چرا ما به راهبران زن نيازمندیم

Shargh - - جامعه - ترجمه: مهدي بهلولي

نیکلاس کریستف، ستوننویس نیویورکتایمز، پنج سال پیش در پاســخ به این پرسش که وجود راهبران زن مهم اســت یا نه، گفــت: «کارآمدترین روش براي مبارزه با فقر جهاني، کاهــش درگیريهاي اجتماعي و حتي کاهش انتشــار گازهاي آلاینــده در درازمدت، مانند همیشــه، ســرمایهگذاري بر آموزش دختران و آوردن زنــان به درون نیروي رســمي کار اســت». من نیز، که زندگيام را صرف کمکهاي انساندوســتانه و توسعه جهاني کردهام، ميتوانم ثابت کنم قرارگرفتن زنــان در موقعیتهــاي هدایتگــري در برنامهریزي توسعه، تضمین ميکند که منابع منصفانه و کارآمدانه تخصیص خواهند یافت. چرا؟ شواهد نشان ميدهند که مدیــران زن، اغلب دلســوزي و همدلي بیشــتر و شــیوه گفتوگوي باز و دربرگیرندهتري دارند. البته این ضرورتا براي همه زنان درست نیست؛ برخي شیوههاي متفاوت دیگري هم وجود دارد. شــواهد ميگویند که ایدههاي جدید مدیریت دگرگونســاز، با کیفیتهایي که معمولا زنان در آن مشترک هستند-مانند همدلي، فراگیرندگي و شیوه گفتوگوي باز- همخواني بیشتري دارند. در کشــورهاي توســعه یابنده، داشتن زنان در پشــت میز مدیریت، بر چگونگي مصرف منابع- هم از رهگذر تلاشها براي درنظرگرفتن بودجههاي جنسیتي و هم براي مــواردي مانند تغییــرات آب و هوا- تأثیر ميگذارد. این نشان ميدهد که چگونه زنان، در تجربه جهان توســعهیابنده، متفاوت با مردان عمل ميکنند. براي نمونه، درگیري زنان در جنبش تغییرات آب و هوا، به سیاستگذاري بهتر انجامیده است و به راهحلهایي مانند بهرهگیري از اجاقهاي آشپزي خورشیدي دامن زده اســت. رهبري زنان، همچنین به پیشبرد تغییرات مستقیم در سیاستهاي ساختاري، از جمله مرخصي بــراي پــدر و مادر، نگهــداري از کــودکان، و حقوق و دســتمزد کمک کرده اســت. همانگونه که ســازمان همــکاري اقتصادي و توســعه OECD() یــادآوري ميکنــد: «زنان در ســنجش با مــردان، اغلب میزان بیشــتري از درآمدشان را صرف خانواده و اجتماعشان ميکنند». آژانس آمریکایي توسعه جهاني )USAID( نیز ميگوید وقتي: «دختران 10 درصد بیشتر به مدرسه ميروند، تولید ناخالص داخلي کشور، به طور متوسط، سه درصد افزایش ميیابد». افزون بر اینکه وقتي زنان بــه یک میزان با مــردان از امکانات برخوردار باشــند: «بازدهي محصولات 10 درصــد افزایش ميیابد». در کانادا، پژوهشــي درباره اثر زنــان در خدمات عمومي، نشــان داد که زنان اثر آشکاري بر «سیاست، برنامهها، و زمینههایــي مانند منطقههــاي ماهیگیري، صنعت خودرو، امنیت ملــي، منابع طبیعي، محیط زیســت، علــم، منابع انســاني و روابط بینالملل» داشــتهاند. ایــن پیامدهــا، نهتنهــا از فراگیــري چشــماندازهاي زنان بلکه از شــیوههاي رهبري آنان کــه باز، گروهي و کمترسلســلهمراتبي اســت، نیــز ریشــه ميگیرد. خوشبختانه، پیشرفتهاي چشــمگیري براي زنان در نقشهاي مدیریت و بهطورکلي در نیروي کار، رخ داده است. راهبران زن، شــیوههایي که با آنها راهحلهاي جهاني به دســت ميآیند را دگرگون ميکنند. اهمیت مطرحکردن ایــن موضوع در همین اســت. انصاف و برابري، به خودي خود، هدفهایي ارزشــمند هستند و زنان، پیوســته ثابت کردهاند کــه از جنبههایي مهم، توانایي سودرســاندن به سیاســت را دارند. اما داشتن مدیران زن بیشتر- از سیاست گرفته تا اتاقهاي هیئت مدیره- به یک دلیل دیگر نیز مهم است. داشتن مدیران زن، هنجارها را درباره کســي که ميتواند رهبري کند و کیفیتهایي بایسته براي رهبري را دگرگون ميکند.

نویسنده:گوئن یانگ،سيانان، 2016

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.