تراژ دلايلي رذخويرزه حينادهصيل غدرففلت دعلييرباقورز است

Shargh - - اقتصاد -

محمدرضا دســتوراني: کمبود آب، امروزه به مرحلهاي رســيده اســت که همه آن را احســاس ميکنيم؛ اما از ارزيابي گســتردگي آن ناتوانيم. برخي ميگويند کشور ما در تاريخ با مشــکل کمبود آب دســت به گريبان بوده و اين مشکلي نيســت که ديروز و امروز پديد آمده باشد؛ بههميندليل هم نبايد دربــاره آن بزرگنمايي کرد؛ اما برخي ديگر بر ايــن باورند که ما داريم آخرين قطرههاي ذخيره آبيمان را مصرف ميکنيم و تا چند ســال ديگر، خشکســالي و کمآبي چهره خشــن خود را به ما نشان ميدهد. حتي برخي آنقدر در زمينه هشدار براي کاهش مصرف آب افــراط کردند که ميگويند مردم از ســنت کاشــت ســبزه براي نوروز خودداري کنند؛ چون باعث اتلاف منابع آب ميشود. براي آشنايي با وسعت پديده کمآبي و جســتوجوي راهکاري بــراي بيرونرفتن از اين مخمصه، با آقاي دکتر علي باقري ، دانشــيار گروه مهندسی آب دانشگاه تربيت مدرس تهران و کارشناس تحليل سيستمهاي منابع آب و سياستگذاري اين حوزه، گفتوگو کرديم. او بر اين باور است که: مردم ميتوانند با انتخاب آگاهانــه رفتارهاي اجتماعي خود، اين پيام را به مسئولان بدهند که خواســتار اصلاح در رويکردهاي توسعه کشور هســتند؛ بهطوريکه از فشــار فزاينده بر منابع آب کاســته شود. اين موضوع بسيار فراتر از انتظار صرفهجويي در مصــرف آب و هدرندادن آب اســت. درواقع يک همافزايي ملي لازم است تا دولت را در حل بحران آب هدايت و حمايت کند .

وضعيــت منابــع و ذخاير آب کشــور ما در چه وضعيتي است؟

منابــع آب را بــه دو بخــش ميتوان تقســیم کرد: بخش اول آن قســمت از آب اســت که از طریق چرخه آب به طور سالانه در طبیعت گردش ميکند و در قالب بارش به روي زمین ميبارد که به آن آب تجدیدشــونده ميگویند. بخشي از این آب به صورت رواناب سطحي در رودخانهها جاري ميشود و بخشي دیگر با نفوذ به درون خاک، باعث تغذیه منابع آب زیرزمیني ميشــود. به این بخش از آب زیرزمیني که ســالانه بر اثر بارندگي تجدید ميشود، ذخیره متغیر آب زیرزمیني گفته ميشود. ما باید همه مصارف خود را در حد ظرفیت آب تجدیدشــونده تنظیــم کنیم؛ اما بخش دیگــري از آبهاي زیرزمیني را ذخایري تشکیل ميدهند که در دههها و قرنها ذخیره شدهاند و ماهیت آنها مانند منابع فسیلي در مقیاسهایي که ما زندگي ميکنیم، تجدیدشونده نیست. به این بخش از منابع آب زیرزمیني ذخایر ثابت یا ایستا گفته ميشود. در پاسخ به این ســؤال باید گفت آن بخش از منابع آب که به صورت ســالانه در چرخه طبیعي تجدید ميشود و حــدود 130 میلیارد مترمکعب در ســال تخمین زده ميشد، براساس آمار بارندگي بلندمدت کشور سیر نزولي پیدا کرده است. به لحاظ مسائل تکنیکي همه این آب را نميشــود و نباید مورد استحصال قرار داد. از این مقدار آب بیش از 90 میلیارد مترمکعب آن بهرهبرداري شــده است. از این مقدار، آب سطحي استحصالشده از سدها سهمي بین 20 تا 25 درصد در تأمین نیازها بر عهده دارد؛ اما نگراني بیشــتر درباره ذخایر ثابت آب زیرزمیني است که بهعنوان پسانداز اســتراتژیک آبي کشــور محسوب ميشوند و متأســفانه تا به امروز بخش درخورتوجهي از آن مصرف شــده است. ســهم اســتفاده از آب زیرزمیني نسبت بــه کل منابع آبي کشــور بالاســت و در ســالهاي خشک، حتي این رقم به بیش از 60 درصد هم رســیده اســت. نشــانه این پدیده پایینرفتن تراز ســفرههاي آب زیرزمینــي در اکثر دشــتهاي کشــور و اغلب نشست زمین در این دشتهاست.

آيا ميتوانيم وضعيت کنوني آب کشور را بحراني توصيف کنيم؟

بستگي دارد که مفهوم بحران را چگونه تفسیر کنیم. اگر منظور از بحران آب در شرایط کنوني کمبود شدید آب است، باید بگویم که کمبود آب ناشي از تاقي دو مؤلفه عرضــه آب و تقاضاي آن اســت. بدیهي اســت که اگر تقاضا از عرضه فزوني بگیرد، با کمبود مواجه ميشویم. امروز وقتي از بحران آب صحبت ميشود، تلویحا منظور کاهش عرضه آب اســت؛ ولي من این ســؤال را مطرح ميکنم که چرا نگوییم تقاضا فزوني یافته است؟ هرچند در ســالهاي اخیــر به طور عمومي بــا کاهش در روند بارش مواجه بودهایم؛ اما به اعتقاد من شیب رشد تقاضا در آب بسیار بیشتر از شیب کاهش عرضه آب بوده است. ایــن روند تقریبا از اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 هجري شمســي خودش را نمایــان کرده بود؛ یعنــي از همان سالها نشانههاي بیان منفي در منابع آب زیرزمیني در دشتهاي کشور ظاهر شده بود. دشت مشهد در اواخر دهه 40 ممنوعه شــد. دشت رفســنجان در سال 1353 ممنوعه اعام شد. از نظر وزارت نیرو، وقتي که روند افت سطح آب زیرزمیني در یک دشت براي چند سال متوالي نزولي باشد، آن دشت ممنوعه اعام ميشود. این یعني از همان زمان زوال ذخایر ثابت آب زیرزمیني در کشــور آغاز شــده بود. وقتي یک دشت ممنوعه اعام ميشود، باید مصارف آب محدود شوند تا سطح آب زیرزمیني به تراز نرمال خود برگردد؛ اما در ســالهاي بعد، متأسفانه نهتنها این اتفاق نیفتاد؛ بلکه روند بیان منفي در منابع آب زیرزمیني ادامه یافت و بر تعداد دشتهاي ممنوعه نیز افزوده شــد. این یعني بهرهبرداري بیشتر از پسانداز آبــي، یعني بهرهبــرداري از آبي که به طــور طبیعي در سال تجدید نميشود؛ بنابراین اگر از این منظر به مسئله بحران آب نگاه کنیم، روند بهرهبرداري از منابع آبي کشور از حدود 50 سال پیش وارد بحران شده بود؛ اما چرا الان به این مســئله بحــران ميگویند؟ چون در آن ســالها هنــوز ذخایر آبي پر بودند و کســي کاهش ذخایر آبي را حــس نميکرد. امروز این ذخایر به میزان زیادي کاهش یافتهاند؛ بهعنوانمثال در حوضه آبریز بختگان با 20 متر افت تراز آبخوان مواجهیم. در دشت رفسنجان تراز آب زیرزمیني بالاي 60 متر افت داشته است.در همین دشت در نتیجه افت سطح آب زیرزمیني بالاي یک متر، نشست زمین اتفاق افتاده اســت. اینها، یعني خساراتي که قابل جبران نیستند. متأسفانه از آنجا که این مسائل به صورت تدریجي در چند دهه شــکل گرفتهاند و اصطاحا گفته ميشــود که ماهیت خزنده دارند، مــردم و متولیان امر، بهموقــع خطر را درک نکردهاند و با آن کنار آمدهاند. این مســامحه تدریجي با مشکل در یک مدت طولاني باعث شده اســت که بخش اعظمي از سیســتم اجتماعي به منابع آبي وابســته شــوند و همچنان به توهم توسعه بیشتر، به هر قیمتي تقاضاي سیريناپذیر براي منابع آب داشته باشــند، به طوري که امروزه ایجاد تغییر در رویه بهرهبــرداري از منابع آب، به یک امــر غیرممکن تبدیل شده است. بحران عیني یعني زوال مستمر کمي و کیفي ذخایر ثابــت و ظرفیتهاي منابع آبي کشــور و بحران مضاعف یعني ندیدن واقعیتها و پیامدهاي آن.

مشکل کمآبي و بيآبي در کشور ما از کي و چگونه آغاز و چگونه تشديد شد؟

همانطور که اشاره کردم، به نظر من به جاي مشکل کمآبي و بيآبي بهتر است بگوییم مشکل زیادي تقاصاي آب. متأسفانه برنامهریزي توسعه در کشور ما بدون توجه به ویژگيهاي جغرافیاي ســرزمیني و بهخصوص منابع آب صورت گرفته اســت. این روند توسعه ناپایدار، امروز به وضعیتي تبدیل شــده که مصــارف آب بر عرضه آن فزوني گرفته است، به طوري که درحالحاضر در منابع آب زیرزمیني با حدود شــش میلیــارد مترمکعب بیان منفي در سال مواجه هســتیم. بنابراین این سؤال را باید اینطــور مطرح کرد که چــرا و چگونه روند مصرف آب در کشــور اینقدر افزایش یافته اســت؟ از زمان پهلوي دوم بــراي ایــران برنامه توســعه تدوین شــد. بهطور مشــخص اولین برنامه عمراني ایران در سال 1327 به تصویب رســید. در این برنامه توسعه کشور را بر مبناي توســعه کشاورزي گذاشــتند و حتي مناطقي از کشور را از همــان زمان به عنوان قطبهاي کشــاورزي معرفي کردند. بــه عنوان مثالهایي از ایــن مناطق، ميتوان به دشت مرودشت در فارس و دشت مغان در اردبیل اشــاره کرد. از آنجــا که براي کشــاورزي آب لازم بود، در همین برنامه تمهیداتي بــراي ایجاد زیرســاختهاي لازم مانند ســد براي استحصال از منابع آب اندیشــیده شــد. به دنبال این برنامه، در ســالهاي بعــد برنامههایــی مانند اصاحات ارضي و برنامه اصل 4 ترومن نیز به خدمت توسعه کشاورزي در ایران درآمدنــد و تصویب قوانین مختلــف از جمله واگذاري اراضــي ملي بــراي توســعه کشــاورزي و... از دهه 20 تاکنون زمینه رشــد بيچونوچراي کشاورزي در ایران را فراهــم کردند. به طوري که امــروزه با وضعیتي مواجه هستیم که در بســیاري از مناطق ایران بیشتر از ظرفیت طبیعي حوضههاي آبریز تقاضا براي آب وجود دارد که بخش اعظم آن در کشــاورزي است. اما همه مشکات را نباید از چشــم توسعه کشــاورزي دید. جانمایي غلط صنایع آب نیز باعث ایجاد فشــار بر منابع آب شــدهاند. بعضيها مطرح ميکنند که کل مصرف آب صنعت در کشــور کمتر از دو میلیارد مترمکعب در ســال است که در مقابل مصارف کشــاورزي اصا عددي نیست. اما در این موضوع نباید از اثر موضعي صنایع آببر غفلت کرد. منابع آب در کشــور به صورت سراسري توزیع نشدهاند. اســتعداد آبي در هــر منطقه در حــد آورد آبي حوضه آبریز متناظرش اســت. اگر به هر دلیلي بیشتر از ظرفیت محلي هر حوضه بــراي آن مصرف تعریف شــود، این یعني فشار بر منابع آب و ازبینبردن پسانداز آبي. دشت بهار همدان و دشــت مبارکه اصفهان نمونههایي از این مسئلهاند. در کنار عوامل فوق، توزیع نامتناسب جمعیت نیــز عامل مهم دیگري اســت که باعث فشــار بر منابع آب ميشــود. تجمع جمعیت در کانشــهرهایي مانند تهران باعث شکلگیري مصرف آب بیش از ظرفیت آب تجدیدشــونده حوضه متناظر آنها شده است، در نتیجه در ایــن مناطق نیز کمبود آب یا بــه عبارتي دیگر زیادي مصرف خودنمایي ميکند.

با توجه به اينکــه از آب در موارد گوناگون مانند کشــاورزي، صنعت، خدمــات و خانگي اســتفاده ميشود، چگونه بايد بين اين مصارف مختلف، تعادل ايجاد کرد تا کمبود آب تشديد نشود؟

در درجــه اول باید به این نکته توجه کرد که هر نوع مصرفي که بــراي آب در هر منطقــه تعریف ميکنیم، باید در حد ظرفیت منابع آب تجدیدشونده حوضه آبریز متناظر با آن منطقه باشــد. اینکه اولویت مصرف آب در کدام بخش است، سؤالي است که باید دیگر متخصصان نیــز اظهارنظر کنند ولي از نظر منابع آب نباید بیشــتر از حد آورد آبي ســالانه بر آن بارگذاري کرد. با این رویکرد باید بیــن موضوعات مختلف اولویتبندي و براســاس اولویتها از منابع آب بهرهبرداري کرد. مثا ممکن است موضوع مهمي مانند امنیت غذایي را در بخش آب جاي دهیم ولي باید توجه داشــت که ظرفیت بخش آب به حدي نیست که جوابگوي بقیه مسائل کشور مانند رشد اقتصادي و اشــتغال و... نیز باشد. در همین راستا برخي کشــورها مسیر رشــد اقتصادي خود را از مصرف منابع جدا کردهاند به این معني که با وجود افزایش در رشــد اقتصادي، روند مصرف منابع آب آنها ثابت مانده یا حتي کاهش یافته اســت. البته این کار سختي است و همت سایر بخشها را نیز ميطلبد، ولي با شرایط کنوني منابع آبي کشــور چارهاي جز این نداریم. متأسفانه در برخورد با مشــکات مختلف همواره ميخواهیــم راحتترین مسکن )و نه راهحل( را برگزینیم. از همین رو براي همه مشــکات به آب آدرس ميدهیم. این یعني اینکه فعا از پسانداز خرج کنیم تا درد تســکین یابد ولي به دنبال راهحل نیستیم. باید بدانیم که این پسانداز یک روز تمام ميشود و در آن روز دیگر پساندازي براي تجویز مسکن نخواهیم داشت. تصور نکنید این مسئلهاي که گفتم در آینده دور اتفاق ميافتد. همین الان در اســتان کرمان و بهویژه در منطقه رفسنجان، به دلیل کاهش شدید منابع آب زیرزمیني، حدودا سالي هفت هزار هکتار از باغهاي پسته خشک ميشوند. همه این باغها، با سرمایهگذاري مردم احداث شده بودند و قطعا هدف آنها هم فعالیت اقتصادي بوده است. غفلت در سالهاي گذشته، تراژدي امروز را رقم زده است.

برخي بر اين باورند کــه بخش زيادي از آب، در کشــاورزي مصرف ميشــود که کارايي چنداني هم ندارد، پس بايد مصرف آب در کشــاورزي را کاهش دهيم و مواد غذايي را وارد کنيم. آيا اين ديدگاه قابل قبول است؟

در وضعیت فعلي، کشــاورزي بــراي ما کارکردهاي چندگانه دارد. در درجه اول کشــاورزي مســئول تأمین غذاســت. به موضوع امنیت غذایي باید با دقت بیشتري نگریست. بســیاري از کشــورهایي که صادرکننده مواد غذایي اســتراتژیک ماننــد گندم و برنج هســتند )مانند کالیفرنیــاي آمریکا و پاکســتان(، آنها هــم از منابع آب خود به صورت ناپایــدار بهرهبرداري ميکنند. این یعني اگــر براي تأمین مــواد غذایي به چنین منابعي وابســته شــویم، بالقوه ميتوان انتظار داشت که روزي آنها هم بــا بحرانهاي جدي در منابع آب خود مواجه شــوند و قادر به تولید حجم فعلي از مواد غذایي نباشــند. به این مســئله موضوعات دیگري هم اضافه ميشــوند. مثا تنشهاي سیاسي بین کشــورها ميتواند در صادرات و واردات مــواد غذایي تأثیر بگــذارد. موضوع مهم دیگر، رشد جمعیت در کشــورهاي صادرکننده است. تخمین زده ميشــود در آینده بعد از چین و هند، پاکســتان )که اکنون صادرکننده برنج محسوب ميشود(، سومین کشور پرجمعیت دنیا شود. بنابراین خود این کشورها، در آینده با چالــش تأمین غذاي مردم خود مواجه خواهند شــد که ميتوانــد روي صادرات محصولات کشــاورزي آنها تأثیــر بگذارد. بنابراین به اعتقاد من کشــاورزي را از بعد امنیت غذایي باید همچنان حفظ کرد. در این راســتا باید به افزایش حداکثري کارایي در این بخش توجه کرد. اما کارکردهاي دیگر کشاورزي که از آن انتظار تولید اشتغال، رشــد اقتصادي و توســعه و حفظ جمعیت روستاها را دارند، به اعتقاد من با این بودجه آبي کشــور امکانپذیر نیست. اینها مواردي اســت که باید از آب منفک شوند. در این راستا نقش بقیه بخشهاي اقتصادي در صنعت و خدمات براي تحقق رشــد اقتصادي اهمیت ميیابد. همچنین باید به الگوي دیگري براي توســعه روســتاها برســیم. در تمام این الگوهاي توسعه اقتصادي، باید به این باور برســیم که آب موتور توسعه نیست بلکه نقش آب باید به صورت کاتالیزور توسعه باشد.

ادامه در صفحه 18

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.