تابوي وزیر زن در دورههاي قبلي شکسته شد

Shargh - - جامعه -

اسدی: مــن البته فکر نمیکنم ادامه از صفحه 16 فرصت از دســت رفته باشــد. بهطور طبیعی سؤالهایی مطرح میشود درباره اینکه با رئیسجمهوری که منتخب است و میخواهد کابینهای تشــکیل دهد، بهویــژه از زاویه اصلاحطلبــان، چگونه باید مواجه شویم؟ آیا باید ســهمخواهی کنیم؟ آیا باید افراد خاصی را در نظر داشــته باشیم؟ من معتقدم باید تأکیدمان روی گفتمان باشــد. ما مســئلهمان این نیست کــه لزومــا در وزارت صنایــع، در وزارت بازرگانی فلان فرد باشــد. ما باید بگوییم آقای روحانی حرفهایی زده، برنامههایی داشــته؛ روی آنها تأکید کنیــم و بگوییم ما اینهــا را میخواهیم؛ یعنی مردم به اینهــا رأی دادهاند و شــما هم خودتان را متعهــد کردهاید. برایناســاس نــگاه انتقادی هم میتواند باشــد، یعنی هرجاییکه آن ترکیب مطابق شــعارها نبود، انتقاد کنیــم. درباره زنان هم از همین زاویه موضوع را میبینم. معتقدم باید روی تعهدات دولت تأکید شود، تأکید روی تعهدات حد ندارد. بهنظرم این مســئله قابل معامله نیست؛ مثلا حاکمیت قانون اگر مدنظر ماســت یا آزادیهای اساسی که دولت باید مدنظرش باشــد و اینها را پیش ببرد و شعارش هم بوده، مــا بهعنوان جریان اصلاحطلبــی نمیتوانیم این را معاملــه کنیم با مثلا رونق اقتصــادی. ما همهاش را میخواهیم؛ مصداقها و افرادش طبیعتا بر عهده خود رئیسجمهور است و پاسخگو هم خواهند بود. این نکته که هیئت وزیران بهعنوان نهادی تصمیمگیر و نهادی که مقررات وضع میکند و جایگاه حقوقی ویژهای در کشور دارد، باید هیئتی باشــد که تکجنســیتی نباشد؛ این یک مطالبه کلی اســت. ایشان دیگر میخواهد مصداقیابی کند در افراد مختلف یا در مناصب، با خودشــان اســت؛ اینکه وزارت دفاع وزیرش زن باشــد یا آموزشوپرورش بــا رئیسجمهور اســت. من در جایــی در اول صحبتم گفتم این موضوع ترکیب مردانه کابینه، بحران اســت و رئیسجمهــور یا هر مقام اجرائــی نمیتواند بگوید من در مقابــل بحــران، مشــکلاتی دارم و...، نمیتوان حل بحران را بــه تعویق انداخت. البته ما خیلی از بحرانها را به تعویق میاندازیم، ولی این شــیوه درســتی نیست و در جایــی دیگر باید هزینــه چندبرابری برایش بدهیم؛ اما چرا بحران اســت؟ برای اینکه مــا جامعهای داریم که ســطح توســعهاش درخــور توجه اســت، هرچند دور از انتظــار ماســت، ولی بههرحال یک نســبتهایی دارد؛ برای مثال در بهداشــت خانمها پارامترهای قابل توجهی دارد؛ آموزش خانمها، ســطح سوادشان، سطح تحصیلاتشان، حضورشان در بخش خصوصی و... در این حوزهها دستاوردهایی دارد. ولی میآییم این را در بحث مشارکت در مدیریت جامعه، مشارکت در اداره سیاسی جامعه، میبینیم که بهشــدت پایین است و در وضعیت نامناسب است. گزارش ســال 2017 سازمان ملل درباره بحث حضور زنان در مدیریت سیاســی، در بحث وزارت زنها، میگوید چیزی نزدیک 18 درصد متوســط جهانی کابینهها در دنیا را زنان تشکیل میدهند. آنوقت ما صفر هستیم. بحران از این عینیتر و مشخصتر؟ خانــم ســرمدی! با وجــود اينکه در ســتادها خانمها خیلی فعال بودند، فکر میکنید زنها چقدر سرخورده بشوند از نبودن زنان در کابینه؟

سرمدی: فکــر میکنم واقعا این ســرخوردگی به وجود بیایــد، یعنی اینکه انتظار نیســت از آقــای روحانی بعد از اینکــه زنان هم تلاش کردنــد و هم هزینه دادند برای رویکارآمــدن دولتــش، وزیر زن انتخــاب نکند. ما الان دربــاره دولتی صحبت میکنیم که بعــد از دولت آقای احمدینژاد ســر کار آمد، نگاه توسعهگرا دارد، معاونت زنــان و خانم مــولاوردی نگاه مثبــت و ایدههای خیلی خوبی در حوزه زنان دارد. یعنی این دولت واقعا نگاهش به حوزه زنان قابل مقایســه با دولت گذشــته نیســت. میخواهم بگویم زنان به دلایلی آمدند و از دولت آقای روحانی حمایت کردند که آن دلایل هنوز هم سر جایش اســت؛ یعنی ما هنوز میدانیم با دولتی ســروکار داریم که دیدگاهش بازگرداندن زنان به درون خانهها نیســت، دیدگاهی که آقای احمدینژاد داشــت و برایش برنامه میریخت؛ نه اینکه فقط این نگاه را داشــته باشد، یعنی سهمیه میگذاشت در پذیرش دانشگاهها، برای اشتغال زنان قوانینی تصویب میکرد که مخل اشتغال زنان بود، گشتهای ارشــاد را راه انداخته بود، زنان آنقدر عذاب کشیدند در آن هشت سال که برای پیروزی آقای روحانی تلاش کردند و هزینه هــم دادهاند. بنابراین اکنون انتظار دارند وزیر زن در کابینه حضور داشته باشد.

فخاری: درباره ســؤال ســرخوردگی چند تا نکته وجود دارد؛ یکی این اســت که من با اصطلاحــات آن موافق نیســتم که این موضوع تمام شده، اصلا هم تمام نشده اســت. من فکر میکنم اولا تا موقع رأی اعتماد و بعد از آن هم وقت هســت. من این مطالبه را میخواهم اینجا پررنگش کنم که وظیفه مجلس و فراکســیون این است بهویژه که نگذارند از این موضوع گذر کنیم. اگر اینجا سر این خواسته نایستد، کجا میخواهد بایستد؟ من باور دارم که ایشان آدمی است که فقط شعار نداده؛ آن مناظرهها، آن بحثهــا، آن قولها، آن هیجــان و آن اظهار لطف و محبتی که در جلســات بعــد از پیروزی وجود داشــته، نمیتوانــد یک چیز صرفا مقطعی برای تیترشــدن بوده باشــد. معتقدیم حرفــی را میزند که بــه آن باور دارد. ایشــان و بقیه فکر میکنم همینجا باید بایســتند و این ماجرا را تنظیم کنند. من بهویژه فراکســیون در مجلس و کل مجلس شورای اســلامی را بسیار پررنگ میبینم. اتفاقا فقط این را برعهده و به گردن دولت آقای روحانی نمیبینــم و اگر ایــن اتفاق بخواهد به این شــکل پیش برود، مســئولیت مشترک همه اســت و از آنطرف هم رســانه هم همینطور. رسانه میتواند اثرگذار باشد و ما باید پافشــاری کنیم. واقعیت زندگی این است که زنها هســتند و زندهاند. فقط شناسنامهشــان برای رأی نبوده است. هســتند، متخصص هســتند، پویا هستند، کنشگر هستند، بعضیهایشان خانهدارند، بعضیهایشان شغل فنی دارند، بعضیهایشــان نیمهوقت کار میکنند، ولی هستند. چطور میخواهیم آنها را نبینیم؟ دیگر نمیشود آنها را نبینیم. پاشنهآشــیلی که برای زنها برای رســیدن به سطحهای کلان مديريتی استفاده میشود، خانواده است. بچه، شوهر، ازدواج و حتی جوکهای خیلی بدی در موردش ساخته میشود. در سخنرانیهای افراطیــون میبینیــم کــه چقــدر ايــن مســئله دستمالیشده، زشــت و کريه میشود، ولی چیزی است که وجود دارد، در هر صورت مسئله خانواده، مســئولیت اصلیاش روی دوش زن اســت؛ يعنی اگر مرد در خانه هم کمک میکند، لطف اســت. اين واقعیتی اســت که وجود دارد؛ چقدر بسترها برای حضور يک مادر در سطح کلان وجود دارد؟

ســرمدی: تجربــهای که داشــتم ایــن بود کــه ، واقعا مادرشــدن در ایران یک مانع بــزرگ برای ادامه فعالیت زنــان به وجود مــیآورد. نه بهخاطــر آن فرزندی که از همهچیز برای مادرش عزیزتر اســت. مطمئن باشید هر مادری حاضر است که همه آن چیزهای دیگر را بگذارد کنار برای فرزندش. منظورم این است که حمایتی وجود ندارد و بهلحاظ فرهنگی، پذیرشــی وجود ندارد که یک زن فرزندش را بســپارد دســت مهدکودک یا بسپارد به دست پرستار و بتواند به شغلش و بالاخص فعالیتهای اجتماعی و سیاســیاش ادامه دهد. حالا ممکن اســت شغل را یک موقعی ضروریتر بدانند. من خودم هنوز با عذابوجدان پسرم را میبرم و میگذارم مهد. درحالیکه مهدکودکــی را که خیلی گران اســت و هزینهاش برای خودم سخت است، با وسواس انتخاب کردم، ولی آنقدر بهلحاظ فرهنگی در ایران فشار فرهنگی میآورند که اگر کســی فرزندش را به مهد یا جای دیگری بســپارد، مادر مسئولی در برابر بچهاش نیســت و چیزهای دیگر را به بچهاش ترجیح داده و همیشه شما داری با یک فشاری، هــم کار میکنی و هم فعالیت. غیــر از این مادرانی که شــاغل میشوند، دوشــغله محسوب میشــوند و این راهحل دارد، همچنانکه در جاهای دیگر دنیا به راهحل رسیدهاند؛ یعنی با خانوادههای مشارکتی؛ خانوادهای که مــردان خانواده هم به اندازه زنان خانواده خودشــان را مسئول میدانند در برابر کار خانه و فرزندپروری.

فخاری: موقعی کــه هوا خیلی خراب بود، شــهرداری بنرهایی با این مضمون در شــهر نصب میکرد که مثلا درختهــا را که قطع کردید، نفســمان گرفت. هوای بد چقدر به ما لطمه میزند، نفســم آرزوست و...؛ موضوع اینجاســت که شما که داری این شــعار را میدهی، چه کســی درختها را تندتند قطع کرده، چه کســی مجوز تخریــب باغ و تبدیل به برج را داده اســت؟ چه کســی این کار را کرده اســت؟ حالا مســئله ما هم چیزی شبیه این اســت. بله، بهشت زیر پای مادران است، ولی نگفته مــادران محکوم به این هســتند که بنشــینند در خانه و بهشت زیر پایشان باشد. نفس مادری است. بنابراین اگر برای جامعه فرزندان مهم هستند که واقعا هم برای هر جامعهای مهم هســتند؛ اگر برای جامعه پرورش فرزند و کیفیتش مهم اســت، باید در سیاســتگذاریاش، در روشهایش و نهادهایش بازنگری کند. مثل این است که ساختار امروزه از نظر فناوری، از نظر مناسبات بینالمللی، از نظر مناســبات اقتصادی، ما بگوییم که ما میخواهیم در ســطح جهانی باشــیم، در عمل داریم مدل مثلا 500 سال پیش مناسباتمان را تنظیم میکنیم. مسلما جواب نمیگیریم و این یک چیز ســاده و پیشپاافتاده اســت. موضوع این است که اگر اینها تسهیلات را ایجاد کنند، به این معنا نیست که آدمها صرفنظر میکنند؛ دقیقا لطمه جمعیتــی میخوریم و این بحثی که خطر بستهشــدن پنجره جمعیتی ایران بسیار جدی است؛ با توجه به آمار مهاجرت، با توجه به تغییــرات اقلیمی که به مهاجرت دامن میزند؛ خیلی قابلپیشبینی است که بله، در دهه آینده دچار بحران خواهیم شــد و آنجا هم قرار نیســت زنان و مردانی را که کم بچه به دنیا آوردهاند ســرزنش کنیــم؛ حق چنین کاری را نداریم، چون آن فرد اگر بتواند آدم ارزیاب و ســنجشگری باشد، میتواند محاسبه کند که دارم این بچه را در چه شرایطی به دنیا میآورم. اســدی: درباره وزیر زن خوب اســت که اشاره شود که بههرحال میتوان توقع داشــت از فراکســیون زنها یا فراکسیون امید و هرکس این دغدغه را دارد، اگر کابینهای که تکجنسیتی بود به مجلس معرفی شد، ما میدانیم که مجلس دو فرصت دارد برای رسیدگی به کابینه. یک فرصت در بررســی ترکیب کابینه است؛ این یک مهلت قانونی اســت. واقعا لازم اســت که در همین متن شما پررنگ شود که ما از نمایندهها میخواهیم که اگر ترکیب مردانه و تکجنسیتی بود، یکی از جاهایی که میشود به ترکیب هیئت دولت اعتراض کرد، اینجاست. چون شاید نشود بروی و بگویی مثلا چرا آقای فلانی را وزیر گذاشتی و خانم بهمانی را نگذاشــتی؟ و این خیلی موضوعیت ندارد، ولــی جای اعتراضی که به نظرم حتما نمایندگان مجلس باید به آن اشاره کنند، در ترکیب مجلس است؛ یعنی آنجا حداقل گفته شود؛ خانمهای مجلس در آنجا در این مورد صحبت کنند، چون قوانین بالادســت کشور بــه آنها این اجازه را میدهد کــه در مورد ترکیب هیئت دولت اظهارنظر کنند، نقد کنند شــعارها را و ترکیب را. هم خانمها و هم فراکسیون امید، البته موضوع جناحی نیست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.