آفت سیاستزدگی در مديريت شهری

Shargh - - صفحه اول -

براســاس اطلاعات سرشماری ســال 1395، نزديک به 25 ميليون نفر در 10 شــهر بزرگ کشــور )شهرهای با جمعيــت بيش از يک ميليون نفــر( زندگی میکنند. اين شــهرها در ســال 1345 جمعا کمتر از پنــج ميليون نفر جمعيت داشــتهاند، اما جمعيت امروزشان با جمعيت کل کشور در همان سال برابری میکند. همين مثال ساده از يکسو نشــان میدهد که کشور ما با دشواری افزايش درصد جمعيت کلانشهرنشين مواجه است و در آينده اين دشواری پررنگتر و پرهزينهتر خواهد شد و از سوی ديگر، اهميت و تأثير ارتقای کيفی مديريت شهری در رفاه بخش درخورتوجهی از شهروندان را متذکر میشود. بهراستی مديريت شهری بهويژه در کلانشهرها در سالهای گذشته تا چه حد ارتقای کيفی پيدا کرده و آيا میتوان اميدوار بود جامعه ما به ســطحی از هنر مديريت کلانشهرها دست يابد که بتواند رفاه نســبی اين جمعيت عظيم را تضمين کرده و امکان يک زندگی سالم و انسانی را برايشان فراهم کند؟ بیترديد فراهمشدن مقدمات اجرای قانون شوراها در دولت هفتم و برگزاری اولين دور انتخابات شــوراهای شهر در سال 1378 قدم بزرگی در مسير اصلاح و ارتقای کيفی مديريت شــهری بود. انگيزه دولت وقت از تأکيد بر اين اقدام، اجرای بخش مغفول قانون اساسی و واگذاری امور شــهروندان به خودشــان و بهاصطلاح «شنيدن از مردم » بود. بهاينترتيب، مديريت شــهری ملزم به رعايت خواست مردم و جلب نظر موافق آنان با هدف موفقيت در دور بعدی انتخابات ميشد. رقابت بين احزاب سياسی برای تصرف پســتهای مديريت شــهری میتوانســت يک مسابقه سالم را در مســير خدمتگزاری و مفيدبودن برای مردم شکل بدهد؛ مســابقهای که برنده واقعی آن شــهروندان باشــند. اينک با گذشت 18 ســال از آن ايام، میتوانيم با ارزيابی گذشــته، به اين ســؤال پاسخ بدهيم که: آيا شــکلگيری پارلمانهای محلی و واگذاری اختيار مديريت شــهر بــه نمايندگان شــهروندان موجب بهبود شــيوه نظارت مردمی، ارتقای کيفی مديريت شــهری و «مسابقه خدمتگزاری» شده است؟ دراينباره با تأکيد بر مورد تهران، میتوان ارزيابی گذشــته را حول ســه محور زير انجام داد: الف – انتخابات و حاکميت رأی شهروندان فلسفه تشکيل پارلمان محلی اين بوده که شهروندان در عرصــه تصميمگيری حاضر باشــند و با نظارتی که از طريق نمايندگان خود بر مديريت شهری اعمال میکنند، اراده و خواســت خــود را حاکــم کننــد. بااينحال هنوز ناهمواریهای بسياری بر سر اين راه وجود دارد. مشارکت شــهروندان تهرانی در انتخابات در فاصله سالهای 92 تاکنون و نحوه انتخابشــان بهخوبی نشــاندهنده تمايل آنان به «تغيير» در ســطوح مختلف مديريتی بوده است. بااينحال، رأی مردم به تغيير، بهدليل شرايط خاص حاکم بر فضای سياســی کشــور و ضعف احزاب و نيز سازوکار حاکم بر انتخابات شــورا، موفق بــه ايجاد تغيير مطلوب نشد و دوران هشتساله شهردار وقت تداوم يافت. ب – بهبود شيوههای نظارت طبعــا شــکلگيری شــورا و حضور مــردم در ميدان تصميمگيری و سياستگذاری بايد به بهبود شيوه نظارت و کاســتن از حجم خطاها و تخلفــات و اقدامات خارج از چارچوب قانون منتهی شــود. در اين ميدان نيز توفيق چندانی حاصل نشده است.

ناصر ذاکری پژوهشگر اقتصادی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.