ذرهاي عقبنشیني نكردم

Shargh - - صفحه اول -

صدرا محقق:خودش میگوید اصلاحطلب هستم، بدون هیچ پیشوند و پسوند اضافهای. در چهار سال حضورش در سمت معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده بارها مورد حمله و انتقاد مخالفانی واقع شد و گاهی اتهاماتی را متوجه او کردند که تأسف و تعجب بسیاری از فعالان سیاسی و رسانههای جناحهای مختلف را هم به دنبال داشــت. بااینهمه در بدنه حامیــان دولت و جریان اصلاحطلبان از او با عنوان یکی از موفقترین و خوشــنامترین اعضای کابینه روحانی یاد میشود، هرچند پرونده انتصاب وزیر زن در دولت جدید روحانی از اساس منتفی شد، اما در روزهایی که بحث چیدمان کابینه دولت دوازدهم نقل محافل خبری و سیاســی و شبکههای اجتماعی بود، از او با عنوان اصلیترین زنی که شانس رسیدن به سمت وزارت را دارد یاد میشد. بااینحال عملکرد او در معاونت بسیار کوچک و کمبودجه و کمنیروی تحتامرش چندان بود که هم مخالفان بسیار جدی و فعالی را برایش بتراشد و هم موافقان و حامیان پرشمار و دغدغهمند فراوانی. چندروز پیش بود که در شــبکههای اجتماعی و بهویژه توییتر هشــتگی در حمایت از ماندن او در دولت جدیــد راه افتاد و دهها هزار توییت با این منظور از سوی کاربران مختلف منتشر شد. صحبت از شهیندخت مولاوردی است، حقوقدان و فعال شناختهشده حوزه زنان که پیش از رسیدن به سمت معاونت رئیسجمهور، به غیر از فعالیتهای اجتماعی و سیاسیاش وبلاگنویس بود و ســردفتر اسناد رسمی و از همانجا دغدغههایش در حوزه زنان را پیگیری میکرد. در این گفتوگو با او، هم درباره آنچه در این چهار سال گذشت و هم این روزهای چینش کابینه و گمانهزنیها درباره اعضای دولت و هم چشمانداز آینده سخن گفتیم.

در چهار سال حضور شما در سمت معاونت زنان دولت یازدهم، هم موافقان و حامیان زیادی داشتید و هم منتقدان و مخالفان خیلی فعالی. بخشــی از حملات و انتقادات آنها حتی در پارهای مواقع، شامل فحش و ادبیات رکیک هم بود، برخی هم شما را متهم به چیزهایی میکردند که به نوعی جرم محسوب میشــد. تحلیل خودتان از این مخالفتها چیست؟ چرا این حجم از مخالفت را با شما داشتند؟

بگذارید ابتدا درباره منتقدان توضیح بدهم، بخشــی از اینها برداشتی که از مأموریتهای ما داشــتند، برداشت غلطی بود. یعنی تصوری که داشتند از ایــن که این معاونت چه کارهایی را باید انجام میداده، تصور درســتی نبود. وقتی عملکرد ما را مقایســه یا بررســی میکردند، به این نتیجه میرسیدند که ما کار خاصی انجام ندادهایم یا آن انتظاراتی که داشــتند، برآورده نشــده اســت. بههمیندلیل به منتقد ما تبدیل میشــدند که بعضا هم خیلی تند میرفتند و تا همین اواخر هم ادامه دادند. هیچوقت نگاهشان و ذهنیتشان اصلاح نشد. هر چقدر هم ما سعی کردیم این را تبیین کنیم و چارچوب کاری خودمان را مشخص کنیم، اساسا آنها یا قرار نبود مجاب شوند، یا اینکه برای آنها پاســخهای ما قانعکننده نبود. طیفی داشتیم از منتقدان که در این مسیر بودند و هنوز هم هستند. بعضا منتقدانی داشتیم که تبدیل شدند به مخالف، یا بگوییم از همان اول هم مخالف صرف بودند، بهتر است، هدفشان هم کلا تخریب بود و قرار نبود آنچه ما بهعنوان جوابیه، توضیح ، دلیل، مدرک و سند ارائه میدهیم، آنها را قانع کند. بنابراین بیشتر سعی میکردند با تکرار همان اتهامات و ادعاهای واهی و بیاســاس و واقعا بدون ســند و مدرک، خود به این تخریبها دامن بزنند، بهطورکلی به نظر ميرســد هدفشان متزلزلکردن جایگاه معاونت و شخص خود من بود. اسم اینها را هم منتقد نگذارید. اینها مخالف بودند.

به نظرتان بیشتر مخالف شخص شما بودند یا با دولت مخالف بودند؟

مخالفتی را که با رویکرد و با دیدگاه سیاسی من داشتند، از همان اول بروز میدادند. کلا مخالف قرارگرفتن من در این مســند بودند و پیشبینیهایشان هم این بود که در چهار ســال آینده با شدت بیشتری به تخریبهای خودشان ادامه خواهند داد و نخواهند گذاشت ما بدون حاشیه به فعالیتهای خودمان ادامــه دهیم. کمااینکه در این چهار ســال نیز همیــن کار را کردند. نه اینکه نگذارند ما کارمان را انجام دهیم، ما فعالیتهای خودمان را داشــتیم ولی با درگیرکردن ما با حاشیهها، خیلی فرصتها را از ما گرفتند. انرژی را از ما گرفتند و ما را مستهلک کردند. مجبور میشدیم جواب بدهیم، مجبور میشدیم برای توجیه برخی افراد، برای جمعکردن مستندات و... وقت بگذاریم.

هیچوقــت تلاش کردیــد آنهایی که منتقد هســتند را دعوت کنید و رودررو با آنها صحبت کنید که اگر سوءتفاهمی هست حل شود؟

بعضا این اتفاق افتاد ولی نه درباره همهشــان. حتی خودم از شبکههای اجتماعــی برای این کار اســتفاده کردم. مواردی بوده کــه خودم به صورت خصوصی در شبکههای اجتماعی با آنها صحبت میکردم. حتی اگر موردی بوده که با یک توضیح حل میشده، جواب هم دادهام. یعنی مواردی بوده که من توضیح دادم و طرف قانع شد. این منتقدانی که شــخصا سراغشان میرفتید، کاربر معمولی بودند یا آدمهای سیاسی و سرشناس؟ هم فرد عادی هم آدم سرشــناس. مواردی بود که خودم شــخصا ورود کردم. هیچوقت هم هیچجا مطرح نشــده؛ چون خصوصی بوده. احســاس میکردم با یک توضیح میشود آنها را قانع کرد.

اینکــه میگویید در شــبکههای اجتماعی بهصــورت خصوصی به سراغشان میرفتید و صحبت میکردید، در چه شبکههایی بوده؟

هر کجا لازم بوده؛ مثل تلگرام، در فیسبوک و اینستاگرام و همهجا. حتی پیامک

واکنش آنها چه بود؟

بعضا خیلی خوب جواب داده و منتقد را به همراه تبدیل کردم. بعضا هم نه، مواضع آنها ســر جایش بوده. بستگی به این دارد که با چه هدف و نیتی این کار را انجام میدادند.

به نظرتان استراتژی و هدف اصلیشــان از این حجم از حملات چه بود؟

اصولا روال کارشــان این بوده که کاری کنند ما را شکستخورده، یعنی از قبل محکومبهشکســت جلوه دهند. از همان اول این کار را کردند که رویکرد ما را زیر ســؤال ببرند و جهتگیریهای ما را به ضــرر خانواده، به ضرر زنان جامعه جلــوه دهند. کل اولویتبندیهای ما را مخــدوش جلوه دهند. این که در جهت منافع زنان نیست. کلا در حال شبههافکنی و نیتخوانی بودند. یعنی من هر صحبتی که داشتم، نیتخوانی میکردند و میگفتند منظورش این است و به ظاهر صحبتش توجه نکنید، او هدف دیگری دارد.

به نظرتان دلیلش چه بوده؟ پروژه سیاســی برای تخریب شما بوده یا نه؟ چه دلیلی داشته به نظر خودتان؟

اسمش را پروژه نمیگذارم. شاید هم از نظر سیاستورزی بگوییم طبیعی است.

یعنی مخالفانی هســتند کــه بهصورت طبیعی در حــال زدن رقیب هستند؟

بلــه خب، رقیب را میزنند و مأموریت خود را انجام میدهند. منتها ما اینطور نبودیم. دورهای کــه ما بیرون بودیم و خارج از قدرت بودیم. اولا یکی، دو ســال واقعا فقط نظارهگر بودیم. ســعی کردیم ببینیم چه اتفاقی میافتد. بعد که بالاخره برنامهها به ســمت عملیاتیشدن پیش رفــت، مثل لایحه حمایت از خانواده که به مجلس رســید و دیدیم چه اتفاقاتی میافتد، تازه آنموقع بود که ما بهصورت عملی شــروع کردیم به بیانیه صادرکردن، مصاحبهکردن، مقالهنوشتن. نه تخریب، نه تهمت و ادعاهای بیدلیل و مدرک که الان منجر به تشکیل چندین پرونده شده.

بعضی از حملاتی که به شما شد، خیلی ادعاهای عجیب و ترسناکی بود. از هفتهنامه یالثارات که علنا به شما فحش رکیک داد، تا اینکه گفتند شــما آمار زنان مطلقه ایران را برای کار در آنتالیا به سازمان ملل دادید. با کســانی که این اتهامات و ادعاها را علیهتان طرح کردند، مشخصا چه

کار کردید؟ به کجا کشــید این داستان؟ آیا شــکایت کردید و پروندهای تشکیل شده؟ بله ما از طریق قضائی پیگیری کردیم. کدام مورد را؟ ↙

همه را. براي یالثارات که حکم بدوی صادر شــده و منتظر حکم قطعی هستیم. ظاهرا آنها درخواست تجدیدنظر کردهاند. میتوانید بگویید چه بوده؟ ↙

گذاشتیم حکم قطعی شود، بعد بگوییم. شما راضی بودید؟ ↙ ما راضی بودیم. اصلا فکر نمیکردم چنین حکمی صادر شود. یعنی مجله محکوم شد یا فرد نویسنده؟ ↙

هــر دو و واقعا حکم منصفانهای بود. هم در این مورد، هم درباره پرونده آن روستا در سیستانوبلوچستان. آنجا حکم به نفع شما صادر شد؟ ↙

به نفع من نه ولی حکمی که صادر شــد، با توجه به دفاعیاتی که ما کردیم، به دادگاه و قاضی ثابت شــد که اولا اگــر هم جرمی بوده، فاقد عنصر معنوی اســت، یعنی ســوءنیتی در کار نبوده. چون یکی از عناصر جرم این اســت. جرم ســه عنصر دارد؛ عنصر قانونــی، مادی و معنوی. عنصر معنوی را اینجا اصلا نداشتیم. بحث ما نه خدشهدارکردن سیستم قضائی بود، نه زیرســؤالبردن این سیســتم و خدشهواردکردن به اعتبار نظام قضائی. بحثي که داشتیم، اشاره به این بود که دفاع کنیم از اقدامی کــه معاونت داشــت در احیای مادهای که در برنامه چهارم توســعه و درباره ضرورت حمایت از خانوادههای زندانیان و معدومین و اعدامیها، در برنامه ششــم توســعه که در برنامه پنجم این ماده حذف شده بود. ما خواســتیم این ماده را احیا کنیم. سؤال شــده بود چه دلایلی داشته که آنجا توضیح دادم و اینکه چرا ما باید این نگاه را داشــته باشــیم که خانواده، همسر و فرزندان یک مجرم، مجازات شوند به خاطر جرمی که پدر خانواده انجام داده. اینها را رها کنیم و حمایت نکنیم و ســایر موارد که به آنجاها کشیده شد.

در آن ماجرای ســازمان ملل و زنان مطلقه، اصل داســتان واقعا چه بود؟

برای خود ما هم عجیب بود. دقیقا در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی بود. ایام تبلیغات بود که دیدیم کلیپی منتشــر شد، خانم آلیا آمد، پشتسرش هم عنوان ستاد دولت کار و کرامت نوشته شده بود و چند دقیقه صحبت کــرد که در معاونت امور زنان و خانواده، آمــار زنان مطلقه برای کار در آنتالیا به سازمان ملل داده شد. من واقعا اول تعجب کردم و گفتم شاید صدا روی آن گذاشــتهاند. یک بــار دیگر نگاه کردم که نکند دابســمش بوده. دوباره دیدم که صدای خودش اســت. بعد هم ما اعلام کردیم که شــکایت میکنیم و شکایت هم کردیم از این خانم. جوانی آمد، اسناد ما را روی توییتر برد. اســناد دولتی را افشــا کرد و روی توییتر گذاشت. فکر کنم هفت، هشــت، ۱0 مورد از اسناد ما که نمیدانیم دست این فرد چه میکرده. حدس ما این است زمانی که ما گزارش برنامه کاری مشترکمان با صندوق جمعیت ملل متحد را به کمیســیون اصل نود مجلس بردیم، در زمان مجلس نهم، خانم رهبر که آنجا نایبرئیس بود، پروندهای برای ما آنجا تشــکیل داد، راجع به برنامه کاری مشــترک. کمیسیون اصل نود از ما گزارش خواســت و ما گزارش دادیم. برای اینکه میگویند آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است، کپي مجموعه قراردادهایی را که بسته بودیم، دادیم به کمیسیون اصل نود که بررسی کنند. نميدانم این جوان این ســندها چطور به دستش رســیده بود و آنها را منتشر کرد. احتمالا خانم رهبر داده که به قول خودشان افشا کند. یکییکی اسناد ما را گفته بود که اگر مولاوردی جرئت کند از آلیا شــکایت کند، من اینها را افشا میکنم. یکی از بندهای آن برنامه کار مشترک، ایجاد بانک اطلاعاتی زنان سرپرســت خانوار اســت که البته هیچوقت هم این بانک اطلاعاتی ایجاد نشد. ما ذیل این، برنامهای تعریف کردیم براي تحلیل زیرگروههای سرپرســتی خانوار کــه الان الگوهــای نوظهور داریم، غیــر از زنان بیوه، زنان مطلقه، دختران خودسرپرســت؛ این برنامه را مــا انجام دادیم. اما هیچوقت بانک اطلاعات زنان سرپرست خانوار را نتوانستیم ایجاد کنیم؛ اگر هم ایجاد شــود برای داخل اســت و اساســا ربطی به خارج از کشور ندارد. اینها براساس این گفته بودند چون این قرارداد با صندوق جمعیت ملل متحد بوده، معاونت، بانک اطلاعات زنان سرپرست خانوار را درست کــرده و اطلاعات زنــان مطلقه بــرای کار در آنتالیــا را نمیدانم از کجا درآوردند به سازمان ملل دادند. این هم ماجرا شد و ما شکایت کردیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.