كابوس دا نبردهاینسوتنیه حاییشدریباارهناختهلارلاو ساواز سزفکنریدعملگیی خود دور كنیم

Shargh - - علم - ترجمه: ثريا شنتیائي

کسانی که درگیر «اختلال وسواس فکری عملی» OCD() هستند، زندگی برایشان همانند کابوس است. سپریکردن هرروزه با این بیماری مانند نبردی یکطرفه و وحشیانه اســت. تصور و درک چنین وضعیتی برای کسانی که دچار این اختلال نیستند، غالبا سخت است. برخی افراد حتی ممکن است مبتلایان به این بیماری را با عناوین مســخره یا دیوانه محکوم کنند، اما ابتلای شــخص به این اختلال به معنای روانیبودن وی نیســت. دلیلی که مردم با دید منفی به آن مینگرند این اســت که درک اساســی از علل و شــرایط آن ندارند. اطلاعیافتن و اطلاعرسانی درباره واقعیتِ اختلال وسواس فکری عملی میتواند هرگونه دید منفی موجود در اطــراف چنیــن اختلالی را از بین ببرد و در نهایت کمکی به مبتلایان باشــد تا جوابهایی را دریافت کنند که برای درمان نیاز دارند.

در همه شکلها و اندازهها

فقط یک نوع «اختلال وســواس فکری عملی» OCD() نداریم. حتی شــاید برخی از افراد جوامع پزشــکی هم ندانند که این اختلال، خود را در صدها نوع و شکلهای مختلف نشان میدهد. برخی از مردم حتی متوجه نیستند که به نوع خفیف و پنهانی از «اختلال وســواس فکری عملی» مبتلا هستند و حتی ممکن است پزشک یا روانشناس ناکارآمد به آنها بباوراند که مشکل منحصربهفرد آنها ناشی از چیزی غیر از «اختلال وسواس فکری عملی» است. چیزی به سادگی یک محیط امن با پارامترهای مشخص هم میتواند منجر به «اختلال وسواس فکری عملی» خفیف شود. مثال دیگر در ارتباط با این اختلال خفیف میتواند در مورد فردی باشــد که با اندک تغییری در روال زندگی روزمرهاش بهطور باورنکردنیای ناراحت و خشمگین میشود. اگر حتی کوچکترین تغییر در ریتم و روال زندگی، موجب تحریک شــدید، خشم یا ناراحتی در شما شود، احتمالا نادانسته به نوعی از «اختلال وســواس فکری عملی» مبتلا هســتید. طبق تشخیص پزشکان، سه تا چهارمیلیون نفــر از مردم ایالات متحده به «اختلال وســواس فکری عملی» دچارنــد. این رقم با تعداد واقعی افرادی که به این اختلال دچارند، بســیار فرق دارد، حداقــل تعــداد آنها فقط در آمریــکا، ۱۵۰میلیون نفر اســت. آمار علوم و تحقیقات پزشــکی مربوط به تعداد افراد مبتلا به علائم و شــرایط مرموز مزمن بیماری به ندرت صحیح اســت. چون در وهله اول مشخصات این بیماریهای مرموز بهوضوح مشخص نمیشود، بنابراین چنین آمارهایی نمیتواند بیانگر رقم دقیق مبتلایان باشــد. پس، در ارتباط با «اختلال وســواس فکری عملی»، مهم این اســت که همه مبتلایان در دنیا، حتی ۱۵۰میلیون نفری که در ایالات متحده هســتند، متوجه دلیل اصلی وضعیت و علائم بیماریشان باشند و قدمهایی را برای بهبود درمان خود بردارند.

علل ايجاد اختلال وسواس فکری عملی

دو گــروه مجــزا در این اختلال وجود دارند؛ واقعیتی کــه در هیچجایی آن را نخواهید خواند. هر گروه هم تنوعهایی در حواشــی خــودش دارد. تولیدکننده ایــن اختلال در یکی از این گروهها، زخمها و آســیبهای عاطفی یا روانی، مانند سوءاســتفادههای روانی و جســمانی اســت. علت بهوجودآمدن این اختلال در گروه دوم، سموم ناشی از فلزات سنگین در مغز است. همچنین ممکن است این اختــلال بر اثر هر دو این عوامل به وجود بیاید؛ یعنی، هم آســیبهای عاطفی و روانی و هم سموم ناشی از فلزات سنگین. ترکیب این دو با هم به رفتارهای شدید این اختلال منتهی میشود و حتی آن را سختتر هم میکند.

گروه اول: زخمها و آسیبهای عاطفی يا روانی

در برخی انفجار عاطفی میتواند رفتارهای این اختلال را فعال کند. چگونگی مقابلهکردن فرد در استرسهای عاطفی و حساسیتهای منحصربهفرد شخص در پیشــروی یا کاهش اختلال وســواس فکری عملیاش نقش دارد. در برخی از مردم، حتی آســیبهای عاطفی معمولی هم زخمهایی را در احساسات و روان شــخص ایجاد میکنــد که درنهایت به اختلال وســواس فکــری عملی منتهی میشود. شــرایطی که زخمها و آســیبهای عاطفی و روانی را موجب میشود میتواند شــامل مرگ عزیزی در خانواده، خیانت از ســوی شخصی که دوستش داریم، ازدســتدادن امیدهای دیرینه، آسیبهای فیزیکی یا بیماریهای ویرانگر، قلدریهای دوران مدرسه یا جدایی والدین باشد. تقریبا استرس شدید یا مواجهه بــا هر یک از اینها میتواند نقشــی در این اختلال داشــته باشــد. منظــور از این مثالها سرزنشکردن شــخص خاصی در زندگی نیست، بلکه هدف یافتن وقایع برجســتهای است که میتوان با توجه به آنها، آســیبها و زخمها را درمان کرد. درحالحاضر، برخی از محققان و متخصصان مطرح میکنند که در برخی موارد خاص، آســیبهای روانی به این نوع اختلال منجر میشود. اما نکتهای را که این متخصصان هنوز متوجه نشــدهاند این اســت که وقتی فرد درد شدید عاطفی یا استرسهای مکرر را حس میکند، همین فشار عاطفی به فعالشدن بیش از حد بخشــی از مغز منجر میشود، کار مداوم آن بخش از مغز و گرمای شدید بارهای الکتریکی مشکلات ریشهای ناشی از اختلال وسواس فکری عملی را پدید میآورد. برای برجستهکردن و اینکه چگونه اختلال وسواس فکری عملی در فردی پدیدار میشود، مثال شروع قلدری در مدرسه را تصور کنید. دفعه اولی که کسی نسبت به شــما قلدری میکند، بارهای الکتریکی محلِ مربوط به احساســات و عواطف در مغز شــما گرم میشود. وقتی قلدری متوقف شــد، این گرما فروکش میکند، هرچند باز از اســترس خفیف پس از حادثه در رنج هســتید. چندروز بعد دوباره قلدری صورت میگیرد. بلافاصله، بارهای الکتریکی همان قسمت از مغز دوباره گرم میشوند. خوشــبختانه، دوباره با فروکشکردن قلدری، این منطقه گرمایش فروکش میکند. شــاید قلدری دوباره برای بار سوم، چهارم یا پنجم صورت بگیرد و همان قسمت از مغز دوباره گرما را در هر بار تجربه کند. گرمای شدید و مداوم، بدون اینکه بدن فرصت مداوا داشته باشد، به ماندگاری در لایهای از مغز کودکان و بزرگســالان منتهی میشود. دانشمندان و محققان علوم پزشکی هنوز دلیل این پدیده گسترده را نیافتهاند. آیا کلمه «تندخو» hotheaded() را تا به حال شنیدهاید؟ خب، در واقع شاید شرح دقیقی از لحظات خاص باشد. قلدریدیدن تنها شرایطی نیست که گرمای شــدید را در مغز ایجاد کند. فرسایشهای جسمانی که در بدن رخ میدهنــد، میتوانند تعدادی از وقایع عاطفی ســنگین را در منطقهای از مغز برانگیزانند. محدوده مرکز عاطفی مغز که در آن فرسایش فیزیکی اتفاق میافتد، به رویداد عاطفی یا موضوع اســترسآور بستگی دارد. بدن هر رویداد یا موضوع استرسآور را به شــکلهای متفاوت کنترل میکند و محلی را که مغز آن گرما را تجربه میکند، به وضعیت منحصربهفرد آن شــخص بستگی دارد. رخدادن این فرســایش در ناحیــه خاصی از مغز، به دلیل محافظت از بدن در مقابل مســائل بهداشتی جدیتر است. در مناطقی که لایه نازکی از بافت پینه میبندد، نورونها حســاس میشوند و پایه رفتارهای اختلال وسواس فکری عملی را میسازند. این نقطه پینهبســته کوچک میتواند موجب تأخیر در سرعت عبور امواج میلیاردها عصب الکتریکی اطراف مغز شما به مقصد بشود. این امواج الکتریکی، که توانایی فکرکردن و حمل اطلاعات را دارند، باور دارند که در لایه مغزی شــما مشــکلی وجود ندارد. این امواج حتی بخشی از روح و خواستههای شما را حمل میکنند. همه اینها کاملا ناشناخته هستند و تحقیقات و علوم پزشکی هنوز چندین دهه از کشــفیات فاصله دارند. به این دلیل، امواج الکتریکی وقتی در اولین وهله نتوانند از ایــن منطقه عبور کنند، قطعا دوباره تلاش خواهند کرد. با اینکه از نظر تکنیکی مشکلی در لایه مغزی وجود ندارد، ولی این پوسته نازک پینهمانند، مانعی را ایجاد میکند که امواج بهراحتی نتوانند عبور کنند. چون امواج الکتریکی چندین بار برای عبور از مانع تلاش میکنند، ممکن است نوعی از «اختلال وسواس فکری عملی» بروز کند. اگر مغز شما دچار چنین فرسایشی بشود، یکی از انواع «اختلال وسواس فکری عملی» که ممکن اســت تجربه کنید، میتواند مســابقه افکار باشد. حتی ممکن است احســاس اجبار در کارهایی مانند شستن دستها، پاها، دوشگرفتن به دفعات را داشــته باشید. اگر قادر به انجام رفتاری نیستید، ممکن است متوجه احســاس اضطراب و آشفتگی در خود شوید. انباشــتکردن هم که درواقع نوع ناشناختهای از «اختلال وســواس فکری عملی» است، در این گروه قرار میگیرد. برخی از انواع دیگر این گروه که غالبا مردم با آن مبارزه میکنند، شک شدید نسبت به خــود، خودخواهی، احســاس ناامنی، و عدم اطمینان اســت. محققان علوم پزشکی و متخصصان بهداشت روانی کاملا آگاهی ندارند که بسیاری از این مسائل در درون این عارضه شایع قرار دارند.

گروه دوم: وجود سموم حاصل از فلزات سنگین در مغز

درحالحاضر، هرکسی تا حدی در معرض این سموم فلزات سنگین قرار دارد. ما ســم حاصل از فلزات ســنگین را از نسلهای قبل از خود هم به ارث میبریم. این یک مسئله ژنتیکی نیست. بلکه سم ناشی از فلزات سنگین، یک عبور ساده از مایع به درون رحم است. متأسفانه، اگر مقدار خاصی از جیوه، آلومینیوم یا سرب به غدد درونریز مغز، یا در مسیر اصلی یا مرکز احساسات و عواطف مغز نزدیک بشود، انواعی از «اختلال وسواس فکری عملی» فعال میشود. در ایجاد انواعی از «اختلال وســواس فکری عملی» گروه دوم، جیوه اغلب عامل بســیار مهمی است. شــدت نوع «اختلال وسواس فکری عملی» به مقدار مسمومیت ناشی از فلزات سنگین بستگی دارد. شاید فردی با «اختلال وسواس فکری عملی» خفیف، مقدار کمی از آلومینیوم و جیوه را در اندامهای بدن خود داشته باشد. همانطور که در بالا ذکــر کردم، امواج الکتریکی که در اطــراف نورونهای مغزی حرکت میکنند، مقدار زیادی اطلاعات همچنین انرژی در روان و اراده ما دارند. خواست شما برای بیدارشدن در صبح، رفتن به سر کار، حمایت از خانواده، نفسکشیدن، زندهماندن، یا نجات زندگی، همه مربوط به اراده است، و تکهای از اینها میتواند در امواج الکتریکی یافت شــود. اینکه امواج الکتریکــی دارای این نوع هوش و اطلاعات باشــند، تحقیقات علوم پزشکی نظری نداده است و تا چندین دهه هم در مورد این حقیقت نظری نخواهد داد . «اختلال وسواس فکری عملی » این گروه زمانی ظاهر میشــود که امواج الکتریکی در اطراف نورونهای مرکز احساسات و عواطف حین حرکت برخوردی با رســوبات مواد سمی ناشی از فلزات سنگین داشته باشند. جیوه و دیگر مواد سمی ناشی از فلزات سنگین امواج الکتریکی را کوتاه میکنند. یکی از دلایل چنین وضعیتی این اســت که حرکت الکتریسیته از نمکهای معدنی متفاوت از حرکت آن در فلزات است. بعد از یک دوره زمانی از حرکت به سمت این فلزات، امواج الکتریکی هوشمند در نهایت تصمیم خواهند گرفت برای رســیدن به مقصد، تغییر مســیر دهند. اما تا قبل از این تغییر مسیر، امواج الکتریکی برای طی مســیر معمول خود بارها خود را به ســمت رسوبات فلــزات میزنند. همین برخوردهای مکررِ امواج الکتریکی به ســموم ناشــی از فلزات سنگین میتواند «اختلال وسواس فکری عملی» را هدف قرار دهد. امواج الکتریکی نمیتواند اطلاعات لازم را به مقصد برساند، طوری که هیچ نشان جدی هم از سکته یا «حمله ایســکمی گذرا» ‪Transient Ischemic Attack(‬ یا TIA) وجــود ندارد . («حمله ایســکمی گذرا » به حالت و شــرایطی گــذرا و ناپایدار از عملکرد ناقص و ناکامل مغز یا بخشی از آن گفته میشود که دلیل آن اختلال در خونرســانی )ایسکمی( به مغز باشد. به بیان سادهتر، وقتی خونرسانی به مغز مختل شود؛ ولی زمان و شدت این اختلال در حدی نباشد که منجر به سکته )مرگ قسمتی از بافت( شــود، حمله ایسکمیک گذرا نام دارد(. متأسفانه، وقتی امواج الکتریکی در اطراف رســوبات فلزات سنگین تغییر مسیر میدهند، ممکن است با مانع و تأخیر دیگری مواجه شــوند که باز منجر به تغییر ناگهانی دیگری شود. بهعنوان مثال، یک موج الکتریکی ممکن اســت در اطرافش با رســوب جیوهای مواجه شود و به سمتی حرکت کند که در نزدیکی آن رسوب آلومینیوم قرار دارد. ممکن است امواج الکتریکی مغز کسی که زخمها و آسیبهای عاطفی یا روانی دارد، به دنبال مسیر جدیدی در اطراف رسوب فلز سنگین است، با بافت پینهبسته کوچکی برخورد کند و ماشــه انواع «اختلال وســواس فکری عملی» را بکشــد که در گروه اول بحث کردیم. در مغزی با رســوبات فلزات ســنگین یا بافتهای پینهبسته بسیار، امواج الکتریکی ممکن است تلاش کند تا مسیر صاف و همواری را برای خود ایجاد کند. درهرصورت، امواج الکتریکی به طور مداوم به ســختی کار خواهــد کرد تا در صورت امکان اطلاعاتش را حمل کند. اگر امواج الکتریکی در اطراف فلزات سنگین نتواند حرکت کند، احتمال دارد توانایی عملکرد خود را به شکلی از دست بدهد. روانپزشک ممکن است دارویی برای رفتار خاص شما تجویز کند؛ اما مصرف دارو ممکن اســت همیشــه هم درست نباشد. اگر تصور حرکت موج الکتریکی با رســوبات فلزات ســنگین در بافت مغز ســخت است، ســعی کنید ماشینی را تصور کنید که در خیابان کالای باارزشی را به سمت پایین میبــرد. در موج الکتریکی، این کالای باارزش اراده، روان و اطلاعات مهم حیاتی شماست. همانطور که ماشــین حرکت میکند، بر سر راه خود در وسط جاده با موانعی از بشــکههای فلزی سنگین پر از سیمان مواجه میشود. تصور کنید که ماشــین با این بشــکهها برخورد و تلاش کند موانع را از بین ببرد. بعد از چند بار تلاش، راننده تشــخیص میدهد که نیاز به تغییر مســیر دارد. ماشین، در تلاش برای حرکت در اطراف بشــکهها، به ســمت پیادهرو میرود، به سمت عابر پیاده میرود، علامت میدهد و سعی میکند از این ناحیه جدید بگذرد؛ اما حمل چنین اطلاعات ضروری ســخت است و هر کاری که از دستش برآید، انجام میدهد تا مأموریت خود را انجام بدهد. به همین شکل، امواج مغزی در واقع سعی میکند تا مســیر جدیدی را بیابد و مهم نیســت که ممکن است چقدر سخت باشد. اگر در را ۲۰ ، ‪۴۰ ،3۰‬ بار یا بیشــتر قفل میکنید، احتمالا به نوعی از «اختلال وســواس فکری-عملی » مبتلا هستید که در گروه دوم جای دارد. من با چنین مراجعهکنندگانی کار کردهام که شــبها قبل از خــواب در را قفل کردهاند؛ اما بــاز چندین بار بیدار شــده و هر دفعه به قفل درها نگاهی انداختهاند. شخصی را میشناختم با اینکه میدانست اجاق را خاموش کرده است، باز همیشه احساس میکرد که باید کارش را ترک کند و ســری به اجاق گاز بزند. این شخص حتی تکنیکی را به کار میبرد تا برای خودش ثابت کند تا اجاق خاموش اســت. او صبحها قبل از رفتن به ســر کار از اجاق خاموش عکس میگرفت. بدبختانه، وقتی به ســر کار میرســید، به زمان عکسگرفتن خود شک میکرد. متأسفانه، آن شخص شغلش را به دلیل رفتارهای «اختلال وسواس فکری-عملی » که در محیط کار از او سر میزد، از دست داد. اینها برخی از موارد ملایمی از «اختلال وسواس فکری-عملی » بود که من با آنها مواجه بودم. حتی شاهد موارد شدیدتری هم بودم. شما چه به «اختلال وسواس فکری- عملی» ملایم مبتلا باشید، چه به نوع شدید آن، بدانید به دلیل رنجی که میکشید، پزشکتان هم ناراحت و خواهان بهبود شماست.

حرکت به جلو

امیدوارم این اطلاعات آرامشبخش و الهامدهنده افرادی باشد که از «اختلال وســواس فکری-عملی» رنج میبرند یا افرادی که عزیزانشــان را میبینند که چگونه با این شــرایط سخت درگیر هستند. فقط با خواندن این مقاله یک قدم در راه درمان خــود برمیدارید. اکنون میدانید که چگونه از امواج الکتریکی که در مغز ارزشــمند شما در جریان است، مراقبت کنید. آگاهی، بخش بزرگی از درمان اســت و اکنون به کمك این اطلاعــات، غذاها و مکملهــای حمایتیاي که در اختیار دارید، میتوانید قدمی در راه درمان بردارید و خود را از عذابی که به دلیل آسیبهای عاطفی و روانی و سموم ناشی از فلزات سنگین ایجاد شده است، رها کنید. تصور کنید که زندگی شــما بدون مسابقه افکار شده، شکهای خودساخته و پرداخته زمینگیر شــده، دیگر میزبان ناامنیها نیســتید و رفتارهای اجباری از زندگی خارقالعاده شما دور شده است. زندگی بدون اینها کاملا امکانپذیر است! امیدوارم این اطلاعات و دیگر منابع پزشکی را به کار ببندید تا زندگیای در آرامش و لذت و سلامتی داشته باشید.

www.medicalmedium.com

فقط یک نوع «اختلال وسواس فکری عملی» OCD() نداریم. حتی شاید برخی از افراد جوامع پزشکی هم ندانند که این اختلال، خود را در صدها نوع و شکلهای مختلف نشان میدهد. برخی از مردم حتی متوجه نیستند که به نوع خفیف و پنهانی از «اختلال وسواس فکری عملی» مبتلا هستند و حتی ممکن است پزشک یا روانشناس ناکارآمد به آنها بباوراند که مشکل منحصربهفرد آنها ناشی از چیزی غیر از «اختلال وسواس فکری عملی» است

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.