تعبير به وانرگاوهنیههرمکاؤري یاهایای یراان ون حزوئملادینژاد

Shargh - - ديپلماسي -

زینب اســماعیلی: در يــک گروه طنــز تلگرامی، تصوير حضور محمــود احمدینژاد کنار تابوت چاوز را میبينم که دستش را به نشانه همراهی مشت میکند. زير تصوير نوشــته شده «دلم برای همين کارهايش تنگ میشود». و از خودم میپرســم واقعا دلمان برای کارهايشان تنگ شده است؟

رفراندوم عليه رفراندوم

آن ســوی اقيانوسهای بیکران، در سرزمين رنگ و شادی و پايکوبی، معترضان در حال ورقزدن سرنوشت ونزوئلا هســتند؛ يا سرراســتتر بگويــم، در حال تعيين سرنوشــت نيکلاس مادورو، رئيسجمهــور فعلی اين کشور که ادامهدهنده همان خط هوگو چاوز است. آنها به برگزاری همهپرســی - به تشکيل مجلس مؤسسان و افزايــش اختيارات رئيسجمهــوری - اعتراض دارند؛ درحالیکه دولــت همچنان قصد دارد رفراندومی را که از پيش اعلام شــده بود، برگزار کنــد. اين رفراندوم برای بازنگری در قانون اساسی در حالی قرار است امروز برگزار شود که اپوزيسيون آن را پيشاپيش تحريم کرده و انتظار میرود کــه ۲0 درصد مردم اين کشــور نفتخيز در آن شــرکت کنند؛ اما اين پرده آخر از تنشها در اين کشــور نيست. اپوزيســيون پرقدرت در اين کشور، راه سرنگونی دولت مادورو را بلد است و اين کشمکش پرالتهاب ادامه دارد. برای کشوری که تجربه اعتصابهای دوماهه را نيز دارد، اکنون اين التهاب چيز عجيبی نيست؛ اما ونزوئلا از آنجا برای ما اهميت پيدا میکند که ســاليانی نهچندان دور، يکــی از ميهمانان پرتردد تهــران، رئيسجمهوری درگذشــتهاش يعنی هوگو چاوز بود. اکنــون ميزبان او يعنی محمود احمدینژاد هم با گعده دوســتانی که در نارمک و دانشــگاه ايرانيان دور خود جمع کرده است و به صورت زيرپوستی اين اعتراض را دارد که چندی پيش (۴ سال بعد از پايان کارش( صلاحيت او برای حضور در انتخابات رياســتجمهوری تأييد نشد. يکی از مهمترين اقدامات محمود احمدینژاد در عرصه سياست خارجی، تلاش او برای تحکيم رابطه ايران و آمريکای لاتين بود. در بين کشورهای پرشمار آن منطقه، ديدگاههای چپگرايانه هوگو چاوز موجب شــد که عجيب بــه دل احمدینژاد بنشــيند. آنچنان که حتی مراسم بدرقه با پيکرش نيز از قلم ســفرهايش به کاراکاس نيفتاد و حتی برای تسلی دل مادر چاوز، دقايقی سرش را بر شانه گرفت؛ اما چاوز و احمدینژاد هر دو از عرصه سياست دو کشور رفتهاند. محمود به نارمک، محله ســکونت پيشــينش، بازگشته و هوگو، درگذشته اســت. معترضان در خيابان راه را بر نفسهــای مادورو تنگ کردهاند و ايران فعلا نقش ناظر بیطرف را پيش گرفته است؛ اما اين هم پرده آخر نيست.

در ســالهای تلاش برای تحکيم رابطه با ونزوئلا که از اواخر دولت اصلاحات آغاز شــد، سرمايههای زيادی از ايران راهی ونزوئلا شــد و زمينههايی برای کار در اين کشور فراهم آمد، تکليف آنها چيست؟ بهتر است کمی به عقب بازگرديم.

امضای جهانگيری، انتفاع احمدینژاد

بيــن ايران و ونزوئــلا قرارداد جامــع همکاریاي به امضا رسيده است که اتفاقا در دولت هشتم )دولت دوم سيدمحمد خاتمی( مورد رايزنی قرار گرفت. اين قرارداد در تاريخ دهم شهريور ‪(3۱ ۱3۸3‬ آگوست ۲00۴ ميلادی( در تهران بهعنوان «قــرارداد جامع همکاری بين دولت جمهوری اسلامی ايران و جمهوری بوليواری ونزوئلا » به امضای اسحاق جهانگيری، وزير وقت صنايع و معادن و خسوس آرنالدوپرز، وزير امور خارجه جمهوری بوليواری ونزوئلا، رسيد. اسفند همان ســال هم، موافقتنامهای بين نمايندگان دو کشور امضا شد. لايحه همکاری بين دو دولت در مجلس شورای اسلامی نيز به تصويب رسيد و همه مراتب و مراحل قانونی انديشــيده شد تا دو کشور به هم نزديک شوند. اگرچه دو کشور از دهه 50 ميلادی با هم ارتباط داشــتند؛ اما گروه خونــی هوگو چاوز برای مقامات ايرانی جذابتر از پيشينيان بود. اندکی زمان لازم بود تا چاوز بر مشــکلات داخلی کشور فايق آيد. کودتای نظامی ســال ۲00۱، خرابکاریهای نفتی و اعتصابهای عمومی موضوعاتی بود که چاوز توانســت آنها را از سر بگذراند و حالا نوبت تحکيم دوستیها در جهان بود.

در همين راستا سيدمحمد خاتمی سه بار به ونزوئلا ســفر کرد. يک ســفر برای حضور در اجلاس اوپک، يک ســفر برای حضور در اجلاس ســارن ۱5 و يک سفر هم برای راهاندازی خط توليد تراکتورسازی ايران در اين کشور که يکی از اولين همکاریهای اقتصادی دو کشور بود.

حضور در کاراکاس ميان آشوب و گاز اشکآور

همکاری اقتصــادی بدون راهبرد سياســی محقق نمیشــد. اجلاس سران ۱5 در اسفند ۸۲ بعد از دو سال تأخير سنگ محکي برای چاوز بود؛ درحالیکه معترضان در مقابل ســفارتخانه کشــورهايی که سرانشــان قصد داشتند در اين اجلاس شــرکت کنند، تجمع کرده بودند و در خيابانها از ســوی پليس، گاز اشکآور زده میشد، ســيدمحمد خاتمی راهــی کاراکاس شــد؛ درحالیکه رؤســای برخی کشــورها در آخرين دقايق، حضورشــان در اين کنفرانــس را لغو کرده بودنــد. يک تحليلگر که سالهاست روابط دو کشــور را بررسی میکند، میگويد آن اجلاس موجب شــد که چاوز به اين نتيجه برسد که روی ايران میتواند حساب کند و همکاریهای اقتصادی دو کشــور بعــد از آن اوج گرفت. پروژههــای اقتصادی بســياری با همکاری دو کشــور کليد خورد؛ ســال ۸3 شرکت تراکتورســازی ايران با مشــارکت شرکت CVG ونزوئلا، فــاز اول خط مونتاژ و توليد تراکتور را با ظرفيت پنج هزار دســتگاه در اين کشور به بهرهبرداری رساند که ســيدمحمد خاتمی رئيسجمهور وقت برای افتتاح آن به کاراکاس رفت.

گفتمان رفاقت

محمود احمدینژاد که راهی پاســتور شد، ميوهچين ايــن درخت بــود. او با چنــد موضوع مواجــه بود که میتوانست نتيجه معادله را به رفاقت با چاوز رقم بزند. سخنگفتن از عدالت و توزيع ثروت. احمدینژاد مدعی اين مفاهيم بود و چاوز هم درصدد تغيير وضعيت زندگی حاشيهنشينها و زاغهنشــينهای کشورش. احمدینژاد مدعی آمريکاســتيزی و تغيير نظم جهانــی بود و اين را رسالت هرسالهاش در نيويورک میدانست و انديشههای چپگرايانه چــاوز نيز بر ايــن باور بــود. احمدینژاد با تحريمهای ســخت و نفسگير مواجه بود که دوســتان کمــی بــرای ايران باقی گذاشــته بــود و چــاوز آنقدر ريسکپذير بود که در زمان تحريم بنزين ايران، به ما بنزين بفروشد. ايران درگير مسئله هستهای و اجماع جهانی در شورای حکام بود و ديپلماتهايش در حال رايزنی برای جلب يکی، دو نظر مخالف اجمــاع بودند که ونزوئلا با رفاقتهايش، نقش مخالف اجماع را ايفا کرد تا بالاخره تابوی «اجماع شــورای حکام» شکســته شود و دولت ايــران در داخل خود را موفق اعلام کند. فروش بنزين به ايران همراه با مخالفت با قطعنامههای شــورای حکام درباره حقوق بشــر، تروريسم و مسائل هستهای موجب میشد که اگرچه قطعنامه تصويب شود اما تنها عنوان اجماع از آن برداشته میشد که به نظر تيم احمدینژاد کار شــايانی میآمد. اين را بايد کنار سفرهای پرتعداد دو رئيس دولت گذاشــت. احمدینژاد شش بار به ونزوئلا ســفر کرد که بار آخرش برای حضور در مراســم تشييع جنازه چاوز بــود. هوگو چاوز رئيسجمهوری ونزوئلا در ۱٤سالی که بر مسند رياستجمهوری نشسته بود، ۹ بار به تهران، عسلويه و حتی مشهد سفر کرد. اولين سفر او به تهران در دوره دولت اصلاحات انجام شد.

طلبها و بدهیهای ما

ايــن ســفرها و ديدوبازديدهــا اهــداف اقتصادی و تجــاری بلندمدتی را دنبال میکرد که اکنون با ونزوئلای آشــوبزده بعيد است بتوان افق روشــنی برای آن ديد. برنده بازی شرکتهايی هستند که در دوره زمانی کوتاهی آنچه را در قرارداد برعهدهشــان گذاشته شده بود، انجام و پروژه را تحويل داده و طلبشــان را ستانده و از ونزوئلا خارج شدهاند. اگرچه برخی شرکتهای ايرانی اينگونه بودهاند اما تعدادی از آنها هم تجربه خوشــايندی از اين همکاری اقتصــادی در خاطر ندارند. امــا از رهاورد آن همکاری، خطوط توليدی در ونزوئلا راهاندازی شده که به دليل بحرانهای سياسی و اقتصادی اين کشور رها شده و بلاتکليف مانده اســت. اگرچه نبايــد تأثير تحريمهای فلجکننده بر پيشــبرد اهداف اقتصادی در ونزوئلا را نيز ناديده گرفــت. برخی از پروژهها به دليل تلاقیشــان با تحريمها قابل ادامهدادن نبود.

پتروپارس دست از پا درازتر به خانه بازگشت

يکــی از بزرگتريــن پروژههايــی که قرار بــود ايران بهعنوان يک کشور نفتی در سرزمين برادر نفتیاش اجرا کند، مشارکت در بلوک نفت سنگين دوبوکوبی در ونزوئلا بود. پــروژهای که در دولت احمدینژاد منشــأ تبليغات فراوانی از همکاری خارجی بر ســر پروژههای نفتی بود درحالیکه شرکت پتروپارس در فازهای ‪۶ ۱،‬ و ۱۲ پارس جنوبی درگير تحريمها و کشــمکش بر سر خريد تکتک قطعات بود، گروهی را برای مطالعه گسيل کمربند نفتی اورينوکو در ونزوئلا کرد. اين شــرکت توســعه ۲۶ ميدان نفتی دوبوکوبی در ونزوئلا و ســاخت ســکوهای نفتی در اين کشــور را برعهده گرفت. قراردادها توســعه پيدا میکرد و پتروپارس دنبال توســعه فعاليت خود در اين کشور، پروژههای بيشتری را برعهده میگرفت. اما شرايط آنچنان که بايد مثبت پيش نمیرفت. قيمت تمامشده پروژه، نوسان پيدا میکرد و توجيه اقتصادی آن کم شد. افت ميدان نفتی و کاهش ميزان توليد، نفوذ آمريکايیها و تغييــر شــرايط از ســوی ونزوئلا موجب شــد تجربه همکاری نفتی دو کشور بینتيجه بماند. پروژه مدتی در تعليق ماند و بعد تعطيل شد. همه اينها در کنار مشکل اقتصادی ونزوئلا چهرهای پيچيده پيدا کرد. ســال ۲0۱۶ ميزان بدهی شــرکت ملی نفــت ونزوئلا به رقمی بيش از ۱3 ميليارد دلار رســيد و در آســتانه ورشکستگی قرار گرفت. عباس تقیپورنيا، مدير توسعه کسب و کار شرکت پتروپارس ماه گذشــته در گفتوگو بــا «ايرانپتروليوم» علت شکســت پتروپارس در ونزوئلا را اينگونه توضيح داده اســت: «به دليل محدوديت منابع مالی ناشــی از تحريمها نتوانستيم منابع مالی اجرای اين پروژه را تأمين کنيم».

خط مونتاژ رهاشده

ســال ۸۹ قرار شــد «ايرانخودرو» و سايپا در ونزوئلا شــرکتی مشــترک راهاندازی و برای ونزوئلايیها سمند و پرايــد مونتاژ کنند. اگرچه اســتقبال از اين دو ماشــين بهويــژه ســمند خوب بود امــا با بدقولــی ونزوئلايیها بر ســر پرداختها کشــتی مونتاژ به گل نشســت. چه آنکــه کاراکاس از ابتدا بــا پيشپرداختهای هنگفت، سرمايهگذار ايرانی را جلب کرده بود و حالا عدم پرداخت برای آنها قابل هضم نبود. يک مقام آگاه میگويد نزديک به ۱5 تا ۱۶ هزار دســتگاه سمند و پرايد توليد و فروخته شــد و در مقطعی ســود هنگفتی نصيب ايران شد. اما کاهش قيمت نفت موجب شــد ونزوئلا هم با شکست اقتصادی مواجه شود و اين پروژهها نيز با مشکل مواجه شدند.

کيسون برنده شد

دو شرکت خانهســازی در کاراکاس و شهرهای ديگر آن دست به خانهســازی زدند. اين خانهسازیها همراه بود با اجرای مسکن مهر در ايران که استقبال چندانی از آن نمیشــد. اما زاغهنشينهای ونزوئلا، از آپارتمانهای ايرانیســاز راضــی بودنــد. دولــت ونزوئــلا بــا کمک شرکتهای خانهســازی ايران در حال اجرای اهدافش در تغيير سبک زندگی حاشيهنشينی مردم کشورش بود. شــرکت «کيسون» در دو مرحله ۲0 هزار واحد مسکونی در ونزوئلا ســاخت و بهموقع تحويل داد و از مشــکلات اقتصادی ونزوئلا جســت. حتی اين پروژه جايزه بهترين شرکت بينالمللی را در سال ۲0۱۲ گرفت و گفته میشود کيفيت ساختوســازهايش راضیکننده بود. اما شرکت «خانهســازی ايرانيان» از هفت هزار واحدی که برعهده گرفته، تنها توانسته سههزارو 500 واحد را تحويل بدهد و اکنــون ادامه همکاریاش با اين کشــور با مشــکلاتی مواجه شــده اســت. يک مقام مطلع در اين مورد گفت موضوع اين پروژه در حال مذاکره است و هنوز مشخص نيست چگونه به پايان میرسد. چون دو طرف ادعاهای متفاوتی نسبت به موضوع دارند. صدرا کشتی نساخت

شرکت کشتیســازی صدرا قرار بود چهار کشتی با مقياس ۱۱3 هــزار تن برای ونزوئلا بســازد که با اينکه مبلغ هنگفتی از رقم قرارداد را بهعنوان پيشپرداخت، دريافــت کــرده اما هنــوز يک کشــتی هم بــه طرف ونزوئلايی تحويل نداده اســت. اين شرکت تحريمها را علــت اين تأخير اعلام میکنــد. درحالیکه ونزوئلا در دوران اعتصــاب ۶3روزه ســال ۲003، تجربه اعتصاب گاوداران و ريختن شــيرها بر زميــن و تعطيل لبنياتیها را دارد، دســت به جلب همکاری خارجی در اين زمينه زد. کارخانجات ســوت ماشــين و آٰرد ماشين در ونزوئلا ۱۸ کارخانه توليد لبنيات و کارخانه توليد آرد راهاندازی کردند. عده اين همکاریها هم تا قبل از ســال ۲0۱0 به پايان رســيده اســت. بانک ايران و ونزوئلا که سال ۸7 با حضــور احمدینژاد و چــاوز در خيابان احمد قصير تهران افتتاح شــد، هنوز يک مراوده بانکی با کاراکاس نداشته است. «به دليل مشکلاتی از جمله عدم ارتباط کارگزاری و عدم درخواست از جانب آن کشور به علت پايينبودن حجم تجاری دو کشور» اين بانک قصد دارد از فرصت برجام اســتفاده کرده و از بانکی دومليتی به بانکی چندمليتی تبديل شود. کشورهای آمريکای لاتين هنوز هدف اين بانک هستند. يک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود، میگويد اغلب اين پروژهها در حالی از سوي شــرکتهای ايرانی گرفته شد که شرکتهای بزرگ چينی و آلمانــی و روس نيز دنبال آنها بودند اما عمده آنها با ترک مناقصه و به دنبال رفاقت سياسی به شرکتهای ايرانی واگذار شده است. اما اکنون میتوان گفت همکاری اقتصادی ايران در ونزوئلا نيمهکاره و در حال کمشدن است.

دولت يازدهم نيز از همکاری با آمريکای لاتين سخن گفت اما ديپلماســی اين دولت آنچنان درگير مذاکرات هســتهای و مســائل منطقه بوده که کمتر به اين حوزه توجه شــد. اگرچه معاون وزير خارجــه، وزير خارجه و رئيسجمهور به آمريکای لاتين و ونزوئلا سفر کردند و در ملاقاتهايشان از لزوم همکاری بيشتر سخن گفتند. سفر حســن روحانی به ونزوئلا با هدف تحويل سمت رياست جنبش عدم تعهــد به کاراکاس انجام شــد و اگرچه از تعميــق روابط دوجانبه ســخن رفت امــا درگيریهای داخلــی ونزوئــلا موجب شــده فعلا نيــکلاس مادورو ميراثدار مسائلی باشــد که او را در کاراکاس آشوبزده محبوس کرده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.