داستانهای تازه «شهرزاد» برای مَلک جوانبخت «مخاطب»

Shargh - - هنر -

مرتضی یغمایــی:

پخش فصل دوم شــهرزاد بــار ديگر ايــن مجموعه پرمخاطب را مورد توجه قرار داده و دوباره موضوع چگونگی روند داستان در فصل دوم را به بحث داغ اين روزها بدل کرده است. ساخت فصل دوم مجموعهها هميشه و در هرکجا با اين پرسش همراه است که آيا موفقيت فصل اول تکرار میشــود يا خير؟ پيداست که استقبال از يک مجموعه به هر دليلی که باشــد، کار را برای ادامه آن در فصول بعدی دشوار میکند. برای مجموعه شــهرزاد نيز اين زمزمهها از همان ابتدای انتشار خبرهای توليد فصل دوم به گوش میرســيد. بسياری از مخاطبان، بالارفتن سطح توقــع مخاطب پس از تجربــه موفق فصل اول و عواملــی مانند فقدان شــخصيت بزرگآقا در فصل دوم را پاشنه آشيل فصل جديد میدانستند. به همين دليل کارگردان و نويســندگان مجموعــه پس از پايان فصل اول بارهــا اذعان کردند که در فصل دوم با شــرايط دشــوارتری از نظر جذب مخاطب روبهرو هستند و بايد برای مخاطب آشناشده با داستانی جذاب با پرداخــت و اجرائی عالی در فصل اول، برگ برنده ديگری رو کنند. به نظر نگارنده با وجود پخش تنها چهار قسمت از فصل دوم، نشانههايی روشن و جذاب وجود دارد که بيانگر داســتان پرتعليق اين فصل است. پيداست که قصه خوب هميشــه مخاطب را بينابين قطب خير و شر نگاه داشته و با خلق شــخصيتهای بهاصطلاح خاکستری و با حفظ تعادل در ميزان وجوه تاريک و روشــن اثر، جنبههای عميق و نهان داســتان را به شکلی باورپذير عيان میکند. پرداخت صحيح شــخصيت بزرگآقا بهعنوان يکی از مهمتريــن موتورهای محرک درام در فصل اول، نمونه بارز و مثالزدنی چنين جنبهای بود. اين شــخصيت کــه در تعادلی ظريــف و هنرمندانه ميزان وجوه خير و شــر را در طول داســتان فصل اول نگاه میداشــت و بــا فاصلهگرفتن از تيپ به معنای ســينمايی آن از جنبه خباثتواری که گاه با تبهکاری از خود نشــان میداد فرســنگها دور میشــد، يقينا بايد جايگزينهای مناسبی از نظر پردازش دراماتيک در فصل دوم داشته باشد تا همان راکورد حفظ شود و فقدان وی چندان به چشم نيايد.

به نظر میرســيد که غيبــت بزرگآقا زمينــه را برای قبــاد )البته با حمايتهــای مهم نصرت( جهــت يکهتازیها عليه زندگی شــهرزاد و فرهاد فراهم آورد، اما زمينهچينیهای داستان فصل دوم در قسمتهای ابتدايــی نويــد میدهد اينبار نيز ســوابق درخشــان نغمــه ثمينی در نمايشنامهنويســی در کنار پيشــينه فتحی در ســاخت مجموعههای پرمخاطــب و قوی، جنبههــای ظريفی از پرداخــت دراماتيک در فصل دوم را عيــان خواهد کــرد. در کنار حضور عمه بلقيــس که زمزمههای ورودش از همان پايان فصل اول به گوش میرســيد، وجود شخصيتها و بهخصوص خردهداســتانهای ديگر فصلی پرماجرا را رقم خواهد زد. میتوان چنين گفت که اگر قصه از بنمايههای قوی و باورپذير برخوردار نباشد، قرار نيست شخصيتهای متنوع کار چندانی برای اثر انجام دهند، بههميندليل روابط موجود بين بعضی از اين شــخصيتها زمينهســاز داســتانکهايی است که در پيشبردن قصه اصلی نقشی مهم و حياتی دارند. نبود بزرگآقا و برتختنشينی قباد زمينه را برای بالاگرفتن کينه قباد از فرهاد فراهم آورده که رفتار و صحبتهای هاشم در مراسم جانشينی قبــاد، دم گرمی برای شعلهورشــدن آتش اين کينه شــد، اما با تمهيدی زيبا و ظريف عواملی برای تعديــل کينهورزیهای قباد در فيلمنامه قرار داده شــده که به نحوی جايگزين حضور بزرگآقــا و ترس قباد از وی در فصل اول میشــود. در همين قسمتهای پخششده پيداست که عمه بلقيس و کنجکاویهای وی درباره علل مرگ برادرش و گذشــته مبهم نصرت و همچنين اصرار به بازگشت شيرين از دارالمجانين، قباد و نصرت را بــرای قدرتطلبی راحت نمیگذارد، امــا در اين ميان ظرافتهايی در قصه فصل دوم موردنظر است که نشانههای کمرنگ، اما مؤکدی از آن به چشم میخورد که برای مثال علاقه عمه بلقيس به هاشم در گذشتهای دور، يکی از بديعترين آنهاســت. نوع پرداخت تصويری در دو ســکانس مشــخص از برخورد بلقيس و هاشم با همراهی موسيقی تأثيرگذار امير توســلی حکايت از خاطرات مشترک اين دو دارد. شايد اين تعلق عاطفی عمهبلقيس، جانشين علاقه بزرگآقا به سرسپردگی صادقانه هاشم و يکی از موانع کينهورزیهای قباد شود. سکانس تماشای حسرتبار فرهاد )بديل هاشم جوان در خاطرات( ازسوي بلقيس يقينا ريشه در گذشتهای دور و زخمخورده دارد که نويســندگان مجموعه حتما آن را زمينهساز وقايعی جذاب قرار دادهاند. البته اتفاقات قسمت چهارم با نقش کليدی اکرم در افشــای قتل ململ و استفاده بجا از آن ازسوي قباد برای حذف شيرين و زمينهسازی بازگشت شهرزاد، عمه بلقيس را به جبهه مقابل قباد کشاند و با اختلاف اين دو گرهای ديگر بر داستان افزود. افشای قتل ململ به دست شيرين، تنها يادگار بزرگ خاندان، ضربه ديگری از تيشه حقايق بعد از مرگ بزرگآقا بر ريشــه خاندان ديوانسالار بود که به ‪Sent from my iPhone‬ قول شهرزاد ميراث شــوم و ويرانهای بيش نيست؛ ضربهای که ندانسته به دست قباد فرود آمد.

در اين ميان حضور شــخصيتهای شــاپور بهبودی )رضا کيانيان( و ســروان آپرويز )امير جعفری( که با وجه پليسی خود آمده تا اسرار فصل اول را از زير خاک دسيسهچينی و پنهانکاری بيرون بکشد و به سهم خود خواب را به چشم عافيتطلبیهای رياست قباد حرام کند نيز کفه داستان را عليه خاندان ديوانسالار سنگين میکنند. همچنين حضور شربت )که مطلع از قصد نصرت برای قتل بزرگآقا بوده( و علاقه نصرت به وی، در کنار اکرم -که آگاه از بخش مهمی از اســرار مگوی خاندان ديوانسالار؛ يعنــی ارتباط خونی قباد و نصرت اســت و در اين ميان دلی هم انگار در گرو عشق قباد دارد- راکوردی ظريف بين دو جبهه نصرت برای تصاحب قدرت ازســوي پســرش، قباد و عمه بلقيس بهظاهر بیخبر برای حفظ عظمت تاريخی خاندان ديوانسالار ايجاد میکند. حضور اين دو خدمتکار کنــار هم از ديگر نکات به ظاهر معمولی، اما مهم برای حفظ توان درام در فصل دوم است که با ظرافت اين نکته را گوشزد میکند در بسياری از داستانهای خوب اين شخصيتهای حاشيهاي هستند که زمينه را برای پيشبرد درام و خودنمايی شخصيتهای اصلی فراهم میکنند.

پيداســت که در اين وانفسای دروغ و پنهانکاری و جنايت در عمارت ديوانسالار، هرکســی به فکر منافع خويش است تا از اين سفره بهظاهر رنگارنگ، اما گســترده بر صحن فســاد و تباهی بهره بيشتری ببرد و چه هنرمندانه متن شايســته فصل دوم شهرزاد تاروپود اين قصههای آشنا و بدون تاريخ )!( را به هم گره زده و پردهای هزاررنگ برای داستانســرايی خويش بافته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.