تقریبا هیچ

Shargh - - سیاست - احمد طالبینژاد

عکس ســلفی گرفتن نماینــدگان مجلس با فدریــکا موگرینی، بهویــژه رفتار نماینده شــیراز بــا آن میزانســن عجیب، ایــن روزهــا در فضای واقعی و مجازی غوغایی بــه پا کرده و به عنوان نشــانهای از کاســتیهای فرهنگی و نمونهای از خودتحقیری مطرح اســت. اگرچه ممکن اســت برخی سیاســیون بخواهند از این اشــتباه تاریخی برای کوبیدن رقبایشــان در عرصه سیاســت بهره بگیرنــد و برخی هــم بههمیندلیل مایل باشــند زود، تند و سریع این اتفاق را ماستمالی کنند، ولی بهگمانم این از آن جمله اتفاقهایی است که باید از زوایای مختلف مورد بازبینی و تحلیل قرار گیرد و اجازه ندهیم به بوته فراموشی سپرده شود. این عکسهــا در حافظه تاریخ خواهد ماند و آیندگان بر مبنایشان ما و دوران ما را قضاوت خواهند کرد. عذرخواهی زبانی نماینده شیراز هم دردی را دوا نمیکند. یادم هســت یکی از نمایندگان مجلس اول که همــراه با یک هیئــت پارلمانی در همان ســالهای نخســت انقلاب به کوبا رفته بود، در سفرنامهاش دراینباره نوشته بود که وقتی دیدار رسمی با فیدل کاسترو، رهبر وقت کوبا، تمام شد، خیلیها به ســوی او شتافتند تا عکس مشترک و امضــا بگیرند و من هم چنین کردم؛ اما در فاصله چندقدمی او ناگهان ایســتادم و با خود فکر کردم خب این همان شــخصیتی اســت کــه در دوران دانشجویی مدتی جزء دو، سه الگوی مبارزاتی ما در آن زمان بود. ولی الان من نماینده مردم هستم و حــق ندارم به وکالت از آنهــا، از فردی که با او همعقیده هم نیستم، امضا بگیرم. این بود که قلم و دفتر را گذاشتم در جیبم و فقط با او دست دادم )نقل به مضمــون(. خب البته آن نماینده بعدها به وزارت هم رســید و از جمله آدمهای باســواد این مملکت در آن زمان. حالا این را داشته باشید تا روایت دیگری را خدمتتان عرض کنم. دوستی میگفت که یک روز مانده به مراســم تحلیف، با نماینده شهرشان که عازم تهران بوده تا در مراسم شرکت کند، همســفر بوده و در طول راه بسیار با هــم حــرف زدهاند و بحــث و جدل داشــتهاند. دوســت ما متوجه میشــود که ایــن نماینده، در هیــچ زمینــهای حتی اوضــاع سیاســی ایران و جهــان؛ تقریبا اطلاعاتی ندارد. وقتی با شــگفتی دوســت ما روبهرو میشــود، میگوید: «تازه من خوب خوبه هستم». خب، این میتواند هشداری باشــد هم به سیاستمداران و هم به آحاد مردم که گاه از ســر ناچــاری به کســانی رأی میدهند که بود و نبودشــان در مجلس فرقــی نمیکند. مگر یادمان رفته که یکــی از هنرمندان بهعنوان نماینده مردم تهران چهار سال بر مسند نمایندگی نشســت و حاصل حضــورش تقریبا هیــچ بود. یــک نمونه از اقدامــات هنــری و فرهنگی او در طــول و عرض این چهار ســال را مثال بیاورید. او بــه جای نمایندگی، فیلمش را ســاخت. البته در میان نمایندگان گاه کســانی هم مثل صادقی پیدا میشوند که شهامت و سواد کافی برای نمایندگی مردم را دارند. ولی چه باید کرد از دســت کساني که آن لحظه را در تاریــخ مجلس ایران آفریدند. اصلا میشود از آن جمعی که دور خانم موگرینی حلقه زدهاند، پرســید این عکسها را میخواهید بــه چه کســی نشــان دهیــد؟ بــه اهلوعیال و فکوفامیــل یا به موکلانتان تــا در دوره بعد هم به شــما رأی دهنــد. از نمایندگانی که ســوار بر مــوج اصلاحات راهی مجلس شــدند و وقتی بر کرســیها نشستند یادشــان رفت که چرا و از چه مسیری به این جایگاه هدایت شدند، توقعی بیش از این هم نمیتوان داشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.