مبالغهگویی در اقتصاد را متوقف کنيم

Shargh - - اقتصاد - ادامه در صفحه 19

اينكه قــرارداد برجــام از منظر اقتصــادی، نقــاط ضعف قابل تأملی دارد، قابل انكار نيست. آن ضعفها را هم میتوان نتيجه دايره محــدود «نزديكان» دانســت. میدانيم كه در ميان فعالان اقتصادی، از زمــان دفاع مقدس، بودند نيروهايی كه تجربيات ارزشمندی در مذاكرات اقتصادی و انعقــاد قراردادهای خارجی، ناشــی از شكســتها و تجربيات حاصله آنها در اجرا، بهدســت آورده و استفاده از آنهــا قطعا بر توانايی تيم نمايندگی ما میافزود. با اين همه و با وجود مخالفتها و كارشــكنیها، انتخاب تيم مذاكرهكننــده و دســتاوردهای آن جــای قدردانی دارد. بیترديد در ارتباط با كشــورهای ديگــر و بهرهبرداری از فرصتهايــی كه پديد میآيد، میتــوان عملكرد بهتری داشــت. البته به دليل ساختار بيمار اقتصاد و ناكارآمدی بخشهــای صنعتــی و تجــاری كشــور، ازجمله تعدد مراكــز قدرت و عــدم تصميمگيــری متمركــز در حوزه مســائل اقتصادی، بهرهگيــری از فرصتها كار آســانی نيســت. عدم بهرهگيری مناســب از فرصتها، ازجمله در جريــان برهمخــوردن رابطه تركيه و روســيه يا قطر و همســايگانش در خليجفــارس جديدتريــن نمونهها ازدســترفتن فرصتهايی است كه فراهم آمد، نشان از وجود ضعفهای اساســی اســت، هرچند كه فهرست فرصتهايی از اين دست بســيار طولانی است. بنابراين همه ناكامیها هم ارتباطــی با برجام ندارند. پيامدهای توافق برجام برای بازيگران عرصه اقتصاد كشور متفاوت اســت و از همين زاويه نيــز میتوان و بايــد در ماهيت نقدهايی كه درباره اين توافق شــنيده میشود، تأمل كرد. نگاهی به شــرايط قبل از برجام و خســارتهايی كه به كشور تحميل شد، آموزنده است.

1- گــروه اول، مــردان ميــدان اقتصــادی، يعنــی توليدگرانی كه توليــدات دارای عمقهای توليدی قابل قبولی داشــتند، بيشــتر از همه صدمه ديدند. اين گروه، در نبود فرماندهانی در سنگرهای بتونی، بیپناه و بدون پشــتيبانی از سوی دولتها و قانونگذاران، به حال خود رها شــدند و در گرداب فــرو رفتند. آنهــا از جان و مال گذشته و آبروی خود را وثيقه گذاشتند تا ميدان را خالی نكنند، اما بیمهری نهادهای سياســتگذاری و مديريت اقتصادی، كه متأســفانه هنوز هم ادامه دارد، تلاش آنها را بیثمر میكرد.

2- گروه دوم كسانی بودند كه به بركت ساختار بيمار اقتصاد و روابــط و امتيازاتی كه از آن برخوردار بودند، از منابع بيتالمال بهره میگرفتند )و هنوز هم میگيرند(. در مورد اين دســته میتوان گفت كه اگر همهجا را هم آب ببرد، خواب راحتشــان برهم نمیخورد و به منابعی كه در دسترشــان اســت خدشــهای وارد نمیشود. اين دسته نه پاســخگوی هزينههای نااطمينانی تصميمات اتخاذشــده و تأثيرگذار در اقتصاد كلان هســتند و نه اين تصميمات تأثير چندانی بر منابع رانتی آنها دارد.

3- دسته ســوم كســانی بودند كه در شرايط تحريم و در فرســنگها دورتر از ميدان عمل، از محدوديتهای ناشــی از تحريم نفع فــراوان بردنــد و ثروتهای كلان اندوختند. انتقــادات اين گروه، كه به «كاســبان تحريم» شهرت يافتهاند، بر برجام البته قابل درک است و در تميز خواستههای اين گروه نيز بايد سادهانگاری را كنار گذاشت.

4- كسانی هستند كه نه در شرايط تحريم دغدغهای داشــتند و نه اكنون كه فضا آرامتر شده، نگرانند. آنها با اســتفاده از عبارات فريبنده و الفاظی خوشايند و ظاهرا منطقی، رهنمودهايی میدهنــد كه نتيجه قطعی آنها ايجاد اشــتغال بــرای خارجيان و پيامــد احتمالی آنها قربانیشدن منافع ملی است. استدلالهای آنها، كه نوعا با چاشــنی اغراق همراهاند، برای ذینفعانی كه منافع ملی را مدنظر ندارند، اســتادانه زمينهسازی میكند. در تميز ماهيت واقعی ســخنان تشــويقآميز آنها نيز بايد دقيق و مراقب بود.

خســارتهای تحميلشــده بــه اقتصاد ايــران در دوره يكصدســاله اخير، كه با تأثيــر از تبعات مُهلک قراردادهای گلســتان و تركمانچای آغاز شد، با تقسيم مناطق تحت نفوذ )بر اثر معاهده 1907 سنپترزبورگ فیمابين روسيه تزاری و انگليس( تشديد شد. مطابق قــرارداد تركمانچای، ايران اجازه نداشــت از كالاهای ساختهشده روســی حقوق گمرگی يا عوارض بيش از پنج درصــد دريافت كند. بهتدريج و پــس از معاهده مذكــور، انگليس و ســاير كشــورها نيز خواســتار اين امتياز شــده و بنابراين دولتهای متأخر قاجار ســوای وطنفروشــی از طريق وانهادن اقتصاد به قضاوقدر، با تشــويق عادت خانمانبرانداز مصرفگرايی نيز كشور را در عقبماندگی گرفتار كردند و پس از كشــف نفت، كشــور با نفرين منابع و تعميق بيشــتر مصرفگرايی مواجه شــد. امــا عامــل خطرنــاک ديگــر، پيدايش «تاجرباشیها» از سوی روســيه يا خائنانی بود كه به تابعيت روســيه درآمده و حتی در انقلاب مشروطه به آدمفروشی و معرفی انقلابيون پرداختند. همين قماش از «تاجرباشــیها» در نيمــه جنوبی كشــور نيز تحت نفــوذ انگليس پديــد آمدند و چنين شــد كه مجموع اين عوامل دســت به دســت هم دادند و با تعريض و هموارســازی معابر ورود، استفاده از كالاهای خارجی را تســهيل كردند. اين رويه نابودكننده، به جلوگيری از پيدايش و رشــد صنايع واقعی و دارای قدرت انتشــار دانش ضمنی منجر شد )صنايعی كه نتيجه آن معآلاً تعالــی و اوجگيری مارپيچ صنايــع دارای فناوریهای بــالا میبود(. برعكس، با عــدم آگاهی عموم متوليان بخشهــای صنعتی- اگر نه همه آنها – و اغراقگويی بــدون محتــوای طرفداران سياســت «درهــای باز»، صنايعی پديد آمدند و پا گرفتنــد كه غالب آنها دارای وابستگی عميق به خارج هستند. در تحريمهای دهه اخيــر نيز درواقع همين دُمَل ســر باز كرد و كشــور را در تنگايي مهلــک قرار داد. همه اينهــا تداوم حضور احتمالی آنگونــه «تاجرباشــیها» را در ذهن متبادر میكنــد. اكنــون كه فرصت يگانهای برای كشــور به وجود آمده، و درعينحال اكثريت بزرگ مردم ما اين درد جانكاه را حس كردهاند، لازم اســت از اين واقعيت نيز آگاه باشند كه بهدور از اغراقگويیها، اقتصاد كشور در چه شرايطی به سر میبرد. اين آگاهی بهشدت ضروری اســت، زيرا پس از برجام هم متأسفانه بار ديگر مواجه با مبالغهگويیهای مخربی هســتيم كه ممكن اســت سياســتهای اقتصادی كشــور را به كجراههای ديگر بكشاند. به برخی از اين مبالغهگويیها توجه كنيد: - كُرنش جهان به ظهور مجدد ايران در اقتصاد جهانی ‪)94 /4/29(‬ - صف بلند ديدار رهبران جهان )94/7/4) - تشكيل صف خريداران نفت )94/6/26) - ســرمايهداران اروپايــی در تهــران بهصف شــدهاند )94/7/12( - هجوم شركتهای بينالمللی سرمايهگذاری املاک به تهران ) 94/7/15) - بزرگان دنيا در صف نوسازی ماشينآلات ايران )7/29/ )95 - تعظيم جهان به ايران )94/9/3) - صف برای فروش هواپيما به ايران )94/10/27) - سئول تشنه بازار ايران )94/12/27) - لشكركشی آريايیهای اروپا به ايران )95/4/29) - بازگشت غولها به مذاكره )‪95) 6/21/‬ - ترافيک غولهای نفتی جهان در ايران )95/8/29) - تشــكيل صف فروشندگان هواپيما )7/12/95( و دهها مورد و مصاديق ديگر.

مسئله اين است كه اين خودبزرگبينیها و ادعاهای گزاف اقتصادی، مبنايی برای دلربايی از مقامات شــده و زمينهای برای مطالبه هرچه بيشــتر همان رويههای مخرب و ضدتوســعهای میشــود. مطالباتی از قبيل «آزادســازی هرچه بيشــتر»، خصوصیســازی هرچه بیبندوبارتر، شــوکدرمانی و بیثباتسازیهای هرچه شــديدتر كه همه آنها طی دودههونيم گذشته آزموده شــده و نتايج مخرب آن همچنان باقی است. بسياری از اقتصاددانان صاحبنام نشان دادهاند كه كشورهای عقبمانده با اين رويهها به توســعه و پيشرفت دست نيافتهاند. اينگونه مبالغهگويیهای بیپايه و اســتوار بر باد درباره اقتصاد كشور ما، در عموم بازههای زمانی بهويژه در ششونيم دهه گذشته باعث انحراف اذهان از شــرايط و قدرت واقعی اقتصادی كشور شده است. برای روشنشدن واقعيتهای امروز اقتصاد كشورمان، بیفايده نيســت كه نگاهی به برخی از آمارها بيفكنيم و قــدرت واقعی اقتصاد و نيز ميزان اثرگذاری و ســهم كشــورمان از تجــارت جهانــی را دريابيم. با اســتفاده از آمارهــای رســمی كشــور و تلفيق آن بــا آمارهای منتشرشده از سوی ســازمان تجارت جهانی )WTO( میتوان به برخی از اين واقعيتها پی برد. )به جدول و نمودارشماره 1 توجه شود( براساس آمارهای ارائهشده، ملاحظه میشود كه ســهم كشور ما از تجارت جهانی كالا )واردات و صــادرات كالا( در ســال 2015، فقــط 35صدم درصد بوده است كه اگر نفت خدادادی را نيز از آن كسر كنيم، وضعيت بهمراتب تأسفبارتر میشود و ســهم كشــورمان به 24صدم درصد كاهش خواهد يافــت. در همين حــال، چنانچه تجــارت كامل كالاها و خدمــات را به همراه هم مدنظر قــرار دهيم، باز هم تغييری در ســهم اقتصاد ما داده نمیشود و اين سهم به 33صدم درصد میرسد و بديهی است كه در اينجا نيز نفت را بايد از عدد حاصلشــده كســر كرد.)نمودار شماره2)

حال بايد از خود پرســيد كه به چــه دليل در زمينه اقتصاد، جهــان بايد به ايران كُرنِش كنــد؟ يا چرا بايد جهــان از ظهور مجدد ايــران در اقتصاد جهانی نگران شــود و ســر تعظيم فرود آورد؟ اگر مؤلفههای قدرت سياســی و همچنين امنيت كشــورمان را از مؤلفههای اهميت در جهان كنار بگذاريم، براساس كدام شاخص اقتصــادی تصور میكنيم كه اقتصادی شــگفتیآفرين داريــم و اقتصادهای توانمند جهان بايد بر شــرايط ما غِبطه بخورند و در برابر ما كُرنش كنند؟

بیاعتنايی و پشــتكردن كشورها در زمينه همكاری اقتصــاد با ايران، بــر اثر فشــارهای ظالمانه قدرتهای جهانی، نشــان از همين بیاهميتی و بیپشــتوانهبودن چنين مبالغهگويیها دارد.

بايد از خود بپرســيم درحالیكه مستند به آمارهای بانــک مركزی و ترازنامه انرژی، از ســال 1338 تا 1394 )بدون درنظرگرفتن وامها وكمکهای خارجی(، حداقل معــادل 2567 ميليــارد دلار و حداكثر معــادل 3166 ميليارد دلار برای اقتصاد كشــورمان فراهــم بوده، چرا اقتصاد كشــور در چنين چنبرهای از مشــكلات گوناگون گرفتار شده است؟ بخشی از پاسخ به اين سؤالات را بايد در نداشتن سياستهای توسعهای در صنعت و غفلت از اين نياز مبرم از سوی متوليان اين بخش جستوجو كرد كــه ازجمله عوارض آن، شــكلگيری بيش از 90 درصد صنايع كشــور در ردهبندیهای سطح «فناوری پايين»و «متوسط پايين» (براســاس طبقهبندیهای جهانی( در كشــورمان بوده اســت. اكنون بايد از متوليان اين بخش اقتصادی- بهويژه در 27 ســال گذشــته - پرسيد كه بر مبنای كــدام برنامــه راهبردی يا منطــق علمی، چنين ســطحی از صنايــع «غيررقابتی» (عبارتــی كه صورت ظاهر آن را همين متوليان محترم بهكرات مورد استفاده قرار دادهاند و بر ســر توليدكنندگان كوبيدهاند( را اجازه شــكلگيری دادهايــد؟ آيا تحليلــی از صنعت جهان، صنعت ايــران و عوامل عقبماندگی آن در كشــورمان را داشــتهايد و راهكارهايی برای اصلاح آن انديشــيده بوديد كه قبول مسئوليت كرديد؟ چگونه و چرا بیخيال نشســتيد و اجازه داديد تا صنعت كشور به وضع كنونی بيفتد؟ در اين دو دهه البته شاهد بودهايم كه در جلسات و ســخنرانیهای مونولــوگ )يکطرفه( انــواع ادعاها صورت گرفته، اما هيــچگاه به گفتمان رودررو و معنادار تــن نداديد و از اين واقعيت غافــل مانديد كه راه نجات اقتصاد كشور، دستكم در بخش صنعت، انتخاب چنين مسيری بود.

«اين آمارهای رقمی و عددی در ذهن متعارف مردم باقی نمیماند، خــواص و اهل فن بيشــتر از اين آمارها اســتفاده میكننــد و روی آنها محاســبه و نتيجهگيری میكنند. خب ســراغ اينها برويد، اينها را در ميان بگذاريد و مطرح كنيد...... بله تبيين كار لازمی است. راه تبيين هم همين است كه در جلســات عمومی با مردم، بيان كنيد، روشــن كنيد، ســؤالات را مطرح كنند، شما جواب بدهيد اينها تبيين میشود، در رسانهها هم پخش شود... . جلسه امروز عمدتا حولوحوش مسائلی اقتصادی دور میزند كه اتفاقا مســئله اصلی و محوری كشــور همين است و يكی از نقاط مهم چالشــی كه بين مســئولان در سطوح مختلف وجود دارد و بين بعضی از كسانی كه معترضاند يا منتقدند، همين مســئله اقتصاد است. خيلی خب اين را ببريد در مجموعه نخبگان، تشــريح كنيد، توجيه كنيد، بيان كنيد. فرض بفرماييد وزيــر محترم اقتصاد يا رئيس كل بانک مركزی وقتی كه در جمع بزرگی از دانشگاهيان بروند، ممكن اســت در بين ســؤالاتی كه انجام میگيرد با انتقادهايی كه میشــود، احيانا سؤالهای جهتدار و انتقادهای دارای علل غيرفنی هم وجود داشــته باشــد. باشــد، اشكالی ندارد...». اكنون در كشــور ما، آن هم در شــرايطی كه نفت هرروز بیارزشتر میشود و بازگشت نفــت 140دلاری رؤيايی بيش نيســت، ديگــر نمیتوان همچون گذشته به سعی و خطا روی آورد. توهم را كنار بگذاريم، از مبالغهگويی دســت برداريــم و اين واقعيت را بپذيريــم كه اهميت اقتصاد مــا در جهان بههيچوجه چشمگير نيســت. شركتهايی كه برای ورود به كشور ما صف كشــيدهاند به بازار مصرف ما يا پروژههای عمرانی بیكران كمحاصــل در اقتصاد ما چشــم دوختهاند و با پروبــالدادن به مبالغهگويیها و توجيهات فراهمشــده آن، قصد ارائه آدرس غلط در تصيمگيریها دارند. يقينا راه برونرفت از اين دام روی ما بسته نيست. اكنون زمان شــروع دولت جديدی است كه به آن رأی دادهايم. دايره محدود متوليان تكراری، ولی اثرگذار در عملكرد ناكارآمد موجــود، را باز كنيــد. خبرگانی را كــه آمادگی گفتمان و ارائه تحليل روند توســعه صنعتی جهان و ريشــههای عقبماندگــی صنعت ايران را دارند، بــه ميدان بياوريد. مشاركت مؤثر اين خبرگان نه با سخنرانیهای يکطرفه، بلكه با گفتوگوی چندطرفه و معنادار محقق میشود. شايستهســالاری را جدی بگيريد و تعريف و تمجيدهای اغراقآميز را بــه ديده ترديد بنگريد. مســئوليتها را به كســانی واگــذار كنيد كه مشــغله ذهنیشــان بالابردن آمارهای بیمعنا نباشد و بر اين واقعيت حكيمانه واقف باشــند كه يک روســتای آباد بيش از صد روستای خراب ارزش دارد . «ويرانــهای اســت ايــن جهــان، عمر كفاف نمیدهد كــه آباد كنــی، غيرت رخصــت نمیدهد كه رها كنی. اينگونه ويرانه رهاكردن نشــانه دِنائت است و جاهلانه مَرمتكردن نشانه رذالت. آبادسازی يک گوشه گم جهان به دست ما، آبادسازی كل عالم است به دست همگان .»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.