رسانههای جدید و دمیدن به آتش تروریسم*

Shargh - - رسانه - چارلی بکت . ترجمه سعید ارکانزادهیزدی

در یک دهه گذشــته، رسانههای اجتماعی در شــکلدادن به بحث عمومی درباره ترور، به خیل رسانههای جریان اصلی ملحق شده از این امر به نامزدهای انتخاباتی، تبلیغاتچیهای سیاسی، فعالان مدنی و شهروندان اجازه داده است که اغلب بدون واســطه در بحثهای سیاسی مشارکت کنند. شرکتهای حوزه فناوری بیشازپیش در این میان نقشی مهم و گاهی تعیین کننده پیدا کردهاند. به همین دلیل است که در اجاس کاخ سفید برای مبارزه با تروریسم، «فیسبوک،» «گوگل» و «توییتر» جزء شرکت کنندگان اصلی بودند.

تروریسم یک عمل وحشیانه و خشن و به همان میزان پدیدهای رسانهای است. ترور یک خبر حیاتی اســت؛ یک داستان دراماتیک و مهم که مردم میخواهند از آن آگاه شوند و دربارهاش بدانند؛ به عاوه، تروریسم متکی به چنان جاروجنجالی اســت تا جامعه را متوقف کرده، ترس را جاری کنــد و قدرت خود را به نمایش بگذارد. این مناسبات مربوط به پیش از ظهور فناوری دیجیتالی بوده است.

مسئولیت روزنامهنگارانی که اکسیژنآتش این جاروجنجال را فراهم میکنند، چیســت؟ روزنامهنگاری که گزارشهــا، تحلیلها و تفســیرهایی را درباره ترور تهیه میکند، با چالشــی در ایجاد روایتی که صحیح، ملموس و از نظر اجتماعی مســئولیتپذیر باشــد، مواجه اســت. بســیاری از این مســائل، به فعالیتهای گســتردهتر روزنامهنــگاری، بهویژه حول اخبــار فــوری و روزنامهنگاری جنگ و حوادث، ارتباط پیدا میکرد. در چند ســال اخیر، این مســئله با ظهور چرخههای جدید خبری و رســانههای اجتماعی از نظر فنی، عملی و اخاقی پیچیدهتر شده اســت. بزرگی رویدادهای خبری به وسیله رسانههای اجتماعی که اغلب اولین پوششدهندههای یک ترور هستند، چند برابر میشود. این رسانههای اجتماعی به طور ویژه هدف تروریســتها قــرار میگیرند و روزنامهنــگاران به آنها رجوع میکنند. نگرانی این اســت که گزارشکردن ترور در ابزارهای دیجیتالی، تبدیل به کاری بسیار احساساتی و سادهانگارانه شود و نقش روزنامهنگاری حرفهای در آن محدود یا کم شود. این مقاله تاش میکند زیربنای بهشدت تغییریافته طبیعت روزنامهنــگاری و خبر را توصیف کند. روزنامهنگاری دارای مســئولیت کمک به جامعهای است که با تهدید، واقعیت و عواقب تروریسم دستوپنجه نرم میکند. نقش روزنامهنگاری مســتقل، منتقد و قابلاعتماد، هرگز به این اندازه مهم نبوده است. بااینحال، رسانههای خبری هیچ وقت هم به این حد تحت فشار اقتصادی و سیاسی نبودهاند.

مشکلپوششخبریتروریسم

تروریســم در طول تاریخی از سوی رســانهها پوشش داده میشده است؛ اما این حوزه با وب 2.0 و ظهور «فیسبوک»، «توییتر» و دیگر شــبکههای اجتماعی، زمینه دیجیتال تغییر کرد. با اینکه دغدغههای تحریریهای گزارشکردن تروریسم به جای خود باقی اســت؛ اما زمینه رسانهای که حمات تروریستی در آن ظاهر میشــود، در مقیاسی کاما متفاوت گسترده شده است. همانطور که مدیر اخبار جهان بیبیســی به نام ریچارد ســمبروک میگوید، تروریســم در دوران اخبار فوری و رســانههای اجتماعی یک «حوزه متفاوت» است که در سه دهه گذشته موضوعاتش دست نخورده؛ اما حالا بسیار پیچیدهتر شده است.

رســانههای اجتماعی بیشازپیش به جایی تبدیل میشوند که تروریسم اول از همه در آنجا گزارش میشــود. گزارشدادن اخبار حمات تروریســتی داعش نمونهای از آنهاست. بنابراین نسبت به دوران گذشته که رسانههای خبری کنترل جریان اطاعات را در اختیار داشتند، یک تغییر بنیادین رخ داده و اکنون مجموعه گستردهتری از منابع خبری و رسانهها در این جریان دخیلاند. روزنامهنگاران دیگر دروازهبانان اولیه اخبار نیستند. امروزه مخاطبان به طور گسترده، دسترسی فوریتر و مســتقیمتری به تعداد زیادی محتواي موجود در منابع خبری آناین گوناگون دارند. مردم میتوانند به طور مســتقیم اطاعات را از دیگر شــهروندان، مقامات یا حتی خود تروریســتها بگیرند. در رویدادهای تروریستی، پخش زنده و بهویژه پوشش تلویزیونی هنوز منبع اصلی اطاعات و اخبار برای بیشتر مصرفکنندگان رسانهها باقی مانده است. بااینحال، در دهه گذشته، گزارشهای تلویزیونی بیشتر به رســانههای اجتماعی وابسته شده اســت. از زمان بمبگذاری در مترو لندن در ســال 2005 تاکنون، رسانههای جریان اصلی شروع به ایجاد بخشهایی برای استفاده از محتواهای رسانههای اجتماعی و محتواهای تولیدشده از سوی مردم کردهاند. همچنین خود شــهروندان به دلیل توسعه فناوری، میتوانند بهراحتی یک رویداد تروریســتی را با تلفن همراه خود به صورت مســتقیم پخش کنند. از سوی دیگر، ابزارهای همراه و تلفنهای هوشمند، بیشازپیش اخبار را به زندگی شخصی و اجتماعی ما وصل کردهاند. تعجبآور نیست که مردم بیش از گذشته شخصا و فورا و به طور احساسی با رسانهها در تعامل باشند.

گزارشکردن ترور در رســانههای جریان اصلی نیز با دشــواریهایی روبهرو است. روزنامهنگاران و مخاطبان در پی این هستند که اتفاقات تروریستی را با یک الگوی مشخص منطبق کنند. از سوی دیگر، در دنیایی که رسانهها بهشدت با هم رقابت میکنند، روزنامهنگاران ناچارند با سرعت هرچه بیشتر و با کمترین میزان توانایی و منابع خبری خود کار کنند. در میانه مســابقه انتشار خبر و در وسط یک وضعیت خطرناک تروریستی، باقیماندن بر موضع اصولی انتشار اطاعات موثق بسیار دشوار است.

روزنامهنگاران تلویزیونــی در گزارشهای زنده، اظهاراتشــان را به دیگران منتســب میکنند: «گزارش شده است»، «به ما گفته شــده است» یا «گزارشها در رســانههای اجتماعی میگویند». خطر اینجاست که مخاطبان کیفیت دقیق ماجرا را درنیابند.

در خبرهای فوری، اســتفاده از جماتی که کیفیت را مشــخص کنند - مثل اینکه «به نظر میرســد» یا «این ظرفیت را دارد» که «حادثه تروریستی باشد» - همراه با خطر شدید بدفهمی مخاطبان است. برخی از رسانهها، مثل «بیبیسی» یا «الجزیره» تاش میکنند از واژه «تروریســت» استفاده نکنند، اما توصیفاتی که ارائه میکنند مثل «بمبگذار» یا «حملهکننده» مشــکل را حل نمیکند. گذشته از همه اینها، مرتبطشــدن رویدادهای تروریستی اخیر به برخی ادیان و مذاهب، باعث بروز این خطر شــده که واژههایی خنثی مثل «اســامی» یا «مسلمان» به تروریسم ارتباط پیدا کنند.

تروریستها اکنون خودشان به تهیهکنندگان رسانهای تبدیل شدهاند. داعش ظرفیت تولید رســانهای عظیمی دارد و ویدئوها و مقالاتش از طریق فعالیت در رســانههای اجتماعی که بهخوبی توسعهیافته، منتشر میشــود. خیلی از آنها به زبان انگلیســی هســتند تا به صورت بینالمللی بتوانند عضو جذب کنند. در رســانهها، برای گفتن اینکه یک تروریست به چه فکر میکند، چه میگوید و چه میکند، اغلب از محتواهای رسانهای که خود تروریستها تولید کردهاند استفاده میشــود، اما خطر اینجاســت که با ایــن کار، حتی در یک زمینــه انتقادی، پیام تروریستها به طور مؤثری بازپخش و بزرگ شود.

همچنین همیشه این خطر وجود دارد که رسانهها جزئیاتی را درباره عملیات امنیتی در اختیار تروریســتها قرار دهند که به آنها برای بهبود فعالیتشان کمک کند. این مســئله بهویژه در وســط یک عملیات تروریســتی معنــی پیدا میکند. ویدئوهــا یا تصاویر زنده از یک صحنه، ممکن اســت نیــروی امنیتی را به خطر بیندازد یا جلو دستوپای آنها را بگیرد. خطر بزرگتر این است که مقامات، بهویژه مقامات حوزه سیاسی، تفسیرشان از رویدادهای تروریستی را که در رسانهها ارائه میکنند با منافع خودشــان منطبق کنند. روزنامهنــگاران وظیفه دارند که آنچه افــراد قدرتمند میگویند گزارش کنند، اما وظیفهای ندارند که دیدگاههایشــان را عینا بازگو کنند. وســعت پوشش حوادث تروریستی بســتگی به فراوانی تلفات یا خســارات آن دارد. تاکتیکهایی از ترور که تأثیر رســانهای بیشتری دارند، مثل بمبگذاریهای انتحاری، میتوانند محبوبیت رســانهای حمات را بیشتر کنند. همچنین پوششهای رسانهای این حوادث به سازمانهای افراطی کمک میکند که عضوگیری کرده و تروریســتها را بســیج کنند. شــکلدادن بــه رویدادهای تروریستی از طریق تفسیر سیاستمداران و روایت رسانهها باعث تشجیع آدمهای دلکنده از سیستم میشــود و برای آنها حسی از بامعنابودن رویداد تروریستی و تعلــق به آن را ایجاد میکند. در این میان، زبانی که در روایت حوادث اســتفاده میشود، نقشی اساســی در تعیین ابعاد آن دارد چون مردم درباره یک خطر، بر پایه واژگانی قضاوت میکنند که به آن ربط داده میشود. صرف اینکه یک چیزی رعب و وحشــت ایجاد میکند، یک رویداد را تروریســتی نمیکند، اما رسانههای جریان اصلی اگر برخی عناصر ایدئولوژیک اســامگرایانه را در رویداد ببینند، این گرایش را دارند که آن را یک ترور توصیف کنند. مسئله دیگر این است که حتی اگر مسئولیت یک حادثه را سازمانهای تروریستی برعهده بگیرند، روزنامهنگاران باید از زبان مناسبی استفاده کنند؛ مثا در حوادثی که داعش مسئولیت آن را برعهده میگیرد، گاهی تروریســتها فقط از این گروه الهام گرفتهاند، نهاینکه بخشــی از این سازمان باشند، اما داعش ادعا میکند که آنها جزئی از شاخه سازمان مثا در اروپا بودهاند. عاوهبراین، روزنامهنگاران باید مراقب باشند که جزئیاتی از اشخاص تروریست ارائه نکنند که به تنشهای نژادی، مذهبی و فرهنگی یک جامعه متکثر بیفزاینــد. یکی از مشــکاتی که در دوران جدید در اخبــار مربوط به رویدادهای تروریســتی به وجود آمده، محتواهای اشــتباه زیادی است که به وسیله کاربران برای کسب ترافیک بازدید بیشــتر ساخته میشود و به «فیکنیوز» (خبر تقلبی( مشهور اســت. شــبکههای اجتماعی تا حدی سیســتمهایی خوداصاحکننده هســتند، اما این اصاح میتواند با تأخیر رخ دهد و زمانی که مطالب نادرست و بازتابهای آن منتشــر شود، هنوز روند اصاح اشتباهات شروع نشده باشد. هنوز اولین کارکرد روزنامهنگاری این است که به حقایق دسترسی پیدا کند. حجم بالای محتواهای رسانههای اجتماعی و این واقعیت که برخی از این محتواها نادرست یا گمراهکنندهاند، طبعا باعث خشنودی روزنامهنگاران حرفهای نیست. محتوای رسانههای خبری اکنون با خوراکهای خبری مخاطبان آمیخته است و مخاطبان اغلب بین محتواهای روزنامهنگارانه و محتواهای «آماتور» یا محتواهای «رسمی» فرقی قائل نیستند. تحقیقات نشان میدهند که افراد در رسانههای اجتماعی به دوســتان خود به همان اندازه اعتماد میکنند که به رسانههای خبری. در چنین شرایطی، تولید اطاعات قابلاعتماد از سوی رسانههای خبری خیلی مهمتر نیز شــده است. آمار نشــان میدهد که روزنامهنگاران شــاغل در رسانههای جریان اصلی هنوز تا سطوحی مورداعتماد مخاطبان هستند. سطح این اعتماد به رسانه، سن کاربران و پذیرش مشارکت از سوی برند خبری، بستگی دارد.

گزارش بهتر ترور

بــرای روزنامهنــگاران بــرای درک محتواهــای تصویــری کاربرســاخته در شــبکههای اجتماعی، پروپاگاندای تروریســتها در وبســایتهای تخصصی )اغلب غیرانگلیسیزبان(، فعالیتهای روابطعمومی دولت یا نیروهای امنیتی، وباگها و وبســایتهای کارشناســان و تحلیلگران/ محققان دانشگاهی، زبان محلی، تخصصی، بینالمللی و خارجی سازمانهای رسانهای خبری، رسانههای جمعآوریکننده اخبار، روباتهای دیجیتالی و گروههای تبلیغاتی، به مهارتهای جدیدی نیاز اســت. بااینحال، اصل راهنما در این شبکه پیچیده از اطاعات باید ساده باشد: تنها واقعیتهایی را گزارش کن که میدانی حقیقت دارند.

تحریریهها و منابع خبری، شیوه مدیریت، فناوریها، مهارتها و زیرساختهای آنها، همواره مرکز تاش برای گزارشکردن واقعیت بودهاند. رسانههای بزرگتری مثل «ســیانان» و «بیبیسی» بیش از گذشته تحریریههایی دارند که میتوانند با درگیرشدن با طیف کاملی از منابع و درگاههای خروجی محتوا، کارهای آناین وسیعی انجام دهند. روزنامههای مشهوری مثل «گاردین» یا «نیویورکتایمز» هم فرایندهایی مانند وباگهای انتشار زنده و مستقیم را برای بهخدمتگرفتن تعداد منبع خبری بیشــتر، توسعه دادهاند. همزمان، ســازمانهای خبری محلی نیز به دلیل اینکه محل وقوع رویداد را میشناســند، اغلب میتواننــد خود را در برابر رقبای بزرگتر حفظ کنند. از ســوی دیگر، رسانههای تخصصی، مثل حسابهای کاربری ســازمانهای غیرانتفاعی در شــبکههای اجتماعی هم نقش گردآورنده اخبار را بازی میکنند و اطاعات آناین را از غربال میگذرانند.

در میــان ایــن همه اطاعــات، برخی از ســازمانهای خبری مثــل روزنامه «والاستریت ژورنال» یا شبکه خبری «آیتیان»، برخی از فعالیتهای جمعآوری اخبار خود را به شــرکتهایی برونســپاری کردهاند کــه تخصص دارند صحت تصاویر، ویدئوها، پیامها و دیگر دادههای شــبکههای اجتماعی را تأیید کنند. این شــرکتها اغلب همانقدر که مشتری تجاری دارند، مشتری رسانهای هم دارند و مدعی نیستند که مؤسساتی رسانهای هســتند. در واقع، آنها موتورهای کشف محتواهای آناین، در مرحله قبل از تحریریهها هستند و میتوانند مورد استفاده برای مطالــب آنها قرار بگیرند. بهاینترتیب میتوان بهخوبی دید که تاش برای گزارش بهتر هر رویدادی از جمله رویدادهای تروریستی در فضای ارتباطی فعلی، به تغییر شکل تحریریهها انجامیده است.

کار دیگری که باید برای گزارشدهــی بهتر ترور انجام داد، اعمال روشهای کارآمدتر برای رسیدن به حقیقت است. اشتباهات در پوشش بمبگذاری ماراتن بوستون نشان داد که باید روشهای گزارشدهی تغییر کند. خوراکرسان خبری شــهروندان این روزها پر از خبرهایي اســت که اغلب آنها از ســوی دوستانشان تهیه شــده، نه افــراد حرفهای و همین محتواهای اشــتباه، نســبی و جهتدار جانشــین اخبار فوری ترور میشوند. مســئله گزارشدادن ترور با اخبار فوری در دنیای خبری کنونی اهمیت زیادی پیدا کرده اســت؛ رقابت به یک مؤلفه حیاتی برای روزنامهنگاری، بهویژه در زمینه اخبار فوری، تبدیل شــده اســت. این رقابت تحریریهها را وادار میکند که واکنشی سریع به رویدادها نشان بدهند و به همان اندازه، پیشینه رویداد را هم ارائه کنند. بنابراین سازمانهای رسانهای باید بیش از پیش از یک دســتور زبان معتبر برای روایتهای موقتی استفاده کنند. بسیاری از مخاطبان که اکنون از رسانههای اجتماعی هم استفاده میکنند، هنگام رخدادن یک حادثه بر این نکته واقفاند که مســائلی درباره حادثه وجود دارد که هنوز از آن آگاه نیستند. رســانهها در اخبار فوری خود باید سعی کنند، نشان دهند هنوز چه چیزهایی مشخص نیستند و از عبارات مبهمی مثل «گزارشهای رسانههای اجتماعی میگویند» اجتناب کنند. آنها باید از زبان درســتی برای توصیف رویداد اســتفاده کنند. روزنامهنگاران باید از میانبرهایی برای فشردهکردن واقعیتهای پیچیده در قالبهایی که مردم آنها را ســریع مصرف کنند، استفاده کنند. تیترها، ویدئوهای ویرایششــده، گرافیک و نظایر آن، بخشی از فرایند لازم سادهسازی و ارتبــاط برقرارکردن در زمان و مکانی محدود اســت. در موضوع پیچیدهای مثل ترور، استفاده از زبانی دقیق امری حیاتی است.

رسانههای اجتماعی در هنگام وقوع رویدادهای تروریستی، میتوانند اطاعات و شــاهدانی عینــی را برای روزنامهنــگاران مهیا کنند که آنهــا از طرق معمول نمیتوانند به آنها دست پیدا کنند. رسانههای اجتماعی میتوانند ابزارهایی باشند که جنبههای گستردهتری از موضوع را برای روزنامهنگاران بیان کنند. بنابراین هم گزارشــگران هم دبیران آنها باید با رسانههای اجتماعی در کار حرفهای خود کار کنند. اما از سوی دیگر، روزنامهنگاران باید متوجه این مسئله باشند که با کارهای خود باعث نشوند به عملیاتی که مقامات امنیتی در حال انجام آن هستند خدشه وارد کنند یا به خود مقامات امنیتی آسیب برسانند.

کاري که باید برای گزارشدهی بهتر ترور انجام داد، اعمال روشهای کارآمدتر برای رسیدن به حقیقت است. اشتباهات در پوشش بمبگذاری ماراتن بوستون نشان داد که باید روشهای گزارشدهی تغییر کند. خوراکرسان خبری شهروندان این روزها پر از خبرهایي است که اغلب آنها از سوی دوستانشان تهیه شده، نه افراد حرفهای و همین محتواهای اشتباه، نسبی و جهتدار جانشین اخبار فوری ترور میشوند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.