رسانههای جدید و دمیدن به آتش تروریسم

Shargh - - جهان -

وظیفه مدنی روزنامهنگاران و مسئولیت آنان این است که مطابق منافع عمومی و امنیت عمومی عمل کنند اما این به معنی آن نیست که به طور خودکار به درخواستهای پلیس و مقامات امنیتی تمکین کنند. این امر وقتی پیچیدهتر میشود که مثلا روزنامهنگاران بخواهند قضاوت کنند که با تروریســتها ارتباط بگیرند یــا نه. جنبه پیچیدهتر ماجرا این اســت که روزنامهنگاران نباید کاری کنند که با پوششدادن یــک رویداد تروریســتی، عملا به تروریســتها کمک کننــد یا کارایی عملیــات آنهــا را افزایش دهند و آنها را وســط توجهات قرار بدهند. از ســوی دیگر، نباید با ارائه اطلاعاتی از عملیات امنیتی، تروریستها را از مســائلی آگاه کنند که نباید از آنها باخبر شوند و به این طریق، به عملیات ضدتروریستی ضربه بزنند.

نکته دیگری که در پوشــش رســانهای حوادث تروریســتی وجود دارد، ســوگیری جغرافیایی آن است؛ به این معنی که مثلا یک رویداد تروریســتی در پاریس و بروکســل بسیار بیشــتر از حادثهای مشابه در آنکارا و بیروت مورد توجه و پوشش قرار میگیرد. دلیل این امر چنین عنوان شده اســت که مخاطبان رسانههای غربی به حوادث در غرب بیشتر توجه نشان میدهند و از ســوی دیگر، چون نشاندهنده تغییر استراتژی تروریستها است، مهم جلوه میکند.

با همه این احوال، به دلیل محدودیت در زمان و دسترسی به منابع خبری در زمان وقوع رویدادهای تروریســتی، رسانههای خبری دارای اهمیت زیادی نزد مخاطبان هســتند. اکنون مخاطبان از رســانههای خبــری همانقدر که انتظار ارائه تحلیــل و پیشزمینه ماجرا را دارند، انتظــار دارند که همزمان واقعیتها را هم گزارش کنند. رســانههای اجتماعی در انجام این کارها ناتوان هستند. علاوه بر اینها، رسانههای خبری تلاش میکنند با بهرهگیری از انواع خروجیها، محتواهای خود را در قالبهــای متنوع و فراتر از خروجی ســنتی خــود به مخاطبان برســانند. همچنین در گزارشهای خود، نقشی میانجی احساسات و راهحلگرا نیز داشته باشند.

رسانههای دیجیتال و ترور

امروزه درگاههای رســانهای مثل «توییتــر»، «فیسبوک»، «گوگل» و «اپــل» زیرســاختهایی را برای رســانههای جریــان اصلی فراهم کردهاند که بتوانند مطالبشــان را از طریق آنها منتشر کنند. 62 درصد آمریکاییهــا میگویند اخبار را از رســانههای اجتماعی میگیرند. 63 درصد کاربران آمریکایی «فیسبــوک» و «توییتر» میگویند اخبار را از طریق این درگاههــا میگیرند و بهویژه «توییتــر» محبوبیت زیادی در حــوزه اخبار فوری دارد. «فیسبوک» همچنین مالک پیامرســانهای اجتماعــی بهشــدت محبــوب «اینســتاگرام» و «واتساپ» اســت. «اســنپچت» بیشازپیــش از برندهــای خبری مثل «ســیانان» و «وایس» اســتفاده میکند که محتواهای خود را از طریق «اسنپچت دیســکاوری» به کاربران عرضه میکند. درگاههایــی مثل «اپلنیوز»، «گوگلنیــوز» یا «توییترمومنــت» مطالب خبری رســانههای دیگر را گردآوری میکنند. آنها با ســازمانهای خبــری در ارتباطاند تا علاوه بــر اینکه روزنامهنگاری را برجســته کنند، به انتشــار و مصرف اخبار هم شکل بدهند. آنها همچنین شــروع به عرضه ابزارهای تولید خبر برای روزنامهنــگاران کردهاند؛ ابزارهایی مثل امکان پخش مســتقیم در «فیسبــوک» و «توییتر» یا از طریق ابزار «پریســکوپ» در «توییتر». روزنامهنگاران کنترل انتشــار اخبار را از دست دادهاند. این امر چالشی اساســی برای تمام رسانههای خبری است اما مســئله بهویژه وقتی بحث گزارشکردن ترور پیش میآید، حاد میشود.

این درگاههای رسانهای منابع بیسابقهای را برای مردم به منظور آپلودکردن، دسترســی و بهاشتراکگذاشتن اطلاعات و مستندات حول رویداد تروریســتی فراهم میکننــد. این اتفاق، فرصــت بزرگی برای روزنامهنگاران اســت که با افراد بیشــتری ارتباط برقرار کنند. اما یک سؤال اساسی نیز پیش میآید: آیا حالا درگاههای رسانههای اجتماعی به طور پیشفرض تبدیل به روزنامهنگاران و منتشــرکنندگان شدهاند، اگر با قصد قبلی اینطور نشــده باشند؟ سازمانهای خبری چطور باید به تأثیر بیشازپیش درگاههای رســانهای حــول و حوش رویدادهای تروریســتی واکنش نشــان دهند؟ «فیسبوک» در حال تبدیلشدن به ابزار اصلــی دریافت اطلاعات برای عموم اســت و پارهای نگرانیها را درباره پولیشــدن، روایتهایی که حول اتفاقات تروریســتی شکل میگیرد و تأثیرگذاری بر آنها و کنترلشان به وجود آورده است.

بههمیندلیل اســت که رســانههای خبــری و روزنامهنگاران باید بهشدت مراقب باشند از درگاههای رسانههای اجتماعی برای مقاصد خود اســتفاده کنند اما این ابزارها بیش از اندازه بر کارشان اثر نگذارد. این نگرانی بهویژه برای انتشــار اخبار فوری از سوي رسانههای جریان اصلــی وجــود دارد. نگرانــی دیگر درباره انتشــار مســتقیم حوادث تروریستی در درگاههای رســانههای اجتماعی سازمانهای رسانهای اســت. رسانههای جریان اصلی زیادی از فیلمهایی که شاهدان عینی روی درگاههای رسانهای جدید میگذارند، استفاده میکنند. همچنین خود رسانههای جریان اصلی نیز از درگاههای اینترنتی زیادی استفاده میکنند و ممکن اســت کاربران از طریق درگاههای این رسانهها اقدام به انتشــار مســتقیم رویدادهای تروریستی بکنند. رســانههای جریان اصلی باید بهشدت این محتواها را ارزیابی و با استانداردهای حرفهای خود سازگار کنند. درباره حوادث تروریستی، ممکن است یک رسانه در درگاه آنلاین خود که دارای اشــکال مختلف است، رویدادی را گزارش کند اما مخاطبان به آن واکنش احساســی نشــان دهند یا مطالبی را عنوان کنند که مغایر با اســتانداردهای رسانه باشد. منظور این نیست که رســانهها این محتواها را ندیده بگیرند اما باید واکنشی مناسب به آنها نشان دهند و آنها را متعادل کنند.

درهرحــال، باید گفت ســازمانهای خبری باید با این رســانههای جدید کار خود را پیش ببرند و ناگزیرند خود را با آنها ســازگار کنند اما آنها را به طریقی درســت به کار بگیرند که به فعالیت خودشــان نیز آســیب نرسد. بحثی نیز در این میان به وجود میآید که آیا درگاههای رســانههای اجتماعی بیشــتر از گذشته شبیه به ســازمانهای خبری خواهند شــد. این سازمانها جوان هستند و بهتدریج نظارتهای خود را مخصوصا در رویدادهای تروریســتی بیشــتر میکنند، اما در نهایت، باید گفت سازمانهای رســانهای آینده به نوعی «رسانههای ترکیبی» تبدیل خواهند شد که از انواع رســانهها استفاده میکنند اما مقررات مخصوص خود را نیز در استفاده از آنها خواهند داشت.

پینوشت:

* چارلــی بکت در ســپتامبر 2016، جزوهای را بــا همکاری مرکز تحقیقات روزنامهنگاری دیجیتال «تاو» درباره مشکلات گزارشکردن عملیات تروریستی منتشــر کرد که در آن، توصیههایی را برای اصلاح سنتهای روزنامهنگاری در گزارشدادن این رویدادها پیشنهاد کرد و با برشــمردن ویژگیهای رســانههای جدید، به روزنامهنگاران توصیه کرد باید در گزارش تروریســم با دقت بیشــتری با آنهــا برخورد کنند. مطلب حاضر خلاصهای از مباحث این جزوه است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.