بیچاره فرهنگستان هنر

Shargh - - هنر - حسین هاشمپور

جامعه هنری همچنان مبهوت پیام باورنکردنی محمدعلــی معلمدامغانی، رئیس فرهنگســتان هنر اســت؛ او چهارشنبهای که گذشت، در اقدامی حیرتانگیــز، بــه گنجینه هنــری شناختهشــده بانک پاســارگاد، مالالله اطاق کرد تا نشــان دهد فرهنگســتانی که باید پشــتیبان بزرگ ورود بخش خصوصی به هنر باشد، چگونه میتواند به اقتصاد هنر آسیب رساند و از آن هولناکتر، نهادی که باید نماد اخاقمداری و سامت اندیشه باشد، اتهاماتی ثابتنشده درباره یک بخش خصوصی را که هشت سال مســتأجرش بوده، رسانهای میکند تا همگان عمق فاجعه بداخاقی در جامعــه امروز ایران را دریابند؛ اما در همــان پیام کوتاه آقای معلم نکات جالب توجهی وجود دارد: یک: رئیس فرهنگستان هنر از دی 1388 که به این مسند تکیه زده تا همین چهارشنبه نمیدانسته 500 تابلوی بدون شناسنامه و ســند و به قول خودش مالالله در مجموعه زیر نظرش نگهداری میشــود و به محض اتمام مدت اجاره متوجه تابلوها و ماهیت مالاللهیشان شده اســت؟ دو: چرا در تمام این هشــت ســال رئیس فرهنگستان هنر دستور ندادند با هنرمندان این آثار تماس گرفته شــود و از چندوچــون خریدوفروش اطاع یابد تا حق را به حقدار برســاند؟ چرا همین چهارشــنبهای که گذشــت، قبل انتشــار پیامشان دستکم به چند هنرمندی که کارشان در این موزه هست، زنگ نزدند تا اطمینان یابند آنچه مینویسند، حق اســت و اموال مردم را مالالله نخوانند؟ شأن فرهنگســتان هنر، التهابآفرینی رسانهای است؟ ســه: یکشــنبه در روزنامــه اصولگرایــی خواندم که مؤسســه صبا فرهنگســتان هنر تا پایان ســال 95 بالــغ بــر 11495000000 ریال بهعنــوان اجاره و خدمات نمایشــگاهی از شــرکت پارس آریان از زیرمجموعههای بانک پاســارگاد عایدی داشــته. در پایان مــدت اجاره آقای علی معلــم، اجارهبها را چندیــن برابر کرد، بانک نپذیرفــت، ازاینرو آقای رئیــس، معلمی به کنار گذاشــت و در موزه بانک را بســت، دســت به قلم برد و به اموال مســتأجر هشتســالهاش اتهامهایی نــاروا زد. چهار: آقای معلم اصــرار دارد این قــرارداد پیش از ریاســت ایشان امضا شده است که نمیدانم این چه تأثیری بر اصل موضوع دارد؟ یعنی ایشــان در این هشت ســال فرصت نکردهاند بــه قراردادهای مهمترین مجموعه زیر نظرشــان نگاهی بیندازند؟! ایشــان، دوازدهم اســفند 1393 که آیین رونمایی از کتاب همیــن مجموعه تابلوها، در همین مؤسســه صبا بــا حضور وزیر وقت فرهنگ و ارشــاد اســامی و جمع زیادی از هنرمندان و گالریداران فروشــنده آثار برگزار شــد، کجا تشریف داشــتند؟! پنج: آقای معلم به پیوســت پیامشــان چند جدول منتشــر کردهاند که بهروشــنی نشان میدهد شرکت پارس آریان از چه اشــخاص حقیقــی و حقوقی، هریک از این آثار را خریده اســت )که انتشار این فهرست دیگــر کار غیراخاقــی رئیــس فرهنگســتان هنر است( به حســب حرفه روزنامهنگاری به چند نفر از هنرمندان و گالریداران این فهرســت زنگ زدم، همه متفــق بودند که اثرشــان را در قبال دریافت پول به موزه بانک پاسارگاد فروختهاند و تطمیعی در کار نبوده اســت، اتفاقا بسیار هم خشنودند که در شــکلگیری یک موزه خصوصی معتبر نقشــی داشــتهاند؛ هرچند رئیس فرهنگســتان هنر ارتباط چندانی با جامعه تجســمی ندارند؛ اما ایشان هم میتوانند دســتکم به آن فهرســت که خودشان انتشــار دادهاند، زنگ بزنند و ببینند تکتک آن آثار شناسنامه و ســندهای زنده دارند. شش: متأسفانه آقای معلــم، به رســانهها گفته اســت: «تابلوها معلوم نیست کدام اصالت دارد و کدام ندارد. مثا تابلوهای سهراب سپهری را آیا از خود او خریدهاند؟ از خانــوادهاش خریدهاند؟ حتــی احتمال جعل یا سندسازی هم منتفی نیســت!». ایشان درحالیکه تخصصی در زمینه تشــخیص اصالت آثار ندارند، بهروشــنی به صاحب این آثــار اتهامهایی زدهاند که جز زیرپاگذاشــتن اخاق تعبیر دیگری ندارد. از این امر مهم گذشــته، شــخصیت حقوقی ایشــان بهعنوان رئیس فرهنگستان هنر چنان است که باید مراقبت کند با گفتههایی غیرکارشناسانه زمینهساز فرار ســرمایهگذاری بخش خصوصی از هنر نشود. هفت: بانک پاســارگاد و شرکت پارس آریان، بنا به تعهدی اجتماعی که بنگاههای پیشرو اقتصادی بر خود فرض میدارند، در این سالها نقشی بیبدیل در رونق اقتصاد هنر ایفا کرده است. این روزها آنها حق دارند تلخکام باشــند؛ هرچند که کام جامعه هنری را با خریــد از گالریها و حراجیهای معتبر مانند تهران، کریســتیز و بونامز شیرین کردهاند و با رفتاری حرفهای، رکــورد 2.8 میلیون دلار را به نام هنر ایران در منطقه خاورمیانه به ثبت رســاندهاند. بانک پاســارگاد خــود بهخوبــی از قدرشناســی هنرمندان باخبر است و به یقین این هلدینگ و دیگر بانکهــا و بنگاههای اقتصادی رفتار فرهنگســتان هنر را به همه جامعه هنری تعمیم نمیدهند... . هشت: این روزها رئیس فرهنگستان هنر در رفتاری که از او کمتر دیده شده، مانند یک ماشین اتهامزنی، از این رســانه به آن رسانه در حال مصاحبه است. دیــروز به یک خبرگزاری گفته اســتنادش برای این گفتهها، نوشــتههای چند سایت است... . فقط باید به خدا پناه برد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.