واقعیتی که توهم تلقی میکنند

Shargh - - علم - عرفان کسرایی*

دانشمندان در زبان و ادبیات علمی مدام از تعاریف و مفاهیمی مانند قانون، فرضیه، اصل و نظریه و مانند آن اســتفاده میکنند. مرزبندی میان این اصطلاحات دشــوارتر از آن اســت که در نگاه اول به نظر میرســد. حتی ممکن اســت بســیاری از دانشآموختگان دانشــگاهها نیز نتوانند تفاوت میان نظریه و فرضیه را بهدرستی و به صورت دقیق توضیح دهند. در دیــد افکار عمومی ممکن اســت فرضیه صرفا بــه معنای یک فرض بیحسابوکتاب بهشمار آید. بسیاری ممکن است نظریه را با نظر جابهجا بگیرند و تصور کنند که دانشــمندان هــرروز حرف خود را عوض میکنند و مثــلا یک روز میگوینــد ویتامین D میتواند از بروز ســرطان جلوگیری کند و یک روز میگویند همین ویتامین D میتواند زمینهســاز بروز سرطان شــود. گرمایش زمین یکی از پدیدههای مناقشــهبرانگیز است که قرابت محتوایی عمیقی با این بحث دارد. گرمایش زمین، نظریه است یا فرضیه یا یک واقعیت؟

آیا گرمایش جهانی فقط یک نظریه است؟

پدیدههای هواشناســی به دلیل آشوبیبودن، نســبت به شرایط اولیه بســیار حســاس هســتند. اندکی تغییر در شــرایط اولیه، میتواند نتیجه را بهگونــه پیشبینیناپذیــری تغییر دهــد، بهخصوص اگــر پدیدههای آبوهوایــی را آنتروپوژنــی Anthropogenic() در نظر بگیریم، موضوع پیچیدهتر هم میشــود. تغییرات آنتروپوژن یا مردمزاد، تغییراتی هســتند که به دست انسان در طبیعت انجام شدهاند. گزارش «کمیته بینالمللی بررســی تغییرات آبوهوایــی» IPCC() این دیــدگاه را تأیید میکند که تغییرات جوی به احتمال بسیار زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آنها دخالت داشــته. پیشبینی وضعیت آینده تغییرات آبوهوایی بر اساس حدس و گمان نیســت. دیتاها و دادههای جمعآوریشده طبق الگوهای کامپیوتری مدلسازی میشوند و به کمک این مدلسازیها میتوان آینده سیستم را شبیهسازی کرد.

تبیین یا پیشبینی؟

دادههــای تجربی که دانشــمندان با محاســبه و آزمایش به دســت میآورنــد، باید بتوانند پدیدههای جوی و تغییرات آبوهوایی ســالهای گذشته را تبیین کنند و توضیح دهند و همچنین باید قادر باشند پیشبینی مطلوبــی از تغییرات آینده آبوهوا در اختیار مــا بگذارند. اینکه از تعبیر «پیشبینــی مطلوب» اســتفاده میکنیم و نه «پیشبینــی دقیق»، دلیل خاصی دارد. پدیدههای هواشناســی در ذات خود «آشــوبی» chaotic() هستند و اتفاقا بههمیندلیل است که هیچ ابرکامپیوتری قادر نیست مثلا هوای ســه ماه بعــد را پیشبینی کند. گزارش IPCC نشــان میدهد که زمین به شــکلی غیرطبیعی از ســال 1880 تاکنون در حدود 0.85 درجه سلسیوس گرمتر شده است. این یک واقعیت یا فکت fact() علمی است، نه نظریه است و نه فرضیه و نه قانون. اینکه ما برای تبیین این پدیده چه نظریهای طرح میکنیم، داستان دیگری است. ممکن است یک نفر بگوید دلیــل این افزایش مثلا جادوی ســیاه یا نفرین خدایان اســت. این هم به نوعی یک نظریه اســت، اما زمانی که در علم از نظریه صحبت میکنیم، مقصودمان چنین گزارههایی نیســتند. نظریههــا باید قدرت تبیینکنندگی داشــته باشند. باید شــواهد گوناگونی آنها را تأیید کنند و عقلانی باشند و بســیاری ویژگیهای دیگر. حتی ممکن است نظریههای رقیبی هم برای تبیین یک پدیده وجود داشــته باشــند که در این صــورت باز هم راههایی وجود دارد که به ما میگویــد کدام نظریه را بر نظریه دیگر ترجیح دهیم و چرا. اینکه ســیب از درخت میافتد، یک واقعیت است. نظریهها تغییر میکنند، اما فکتها نه. سیب پیش از نیوتن هم از درخت به زمین سقوط میکرد؛ صرفنظر از اینکه شــما دنیا را با هندســه اقلیدسی درک کنید یا هندسه غیراقلیدسی )مانند نظریه نسبیت اینشتین(. افتادن سیب به زمین و گردش ماه به دور زمین، واقعیت هستند؛ سوای اینکه ما با بهرهگیری از چه نظریهای آنها را تبیین کنیم.

گرمایش زمین را چگونه میتوان توضیح داد؟

همانگونــه که گفتیم، افزایش دمای زمین از ســال 1880 تاکنون یک فکت علمی اســت که با مشــاهده و اندازهگیری به دســت آمده است. تبیین علمی این پدیده به این معناســت که بپرســیم، چرا دمای زمین از ســال 1880 تاکنون افزایش پیدا کرده است؟ و سعی کنیم استدلالهایی را صورتبندی کنیم که نتیجهاش این گزاره باشــد: دمای زمین از ســال 1880 تاکنون افزایش پیدا کرده اســت. تبیین علمی از جهاتی شــبیه به کار کارآگاهان جنایی اســت. دانشمند درســت مثل یک کارآگاه به دنبال ســرنخ و مظنون میگردد تا بتواند پدیده یا حادثه را توضیح دهد. درباره مســئله گرمایش زمین یکی، دو مظنون مهم وجود دارد: دیاکسیدکربن و متان. بررســیها نشــان میدهد که افزایش یا کاهش دیاکسیدکربن با افزایش یا کاهش دما نسبت مستقیم دارد. هروقت میزان دیاکسیدکربن تغییر کرده، آبوهوا نیز همراه با آن تغییر کرده و همه شــواهد حاکی از آن است که در طول 200 سال گذشته، فعالیت انسانی، دیاکسیدکربن را به ورای محدوده طبیعی افزایش داده است. مظنونبودن دیاکسیدکربن واقعا جدی و فراتر از یک همبستگی correlation() ساده است و شواهد تجربی آن را تأیید میکنند. نمونه آن مطالعه روی حبابهای بهتلهافتاده هوا در یک هســته یخی 3.2 کیلومتری اســت که از اعماق ســفره یخی قطب جنوب استخراج شده است. حفاری این هستههای یخی، ضرباهنگ طبیعی آبوهوای زمین در طول 800هزار ســال گذشته را آشکار میکند و نشــان میدهد که بین افزایش میزان گازهای گلخانهای موجود در جو و گرمشــدن زمین ارتباط مســتقیمی وجود دارد. نتیجه واضح است: بین فعالیتهای انســانی بهخصوص پس از انقلاب صنعتی و میزان گازهای گلخانهای رابطه معناداری وجود دارد.

درک اشتباه از مفهوم نظریه

در برنامــه تلویزیونــی ثریا که چهارشنبهشــب )21 تیرماه 96( پخش شد، اظهارنظرهای فاجعهباری درخصوص مسئله گرمایش زمین مطرح شــد که دقیقا زاییــده همین درک ناصحیح از مفهــوم نظریه بود. در این برنامه جایی گفته میشــود که چرا هرآنچه دانشــمندان غربی گفتهاند، دربســت پذیرفتهایم و چرا برای بررسی دیدگاه سه درصد اقلیت جامعه علمی که به گرمایش جهانی معتقد نیســتند، بودجــه تعیین نکردهایم. نخستین مغالطه این سخن آنجاســت که اولا دیتاهای آن سه درصد نیز غربی اســت. ثانیا اگر بنا باشــد که برای بررســی هر نظریهای، بودجهای تعیین شــود، پس میتــوان اعتراض کرد که چرا مثلا برای بررســی ایده مسطحبودن زمین، کارگروه و بودجهای تعریف نشده است.

* پژوهشگر مطالعات علم و فناوری دانشگاه کاسل

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.