وانیا و سونیا و ماشا و اسپایک

Shargh - - ادبيات - کریستوفر دورانگ ترجمه داراب داداشزاده نشر نیلا

خود قرار داده و بنا نداشــته که بندهوار اثرِ چخوف را سرمشقِ خود قرار دهد و از آن رونویسی کند. وقتی نسخهی اصل و اصیل وجود دارد نویسندهی شــیفتهی چخوف بدیهیست که بخواهد تأویل و تفســیر و روایتِ خود را از منبع و مأخذش ارائه کند، متنی در امروز و برای امروز.

کمدی چخوف کمدی روسی اســت، کمدی ادبیات و فرهنگی کــه در بارانهای طولانی و مــلالآور، و در آفتابهــای پُرفروغ و ملالآور، و چترهای سفید در دســتِ زنان در گرداندنِ پُرکرشمه، و چمدانهای بستهی مسافرانِ آمادهی رفتن، و چمدانهای بستهی مســافرانِ تازهآمده آمادهی باز کردن، و زندگیهــای پُرملالِ آماده خیانــتِ یکی به دیگری برای فرار از ملال، و افتادنِ در ملالی دیگر، و از دســت دادنها برای به دســت آوردنِ خوشبختی و به دست نیاوردنِ خوشبختی، ساخته شــده است. اما کمدی مفرّح دورانگ کمدیای آمریکاییســت. سبُکســری و کوتهفکــری و یا تعمق و پیچیدگی و یأسِ پرســوناژهای چخوف مخصوص به خودِ اوست، و هرچنــد برگرفتــه از زندگی واقعی پیرامونِ چخــوف بوده، لیکن مخصوص به دنیای خودِ اوســت و در آثارِ بزرگانِ ادبیات روس نیز چنین پرسوناژهایی را مشــکل بتوان یافت. پرسوناژها نزدِ دورانگ، گو اینکه همان پرسوناژهای آشنای «دایی وانیا» و «سه خواهر»اند و قصّهی آنان )و حتی پارهای از «مرغ دریایی» و اشــاراتی به «باغ آلبالو») را دنبال میکنند، اما از گونهی آشــنای آمریکایی دهههای اخیرند، و پدیدار شــدنِ «اســپایکِ» هوسرانِ مبتذلِ منفعتطلبِ خیانتــکارِ بیاخلاق، معادلِ آمریکاییشــدهی دســتهی بزرگی از پرســوناژهای تُهی چخوف اســت. پرســوناژهای دورانگ سرزنده و شــاداباند، با پوچــیای که هیــچ از آن آگاه نیســتند، و همین رقّتانگیزی شادابی اســتوار بر خاکِ پوک است که کمدی دورانگ را برخاسته از کمدی چخوف مینمایاند. نسبت میان نمایشنامهی دورانگ با نمایشــنامههای چخوف برقرار اســت، با این افزوده که دورانگ، کمدی دنیای دیوانهی صد ســال پــس از چخوف را هم نوشته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.