رسانههای بیمخاطب؛ روزنامهنگاران نگران

در آستانه فرارسیدن روز خبرنگار

Shargh - - سیاست - فریدون صدیقی

یک( اصلیترین دغدغه روزنامهنگاری معاصر، نداشــتن یا تحلیلرفتــن مخاطب اســت. به بیان بهتر، به تناســب کثرت، تنوع و گوناگونی رسانههای مکتوبی که منتشــر میشــوند، مخاطبی همســو و همســنگ موجود نیســت و همخوانی بین تیراژ و تعداد نشــریات با مخاطبهای آن وجود ندارد. از آنجایی که رســانه با مخاطب تعریف میشود، اگر مخاطبی نباشد، رســانهای هم وجود ندارد و دیگر خبرنگاری هم نیســت. در چنین شــرایطی، بدیهی اســت که بــرای روزنامهنگار حرفــهای، تلخکامی وظیفه و رســالتی که بــر دوش دارد، رو به فزونی مــیرود و بــه یک بحــران روحی و معاشــی بدل میشــود. کار روزنامهنــگاری، توســعه منافــع و منابــع ملی، توســعه رو به تزاید جامعــه یا همان توســعه پایــدار در تمامی حوزههاســت و اگر قرار باشــد روزنامهای منتشر شــود، اما خوانده نشود یا از پیشــخوان مطبوعات برگرفته نشــود، تنها به این معنا نیســت کــه روزنامهنگار نادیده گرفته شــده، بلکه توســعه جامعــه نیز دچار اختلال میشــود. درهمینراســتا، فضاهای علمی و دانشگاهی کشور هم که به پرورش خبرنگاران میپردازند، از آنجا که خواننده و مخاطبی برای رســانهها نیست، جایگاه خود را از دســت میدهنــد و... . بنابراین ناگزیر باید تکــرار کرد کــه تیراژ روزنامهها و نشــریات کشــور در برابــر رقــم 4.5 میلیونی دانشــجویان، ناچیز و تأثربرانگیز است. برای چنین پیشامدی چه چارهای میتوان اندیشید؟

دو( به گمان من، مهمترین راهحل باید به دست کارگزاران حوزه ارتباطات کشور صورت بگیرد. نگاه دولت، مجلس و دیگر نهادهای کشــوری به نقش و جایگاه رسانهها بســیار مهم است. سوءتفاهمها را باید کنار گذاشــت تا رسانهها بتوانند در چارچوب قانون، وظایف خود را عملی کنند، پرسشــگر باشند و منعکسکننده مطالبــات مخاطبان خود و در این راه به خودباوری برســند. وقتی که رسانهای، نتواند صدای مخاطب خود باشد، مخاطبش را رویگردان کرده و عملا او را به ســمت فضای مجازی، رادیوها و تلویزیونهای برونمرزی هدایت میکند. بنابراین مهمترین تدبیــری که در این میــان میتوان به آن امیدوار بود همین است که اجازه بدهند روزنامهها در چارچــوب قانــون فعالیــت کننــد و اینقدر با ترسهای بینامونشــان که هــر روز تبدیل به خط قرمزهای مرئی و نامرئی میشــود، درگیر نشوند. تا این اتفاق نیفتد، ما یکی از ارکان مهم توسعه پایدار را در جامعه نخواهیم داشــت، حتی اگر پیشخوان مطبوعات ما مملو از کثرت و تنوع رســانهها باشد، چراکه بیمخاطب هستند.

سه( به نظر میرســد برای عبور از این بنبست که تهدیدی جدی برای رسانههای ما )اعم از رادیو، تلویزیون و رســانههای مکتوب( محسوب میشود، چــاره دیگری جز این نباشــد. امروز رســانههای ما چنان ترسخورده شدهاند که وجه کنشمندی خود را از دست دادهاند؛ وقتی که رویدادی هزارانبار در شبکههای مجازی توزیع و تکثیر میشود، تازه زمان آن میرسد که رسانههای ما لنگانلنگان به دنبالش بروند، اما آیا راه دیگری هم برای عبور از این بحران وجود دارد؟

چهار( یــک چارهجویی حداقلی دیگر هم وجود دارد. شــاید زمان آن رســیده که انتشــار روزنامهها دوباره به عصرها بازگردد. درحالحاضر روزنامهها صبحها منتشــر میشوند و بخش عمدهای از اخبار را از دست میدهند، چراکه روز، رویدادمحور است. در شرایطی که روزنامههای ما عموما خبری نیستند و حتی نمیتوانند به تحلیل رویداد هم برسند، شاید زمان آن رسیده که این ازدستدادن زمان را از میان ببرنــد و لااقــل راوی خبرهــا و رویدادهای موجود جامعه باشند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.