نگاه از پشت شیشه مات

Shargh - - هنر - مهرداد حجتی

زمانــی مادلین آلبرایت، وزیر امــور خارجه دولت کلینتــون، گفته بــود : «یقین دارم گوشــهای از جهنم متعلق به زنانی است که به زنان دیگر کمک نکردند ،» اما برعکس آن هم صادق اســت کــه میتوان یقین داشت گوشهای از بهشت از آن زنانی است که به زنان دیگر مدد رساندهاند. نظیرش در بسیاری از نقاط دنیا هست و ایبسا در ایران خودمان که زنان برجستهای در بســیاری از امــور از مــردان جلــو زده و چهرهای قابلتقدیــر از خود به نمایش گذاشــتهاند. برای فهم این موضوع باید تاریخ را ورق زد و قدری به گذشــته بازگشت؛ به دورانی که زنان از هیچ امتیاز اجتماعیای برخوردار نبوده و ســالهای ســال از هرگونه امکان اجتماعی محروم بودهاند. در دوران پرمسئله حکومت پادشــاهان قاجار، زنان به پســتوها رانده میشدند تا مردان با فراغ بال به امور خود برسند! تحقیر زنان در آن حد بود که پادشاهان حرمسراهای بزرگ برای خود تدارک میدیدند و زنان بســیاری را برای خلوت خود در یک جا گرد میآوردند! داســتانهای بسیاری از آن دوران نقل شــده است که بیشتر موجب سرافکندگی و شرمساری است؛ شرمندگی مردان در برابر تحقیری که بر زنان رفته است. در دوران پهلوی اول، اما شرایط تــا حدودی به دلیل فراهمشــدن امــکان تحصیلات عالی تغییر کرد. مردان تحصیلکرده ترجیح میدادند همسرانشــان هم تحصیلکرده باشند و همین اصرار به تحصیل زنان موقعیت تــازهای را در جامعه پدید آورد. زنــان تحصیلکرده برای خــود انجمنهایی را تأسیس کردند و فعالیتهایی را در پیش گرفتند. یکی از نخستین انجمنها «انجمن نسوان وطنخواه» بود که در همان دوران شکل گرفت. چهرههای سرشناسی به عضویــت آن درآمدند و مردان سرشناســی هم از آن حمایت کردند. از جمله زنان سرشــناس عضو آن انجمن میتوان به «قمرالملوک وزیری» اشــاره کرد که در زمان خود یکی از برجســتهترین و تأثیرگذارترین چهرهها بوده است و از میان مردانی که از آن انجمن حمایت میکردند میتوان به «میرزاده عشقی» اشاره کرد که برای آنها نمایشنامه نوشــت و تشویق شان کــرد که آن نمایش را در «پــارک اتابک» روی صحنه ببرند. زنان همین انجمن نشریه هم منتشر میکردند. همــه ایــن فعلوانفعــالات در حالی بــود که هنوز بخشهای عمدهای از جامعه در برابر «عرفیشــدن فعالیــت زنان» از خود مقاومت نشــان مــیداد؛ اما آنچــه آن تلاشها را به ثمر میرســاند، حمایت زنان و مردان روشــنفکری بود که خواهان تغییر وضعیت موجــود بودند، چنانکــه آن وضعیــت تغییر کرد و سالها بعد زنان علاوه بر امکان تحصیل برابر با مردان امکان اشــتغال برابر با مردان را هــم یافتند. حضور اجتماعی زنان زمانی پررنگتر شــد که آنها در ســال 57 به خیابان آمدند و دوشبهدوش مردان تظاهرات کردند. حالا دیگر تابوها یکبهیک شکســته میشدند و زنان با حمایت مردان برای شکســتن تابوهای دیگر خیز برمیداشــتند. تظاهرات خیابانــی زنان جلوهای تازه از حضور زنان در عرصه بود؛ حضوری «سیاســی – اجتماعی» که موقعیت آنها را مستحکمتر میکرد. رهبر انقلاب هم در بیانیههایی که از «نوفلوشــاتو»ی فرانسه صادر میکرد، زنان و مردان انقلابی را خطاب قرار میداد و همه را به یک چشــم مسئول سرنوشت کشور میدید. جســارت زنان تا آنجا جلو رفت که در روزهای فتح پایتخت، پس از 22 بهمن 57، اســلحه به دست گرفتند و پابهپای مردان از پایتخت سنگربانی کردند؛ اتفاقی که یکی، دو ســال بعد در حراســت از خرمشــهر افتاد و گروهی از زنان خرمشــهری در کنار مردانشــان با اندک مهماتی که در اختیار داشــتند در برابر تجاوز بعثیها ایســتادند و در نهایت جان خود را از دســت دادند. زنان در تمامی این ســالها ثابت کردهاند که همواره در همه صحنههای سخت حضور داشتهاند و هیچگاه هم پا پس نکشیدهاند. نمونهاش سهمخواهی آنان برای برعهده گرفتن مسئولیتهای دشــوار اســت؛ از نمایندگــی در شــوراهای شــهر و روســتا گرفته تا نمایندگی مجلس و وزارت. همه نه از روی جاهطلبــی و قدرتخواهی که بیشــتر از ســر مسئولیتپذیری است. هنوز گروهی هستند که تصور میکننــد زنان در قیــاس با مــردان در رتبه پایینتری قرار دارند و از عهده مســئولیتهای مهم برنمیآیند. واقعیت امر چنین نیســت. با مــرور تاریخ چند دهه اخیر بهراحتی میتوان فهمید که بســیاری از مردانی که بــه وزارت رســیدهاند هیچگاه در قــواره یک وزیر ششدانگ ظاهر نشدهاند. برخیشان تحصیلاتشان با مسئولیتی که برعهده گرفتهاند ارتباطی نداشته است و برخی دیگر اساسا تا پیش از نشستن بر کرسی وزارت هیچ مســئولیتی را ولو در حد کم عهدهدار نبودهاند! آیا در تمام آن ســالها فرد شایســتهای در میان زنان درخــور آن مقام پیدا نمیشــده؟ بهعبارتــی در هر شرایطی مرد بیلیاقت و بیسوادتر را به زن بالیاقت و باسوادتر ترجیح میدادهایم! میتوان فارغ از هرگونه تعصب جنســیتی به قفا نگریست و درباره بسیاری از تصمیمگیریها بازنگری کرد. آیا واقعا حق مطلب را درســت ادا کردهایم و از عملکرد خود در برابر تقسیم وظایف دفاع میکنیم؟ جامعه پوســتانداخته ایران امروز آشکارا نشــانههای تغییر خود را در هر نمایش بزرگ اجتماعی به رخ کشــیده است. سهم بزرگ این نمایشها متعلق به زنان آگاه این جامعه اســت که پابهپای مــردان تغییرات را رقم زدهاند؛ از مدرســه و دانشگاه گرفته تا شــوراهای شهر و روستا، از کارگاه و کارخانه گرفته تا ادارهها و مؤسســات، از مشاورههای عالی گرفته تا معاونتهای سنگین.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.