. میشــل تمر برای فرار از عزل و زندانیشــدن، تمام توان خود را معطوف به اجرای برنامهای از اصلاحات نئولیبرالــی در زمینه قانون کار، نظام حقوقــی و روالهای حاکمیت کلان اقتصادی کرده اســت. درحالیکه دو بخش نخســت دستور کار تمر برای قانونی و اجرائیشدن به تأیید کنگره برزیل بستگی دارد، مورد آخر تقریبا در حال اجراست: برزیل خواستار عضویت کامل در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی OECD() شــده اســت تا نشــان دهد که چقدر این کشور تشنه سرمایهگذاری اســت. جالب اینکه بازگشت نئولیبرالیسم در آمریکایلاتین اینبــار بعد از یک دهه امیدبخش و همراه با رفاه نســبی صورت میگیرد. در دهه ۲۰۰۰ و بعد از شکست اجماع واشنگتن، برزیل به الگو و سرمشقی برای مدیریت دولتی بدل شد؛ این موفقیت نتیجه ترکیب محافظهکاری در سیاســتهای اقتصادی )یعنی ترکیبی از ریاضت، کنترل تورم و اســتقلال بانک مرکزی( با برنامههای حمایت اجتماعی قوی بود. از آن پس، بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، این مسیر را در پیش گرفتهاند و به همین خاطر برخی روزنامهنگاران و دانشگاهیان به آن لقب «اجماع برازیلیا » دادهاند. در این دوره، در بخش وسیعی از آمریکایجنوبی، تدابیر اجتماعی به یک برگ برنده در انتخابات بدل شدند. علاوهبراین، برنامه وزارت بهداشت برزیل به منظور جلوگیری و درمان ایدز به الگوی بسیاری از کشورهای آفریقایی بدل شد. به اینها باید درخواست بســیاری از رهبران کشورهای عربی و آسیایی برای همکاری با برزیل در زمینه کشــاورزی را نیــز اضافه کرد. حتی گفته میشود که اجرای برنامه امنیت غذایی تحت عنوان «گرسنگی صفر » علت انتصاب خوزه گرازیانوی برزیلی به ســمت ریاست سازمان فائو بوده است. البته با توجه به رکود اقتصادی و بحران سیاسی در دوران ریاستجمهوری دیلما روســف و میشــل تمر، برزیل نهتنها دیگر آن نقش الگویی را ندارد، بلکه داســتان خوش آن دوران کوتاهمدت نیز به دســت فراموشی سپرده شده است.

درواقع، چرخش ۱۸۰ درجهای در این منطقه تنها دو یا ســه ســال به طــول انجامید. حال ســؤال اصلی این اســت که چطور میتــوان انتظار داشــت نئولیبرالیســم اینبار به خیر آمریکایجنوبی تمام شــود؟ این یک باور فراگیر اســت که انجام چندباره یک کار و انتظار بهدســتآوردن نتایج متفاوت، دیوانگی اســت. بهعبارتدیگر، انســان عاقل دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشــود. بااینحال، به نظر شاهد حاکمشــدن همین «دیوانگی» بر سیاســت در آمریکایلاتین هســتیم. آمریکایلاتین بهجای چرخش به ســوی سیاســتهای ویرانگر نئولیبرالی، به نظر باید در فکر بازگشــت به سیاستهایی باشد که در دهه گذشته چتر حمایتی بر سر محرومترین اقشار جامعه گســتراند. اکنون وقت زندهکردن پروژه رفاه برای یک آمریکایلاتین مستقل است.

منبع: الجزیره

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.