بازآفرینی انترناسیونال: طنین آواز دیالکتیک

Shargh - - يشه - جواد لگزيان

ســرمایه بیهیچ مانعی میتازد اما هیچ خبری از پایان تاریخ باشکوه و زیبا به روایت نولیبرالیســم نیســت و تراژدی فاجعه از جنگ فراگیر تا تهیدســتی گســترده در برابر چشــمان همگان در حال اجراست. کتاب «دیالکتیــک در قــرن جدید» دقیقا بــه وضعیت اکنون میپــردازد و در سلســلهمقالاتی از اندیشــمندان این عرصه تلاش میکنــد دیالکتیک را برای فهم آیندهای به کار برد که مارکس درون سرمایهداری حاضر نهفته میبیند. در مطلب حاضر، نگاهی کوتاه میشــود به مقاله «دیالکتیک و انقلاب، اکنون» از «ساواش میشل – ماتساش» که تصویری کلی از فضای بحث به دست میدهد و حاوی نکاتی است برای لحظه اکنون.

ساواش میشــل در ابتدا از بحران واقعا موجود مینویسد: سرخوشی اولیه و ظفرمندی سرمایهداران که متعاقب انهدام اتحاد جماهیر شوروی ]ایجاد شده بود[ از میان رفته است. امید واهی استقرار یک ملک جاویدان و صلحآمیز سرمایهداری لیبرال بر روی زمین به کابوس جنگهای همیشگی از بالکان تا آسیای مرکزی، از تجزیه یوگسلاوی سابق تا افغانستان و جهنم عراق دگرگون شــده اســت. بیانیههای جهانی درباره صلح جهانشمول بعد از پایان جنگ ســرد جای خود را به جنگ و ترور دائمی داده اســت، جایی که به تعبیر برشــت، خود صلح به یک «مورد استثنایی» نامعمول از جنگ ]همیشــگی و قاعــدهوار[ تقلیل داده میشــود. لفاظی در مورد حقوقبشر به وحشت و هراس ناشی از ابوغریب و گوانتانامو تغییر شکل یافته است. «صدور دموکراسی» با اشغال وحشیانه سرزمینهای دیگر در خارج از کشــور و اعمال تکنیکهای وضعیت پلیسی در درون کشور، لغو دولت قانون از طریق قانون و اســتقرار قســمی «وضعیت اضطراری» در مراکز متروپل اروپا و ایالات متحده آمریکا معادل میشــود؛ آنچه آنگونه که بنیامین پیشبینی کرده بود، از اســتثنا به قاعده بدل شده است و خود صلح داخلی تبدیل به نوعی کشــمکش داخلی همراه با حملاتی مداوم به آزادیهای مدنی و برداشتن گامهای مقدماتی برای امکانیافتن وقوع جنگهای داخلی در مراکز بزرگ شهری گشته است.

بنیــان مادی تمامی این تجلیات خشــونت از نگاه ســاواش میشــل خود بحران جهانیشدن ســرمایهداری است: جهانیشدن سرمایهداری قدرتمندترین نیروی محرکه برای تهیدستســازی جهانی و تمرکز بیش از حد ثروت جهان در دستان اقلیتی ناچیز از بورسبازان مالی و راهزنان شرکتی اســت. تشــدید وحشــتناک نابرابریهای اجتماعی در مقیاسی جهانی، این دیالکتیک بینوایی، ســند محکومیتی است برای تهیدستی و نارســابودن تمام آنهایی که ضد دیالکتیک هســتند... اما پرواز به سوی آســمان بینالمللی سفتهبازی و سوداگری و بسط و گسترش فوقالعاده ســرمایهی موهومــی بهعنوان راه خــروج از رکود ســرمایهی مازاد، در درازمدت بحران انباشــت مازاد را تشدید میکند. جهانیشدن سرمایه در مقیاسی گسترده بازتولید میشــود و همه تناقضات جهانیشدهاش آن را به نقطه انفجار میرســاند. و در اینجاســت که لحظه شناساییپذیری دیالکتیــک رخ میدهد: چرخشــی دورانســاز، که توســط خیزشهای تاریخی، جنگها، غلیانهای انقلابی تودههای ستمدیده یا عقبنشینیها و حرکتهای ضدانقلابی مشخص و نشانزده شده است، همواره لحظه شناســاییپذیری دیالکتیک است. چنین لحظهای اســت که بازشناسی ورطــهای در تاریخ را ممکن میســازد – امر واقعــی در قاموس لاکانی. دیالکتیــک میتواند بر لبه این ورطه در تاریخ یافت شــود که بر آن خم شــده و بر فراز آن به پرواز درآمده اســت. به ســبب این رویارویی با امر ناممکن، که دورهای از بحران و گذار تاریخی نیز هست، نیاز به تشکیل یک منظومه جدید مابین دیالکتیک و مطالبات لحظه- اکنون سر برمیآورد... دیالکتیک ماتریالیســتی به همان اندازه که روشــی برای انقلابیســازی پراکتیس تاریخی طبقه انقلابی است که پیشتاز و مسئول دگرگونساختن شــرایط اجتماعی میشــود، تئوری اســت که مدام در خود انقلابی بهپا میکند؛ همچنیــن فعالیتی همزمان انقلابی و انتقادی اســت که رو به سوی بسیج ستمدیدگان برای ایجاد یک «وضعیت اضطراری بالفعل» و واقعی )بنیامین، تز هشتم( علیه «وضعیت اضطراری دروغین» و فرامین و قوانین «وطنپرستانه» تروریستی دارد.

مارکس در مقدمهای که بر نقد فلسفه حق هگل در سال 1844 )متن اولیه بنیانگذار مارکسیسم( مینویسد، این روش دیالکتیکی بسیج انقلابی را در یک فرم فشرده و خلاصهشده ارائه میکند: این روابط سنگوارهشده باید توسط خواندن ملودیهای خود آن به رقص درآورده شود. ساواش میشل در توضیح این متن مینویسد: سنگوارگی روابط زندگی اجتماعی تحت ســرمایهداری به معنای شیءشــدگی آن روابط، واژگونگی روابط زندگی و مرگ و یک فرم ویژه بیگانگی انسانی است؛ جاییکه، همانگونه که در فصل معروف به «فتیشیســم» در جلد اول ســرمایه، توضیح داده میشــود، روابط مادی میان اشخاص شکل خیالی روابط اجتماعی میان اشــیا را به خود میگیرد. اما گذار از شــرایط سنگوارهشده اجتماعی به سوی رقص زندگی چگونه ممکن میشود؟

این دگردیســی فوقالعــاده اما به نظر ســاواش میشــل نمیتواند دلبخواهــی، ارگانیک یا تدریجی باشــد، یعنی امری بدون انجام برشــی انقلابــی در پیوســتگی امور: ســرمایهداری بهعنــوان میــدان مینی از تناقضــات، نه به طور خودکار توســط خویش منفجر میشــود و نه به طور مسالمتآمیز در قالب «دگردیســیای آرام و ساکن» تغییر مییابد. جهانیشدن ســرمایهداری و میلیتاریزم آن، کل سیاره را به خطرناکترین میدان مین ممکن تبدیل کرده است. تنها کسانی که سعی در انجام رفرم، «انسانسازی» سرمایهداری جهانیشده غیرانسانی دارند، میتوانند امید واهی مرتجعانه «دگردیسی آرام و ساکن» جهنم موجود را در سر داشته باشند. به منظور «تکهپارهکردن» نظم کنونی امور، این مینهای ساختاری، که اکنون بطور کورکورانهای در سراسر جهان در جنگها، فقر تودهای و در اشکال غیرقابل بیان بربریت منفجر میشوند، باید توسط قسمی کارگزار انقلابی، بســیج تودههای ســتمدیده و پیشگام ســازمانیافته آنان فعال شوند... این فعالیت تودهای نباید کورکورانه یا خودسرانه باشد.

پایان سخن میشل آواز دیالکتیک اســت: انقلاب یک فراشد مداوم، سرشــار از تضادهــا و زیگزاگهــا، در حال جهش به جلــو و عقب و دربرگیرنده سرتاســر یک عصر تاریخی انتقال است. در طول این مدت، مبــارزه برای رهایی نباید، به این بهانه که شــرایط موجود برای انقلاب بیش از حد «نابالغ» اســت، به مدتی نامحــدود در اتاق انتظار انقلاب منتظر بماند؛ همچنین نباید همه انرژیهای مبارزه در دنبالکردن بلوغ تدریجی این شرایط به کار گرفته شود.. به همین سبب است که ترجیعبند آواز دیالکتیک نیز همواره همان ترجیعبند ملودی انترناســیونال است: این اســت نبرد آخرین... درحالحاضر که جهانیشــدن سرمایهدارانه متحمل یک بحران لاینحل اســت، ما بایســتی بهویژه از نسیان تاریخی بیزار و به ســتوه آمده و درعوض برای بازآفرینی انترناســیونال در مقام خواننده ماهر آواز دیالکتیک و همچون پیشگامی نوین در رقص جهانی انقلاب مبارزه کنیم. دیالکتیک برای قرن جدید / مزاروش، جیمســون، هاروی و دیگران / ویراستار ترجمه: فواد حبیبی / ناشر: اختران /قیمت: 32000 تومان

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.