مشروطهخواهی یا جمهوریخواهی؟

Shargh - - ديپلماسي -

در اینجــا وارد فضایی میشــویم که به تدریج ظهــور میکند: جامعه مدنی و گروههای مختلف فکــری و روشــنفکری شــکل میگیرنــد و ایــن تجددخواهی آنقدر ریشــه میدواند که از سطح روشنفکران در بدنه جامعه مینشیند و طبعا برای تحقق خود مدام در حال دورخیزکردن است؛ ولی در مقابــل آن ســاختار قدیمی قــرار میگیرد که متصلب و از قدرتی برخوردار اســت که میتواند خــود را تکرار کند. در نتیجه مــا در این وضعیت میمانیم. مشکل چنین روایتی در این است که به قول آقای دکتر آقاجری میتواند یک ناصرالملک امروزی پیدا شــود که بگوید اشتباه میکنید، مردم در آن سطحی نیســتند که بتوانند واقعا حکومت مشروطه را برتابند.

این ســخن را همواره میتــوان گفت و نمونه برجسته تئوریک آن نظریه همایونکاتوزیان است که در نهایت ما را به دوری باطل میاندازد.

پیامــد آن نیز این اســت که بعــد از یک دوره بینظمی و آشــوب غوغاییــان – نامی که آدمیت بر تنــدروان مجلس اول و انجمنهــای ایالتی و ولایتی تبریز و گیلان گذاشته بود - دوباره استبداد بر ســر کار میآید. این تفســیر چه بخواهیم و چه نخواهیــم با وجــود انگیزه فردی، میل سیاســی، آرزوهــا و ایدهآلهایی که در ذهــن داریم ما را در این دور باطل نگه میدارد.

ما اکنون در مقطعی هســتیم کــه به گونهای میتوان آن را با فاز بعد از انقلاب مشروطه مقایسه کرد. در این لحظه در بسیاری از مشروطهخواهان نوعی تغییر موضــع رخ میدهد، چون میگویند ما که نتوانســتیم براســاس قانونخواهی، قانون اساســی و برقراری مجلــس، مردم را بــا قانون اساسی و مجلس مشــروطه مطابقت دهیم. این لحظه بهراحتی میتواند تکرار شــود. مگر همین الان در ذهن بسیاری تکرار نمیشود؟!

اصــولا همچنــان از نظر بســیاری، مــردم در جایگاهی قرار ندارند که بتوانند یک نظام مشروطه قانونــی یا جمهــوری را برتابنــد. در نتیجه تاریخ میتواند به این معنا به شکلی متفاوت تکرار شود، چراکه در نوع قرائــت ما از دوران مدرن خودمان ظرفیتی وجود دارد که دائــم ما را در طیفی قرار میدهد که مثلا من میتوانم نمایندگی مردم را به عهده گیرم - با یک تصور رمانتیک و پوپولیستی از مردم - نکته این اســت که ما میتوانیم رویکردی پوپولیستی و از بالا به پایین نسبت به مردم داشته باشــیم و بگوییم این مردم ذاتشــان خوب است. مگر در لحظه ماقبل انقلاب مشــروطه دقیقا چه اتفاقــی میافتد؟ اگر بــه تاریخنــگاری آن دوره رجــوع کنیم، متوجه میشــویم کــه از نیمه دوم دوره ناصری بهتدریج نوعی ناسیونالیسم نخبهگرا شــکل میگیــرد؛ ولــی در نخبهگرایــی خود یک رویکــرد رمانتیک دارد، به این معنا که میگوید ما به این علت دچار عارضه استبداد و عقبماندگی شــدیم که چیزی بر ما تحمیل شده است. مبنای ناسیونالیســتی با تصور رمانتیک و پوپولیســتی از مردمان به سمت تشکیل حکومت قانون و دولت مشــروطه میرود؛ اما همین رویکرد خیلی راحت میتواند بگوید آن پوســته بســیار قوی است و به این ســادگیها نمیتــوان آن را کنار زد یا حتی در مرحلهای بگوید نه اصلا اینگونه نیســت که این عقبافتادگی عارضی باشد بلکه ذاتی است؛ مثل «خلقیات ما ایرانیان» جمالزاده و خلقیاتنویسی علمــی که امروز در حال انجام اســت. در ســال ۱۳۴۵ جمالــزاده کتاب «خلقیات مــا ایرانیان» را مینویسد و در آنجا نقد میکند که آنقدر نگویید دروغگویی، چاپلوســی، دورویی و خصوصیاتی از این دست در ما مربوط به اعراب و... است.

جالب اســت که امــروز هم همیــن اتفاق در حال رخدادن اســت و دســتکم پنج، شش سال است که شاهد برآمدن جدی ژانر خلقیاتنویسی هســتیم. منظورم این است که شیفت از این طیف به طیف دیگر بســیار راحت رخ میدهد. این نوع از روایت ضرورتا مربوط به خود مشروطه نیست، اگرچه ابژه آن مشروطه است؛ اما به نظر من نقطه آغاز آن دهه ۴0 است؛ یعنی اصلا نمیتوان آن را تا ۱۲۸۵ شمسی برد.

رویکرد روشــنفکران به خلقیات و اثرات ناشی از آن بــه دو دوره پیــش از دهــه ۴0 و پس از آن تقسیم میشــود. نقطه آغاز دوره ماقبل دهه ۴0 نیمــه دوم دوره ناصری اســت. آنجا که مســئله عقبماندگــی بــه طور جــدی برای مــا مطرح میشــود و بعد به انقلاب مشــروطه و سپس به قدرترسیدن پهلوی و این تصور میانجامد که ما از قافله تمدن عقب افتادهایم. تصور غالب در این دوره، تصور گذار است.

باید از وضعیتی که بر ما عارض شده ولی ذاتی ما نیســت گذار کنیم. درواقــع در اینجا دو مفهوم مرکزی وجود دارد: عقبماندگی و اســتبداد ولی هیچکدام از این دو ذاتی ما نیســتند بلکه موضوع رفع هســتند، یعنی ما چگونه برنامهریزی کنیم تا رفع شــوند. در دهه ۴0 یک تغییر بسیار جدی رخ میدهد. اگر نام دوره قبل را «دوره گذاراندیشــی» بگذاریم، از دهه ۴0 به بعد وارد فازی میشویم که گذار تبدیل به یک دیدگاه صلب بســیار قدرقدرت میشود که یک سنت و تجدد میسازد و بین اینها گسلی ایجاد میکند که امکان هیچ تبادلی وجود ندارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.