مشروطه از محافظهکاری ضربه خورد نه تندروی

Shargh - - هنر -

در سالگرد 111 سالگی فرمان مشــروطیت خبرگزاری ایلنا گفتوگویی با ســهراب یزدانی، جامعهشناس سیاســی، تاریخنگار اجتماعی و دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی انجام داده است. یزدانی برخلاف بسیاری از ایدئولوگهای راســتگرا انقلاب مشــروطه را نه شکستخورده بلکه ناتمام میداند. از آثار او میتوان به کســروی و تاریخ مشروطه ایران ، صوراسرافیل: نامه آزادی ، مجاهدان مشروطه ، اجتماعیون عامیون و بهتازگی کودتاهای ایران اشــاره کرد. در ادامه گزیدهای از پاسخهای یزدانی را میخوانید:

مشــروطیت ایــران را نمیتوان تنها بــا تأکید بر تقابل بین ســنت و مدرنیته )تجدد( شــرح داد. به سخن دیگر، مشروطیت را نباید به عرصه مدرنیته محدود کرد. از زمان جنگهای ایران و روس در دوره ســلطنت فتحعلیشــاه آرزوی کارآمدساختن سازمانهای نظامی و اداری در میان ایرانیان جوانه زد. اما در آن دوران شــرایط جامعه بهگونهای بود که این خواســته به گروهی کوچک از حکومتگران محــدود ماند. با گذر زمان آرزوها و خواســتههای دیگری هــم به میان آمــد و در میان طیفهای گوناگون جامعه گســترده شــد. ایرانیان در درجه نخست خواهان حفظ اســتقلال کشورشــان بودند که با پیشروی فزاینده سیاســی و اقتصادی روســیه و انگلیــس و ناتوانــی و بیکفایتی دولتمــردان ایرانی به خطر افتاده بود. این اندیشــه که حاکمان ایران کشــور را به دولتهای بیگانه میفروشــند، در جامعه قوت داشــت... در آن میان گروههایی از ایرانیان نیز به دســتاوردهای مدرنیته )تجدد( اروپایی چشــم دوخته بودند. آنان میخواســتند نظام سیاســی کشور قانونمند باشــد، قدرت بیحدومرز و خودکامانه شــاه و حکومتگران زیردســت او محدود شود، مردم دارای حق رأی باشند، نمایندگان خود را در مجلس گرد بیاورند، مجلس از حق قانونگذاری برخوردار باشد، بر کارهای اجرائی دولت نظارت کند، دولت در برابر این مجلس مســئول باشد و... برقراری رشته آزادیهای سیاسی و مدنــی نیز آرزوی گروهی از ایرانیان بــود. آزادیهایی مانند حق ایجاد انجمن و جمعیت، انتشار مطبوعات آزاد، آزادی افکار و حق نشر اندیشه سرانجام به متمم قانون اساسی راه یافت.

در دوره مجلس اول حزب سیاســی قانونی و آشکار به وجود نیامد. تنهــا حزب فعــال آن دوره، فرقه «اجتماعیون عامیــون» بود که تعداد اعضایش محــدود بود و فعالیت پنهانی داشــت. در دوره مجلس دوم دو حزب نســبتا بزرگ دموکرات و اعتدالی سربرآوردند و احزاب کوچک اتفاق و ترقی و ترقیخواهان جنوب نیز تشکیل شدند. در میان این احزاب، حزب دموکرات فعالیت دامنهداری داشت و میکوشید از احزاب سیاسی اروپایی نمونه بگیرد. اما احزاب سیاســی، مانند هر پدیده سیاســی دیگر، یکباره شکل نمیگیرند. در ایران تجربهای در زمینه کارکرد احزاب وجود نداشــت. این موضوع درباره رهبران احزاب، اعضــای آنها و نگاه نظام سیاسی به احزاب صدق میکرد. برای نمونه، جناحهای نیرومند سیاسی - ازجمله ناصرالملک نایبالســلطنه - کمر به نابودی حزب دموکرات بســته بودند. گروههایــی از ایرانیان نیز احزاب را مایــه تفرقه اجتماعی میدانستند یا با دشمنی به برنامه آنها مینگریستند. میتوانیم بگوییم که احزاب ما موقعیت مناسب برای رشد قانونی نداشتند. از میان آنها حزب دموکرات و در حد کمتر اتفاق و ترقی کوشیدند دامنه فعالیت اجتماعی خود را گسترش دهند و به امور فرهنگی بپردازند.

این پرســش که آیا حرکت جناحهای تندرو )رادیکال( بر مشروطیت ضربــه زد یا خیــر، مبحثی پیچیده اســت. مورخان بر پایــه دیدگاه خود پاسخهایی متفاوت دارند. بهطورکلی میتوان گفت که در همه انقلابها و جنبشهای سیاسی پدیدارشدن تندروها امری طبیعی است. به عقیده مورخی مانند کرین برینتون، در دورهای از روند انقلاب، حاکمیت سیاسی نیز به دست تندروها میافتد. این پدیده در ایران رخ نداد. تندروها اقلیتی کوچک بودنــد و گروهی اندک از آنها در فرقــه اجتماعیون عامیون گرد آمدند که ســازمانی غیرمتمرکز بود و حتی رهبری سیاســی یکپارچهای نداشــت. تندروها کوشــیدند با تدوین برنامه، انتشار روزنامه، پشتیبانی از خواستههای طبقات فرودست در درون و بیرون مجلس بر روند رویدادها اثر بگذارند. در چند مورد به ترور دست زدند. آنها بیش از اندازه سازمانی خود بر ســیر رویدادها اثر گذاشتند، اما نتوانســتند روند مشروطیت را به طور بنیادین دگرگون کنند. در دوره مجلس دوم حزب دموکرات تا حدی جانشــین فرقه اجتماعیون شد. اینبار تندروها با احتیاط بیشتر از گذشته رفتار کردند و کوشــیدند از سازوکارهای پارلمانی برای پیشبرد نفوذ خود بهره بگیرند. اینبار هم نام آنان در چند ترور سیاســی به میان آمد. البته دستداشــتن آنها را در ترورها نمیتوان با قطعیــت پذیرفت یا رد کرد. بههرحال، ترورهای دوره مجلس دوم بر حزب دموکرات ضربه زد و بهانه به دســت زمامداران محافظهکار - مانند ناصرالملک - داد که بنیادهای مشروطیت را سست کنند.

این را هم بیفزاییم که تندروی صرفا به معنی کشتوکشتار و رفتارهای تند و بیمنطق نیست. همانگونه که محافظهکاری یا میانهروی به معنی قانونگرایی و رفتارهای منطقی نیست. پشتسر این گرایشها، اندیشهها و علائقــی وجود دارد که در برنامههای سیاســی آنها نمود پیدا میکند. اگر برنامه بهدرســتی و با صداقت تنظیم شــده باشــد و در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد، ماهیت گرایشهای سیاســی را نشان میدهد. برای نمونه، برنامه تقســیم زمین میان دهقانان که اجتماعیون مطرح کردند و به صــورت تعدیلیافته در برنامه دموکراتها نیــز آمد، در زمانه خود طرحی پیشــرفته بود. در این مورد با نمونه مثبت رادیکالیســم سیاسی روبرو میشــویم. بههرحال، داوری من این است که مشروطیت ایران به علت تندروی گروه کوچک تندرو ضربه ندید، بلکه از محافظهکاری طبقه حاکم و پشتیبانان مستقیم یا غیرمستقیم این طبقه به ناکامی رسید.

کامیابی یا شکســت مشــروطه را نمیتوان بر پایه دو رویداد استبداد صغیر و استبداد رضاخانی سنجید. ایرانیان با نبرد مسلحانه شاه خودکامه را از تخت ســلطنت برداشتند، به عمر استبداد صغیر پایان دادند و نظام مشــروطه را به کشور بازگرداندند. دوره رضاشــاهی نیز به پایان رسید و بیدرنگ پس از ســرنگونی دیکتاتوری سلطنتی، مبارزه سیاسی جامعه را فراگرفت و ســرانجام به نهضت ملیکــردن صنعت نفت انجامید که یکــی از اهدافش احیای آزادیهای سیاســی و مدنی بــود. این مبارزه با افتوخیز ادامه یافت تا کار به ســرنگونی نظام پادشاهی انجامید. شاید داوری درست این باشد که مشروطه را انقلاب سیاسی ناتمامی بدانیم که ظرفیــت تبدیل به انقلاب اجتماعی را نیافت. ایرانیان به برخی از اهداف خود دست یافتند. جامعه تکان سختی خورد و دیگر هرگز به دوران پیش از مشروطه برنگشت. از سوی دیگر، ایرانیان نتوانستند نظام آرمانی خود را در جامعه برقرار ســازند. اما آرزوهای پیشین بر باد نرفت. آرزوی اینکه میتوان جامعهای آزاد و قانونمند داشــت که در آن شهروندان از حقوق انســانی برخوردار باشــند و در کشوری مستقل و پیشــرفته زندگی کنند. انقلاب مشروطه گام نخستین برای رسیدن به این هدفها بود. در همین حد نیز در کشوری مانند ایران، با پیشینه چندهزارساله خودکامگی، باید بر آن انقلاب ارج گذاشــت و نام و آوازه ایرانیانی را که صدوخوردهای سال پیش برای ایجاد جامعهای پیشرفته مبارزه میکردند، زنده نگاه داشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.