راه پرفرازونشيبم

و شکل مناسب بخشد. مسلما برخي گروهها و طبقات اجتماعي براي پذیرفتن عقاید نوین انقلابي واجد زمینه فکري آمادهتري بودهاند. شباهتها و تفاوتهاي مشروطهطلبي

Shargh - - سياس - ضيا مصباح

بازتعریف دقیق رخدادهاي تاریخي در همه جوامع، امري نســبي اســت. ضمنا پرداختن به متن و حواشي رویدادها با توجه به اعتقاد اصولي و اشــراف محقق و نویسنده بر ماوقع، ناشي از ضرورتي است که تحلیلهــاي جهتدار و ســازمانیافته حقیقــت حرکت را لوث ميکند. مرور و بررســي مکرر و چندباره ماوقع بهصورت پژوهشــي - علمــي و گاه انتقــادي و بههرحال مقرون بــه حقیقت، از تحولي اجتماعي، سیاســي و فرهنگي که با تفاســیري در مسیر انکار حقایق مواجه شــده، نشــئت ميگیرد. تبدیل کودتاي 28 مــرداد به انقلاب مردمــي و متهمکردن دکتر مصدق به اســتفاده از پوپولیســم در آن زمــان، امروز هم در تیراژ انبوه با امکانــات عظیم در اختیار یک تفکر خاص، بــراي دگرگون جلوهدادن حقیقت همچنان دنبال ميشــود. نــگاه بيطرفانه به رخدادها، ضرورت کاوشــي مســتند و حقیقي از چگونگي تاریخ معاصر را دوچندان ميکند. تکنولوژي وســیع وسایل ارتبــاط جمعي هم مانــع مصادره تاریخ هســتند. مردادماه، با پروژه مشروطهخواهي ایرانیان پیوند خورده است. انقلاب مشروطیت ایران نظیر دیگر انقلابهاي عمده سیاســي در نتیجه نوعي تغییر حالت و روحیه در افراد مملکت، به وقوع پیوســت. به عبارت دیگر یک عمل دستهجمعي بود که در آن تعداد زیادي از افراد، بالاخص افراد طبقه مؤثر جامعه ســهمي اساسي داشــتند. این حرکت و جنبش عمومي ثمره ســیر تکویني بطئي و طولاني بود که باید ریشــه آن را از اواخر دوران صفویه جســتوجو کرد زیرا انقلاب مشروطیت ایران منتج از نهضت فکري و تحول اجتماعي ریشهداري بود که داراي دوقرنونیم ســابقه است؛ یعني از آن هنگام که رونق کار، صنعت و تجارت رو به کاهش نهاد و بهتدریج قدرت صنعتي، نظامي و سیاســي ایرانیان در برابر اقتصاد و تمدن توانمند و شــکوفاي اروپایي به ســوي انحطاط گرایید و ایرانیان در آن شــرایط با اعجاب چشــم امید به مغربزمین دوختنــد. بــا تحلیلي کــه از عوامــل، نتایــج و پیامدهــاي جنبش مشــروطهخواهي ایرانیان ميتوان ارائه داد، اینکه این حرکت فراگیر و همهجانبه تحولاتي عمیق و گسترده در جامعه ایراني برجاي نهاد؛ تحولاتي که تاریخ معاصر ایــران هیچگاه از دامنه تأثیرات آنها برکنار نبود. مجموعه حوادثي که منجر به ظهور و تکوین مشروطیت ایران شــد شاخص دوران نو در تاریخ ایران است. همچنان که «رنسانس»، در جوامع غربي آغاز ایام جدید به شــمار ميرود، به قســمي که پنج قرن پس از آن، فلسفه و طرز زیستي که زاده «رنسانس» بود، در اروپا و آمریــکا ضامن تعمیم عدالت اجتماعي و گســترش آزادي به نحو عمیق در سایه قوانیني که موجد مساوات حقوق تمامي افراد جامعه است و برخورداري از تنعمات مادي تمدن ماشیني شد. چرا مشروطهخواهي؟ ميتــوان گفــت برخــي از هدفها پس از 111 ســال کــه از آغاز مشــروطیت ميگذرد، جامعه ایران هنوز به آنها نائل نشده و بعضي در نتیجه تحولات به صورت دیگري حاصل شده است. درباره انقلاب مشــروطیت ایران که از مهمترین حوادث اجتماعي کشور ما به شمار ميرود، تألیفات و تتبعات زیادي به وسیله محققان و مورخان ایراني و خارجي انجام یافته که اغلب نوشته کساني است که از روي اعتقاد و ایمان در عین بيغرضي )خود( شاهد صدیق بودهاند. از زمان جنگ با پرتغاليها که سرداران صفویه به قدرت نظامي اروپاییان پي بردند، برتــري صنعتي و فني اروپاییان براي مردم متفکر و صاحبنظر امري محرز شــد، ولي نفوذ سنن و عادات گذشته از موانع عمده تغییر مسیر بود. تبدیل سلسلههاي سلاطین از صفویه به افشاریه، زندیه و قاجاریه فقط چهره حکام را تغییر ميداد بدون اینکه نظام اقتصادي و فلسفه زندگي اجتماعي دگرگون شود. ولي در عین حال نظیر هر تغییر آشکار سیاســي، مبین یک سلســلهتغییرات نامرئي اجتماعي یعني حاکي از بروز تشــنجی عمیق در وضع زندگي جامعه بــود که از اواخر دوران صفویه شروع شــد. به علت درهمریختن زیربناي اقتصادي مملکت فقط تعادلي که به دست آمد پس از جنگهاي فتحعليشاه با روسیه بود که باید آن را آخرین هیجان و تلاش دانست که بدل به یأسي عمیق شــد و از آن به بعد داعیهها فروکش کرد و کشور ما از نظر اقتصادي به حالت وابســته تغییر وضع داد. در دوران قاجاریه تعادلي به وجود آمد ولي در سطحي پایینتر از گذشته بود و جنگهاي فتحعليشاه با روسیه و شکســتهاي پيدرپي ضربه مؤثري به سیستم معتقدات و هیمنه قدرت واهي زد و از آن به بعد اذهان دوراندیشــان واقعبین راه چاره را پیروي از طریق تدابیر فني، سیاســي و اقتصاد غریبان دانستند. کشورگشــایي و دلاوري نادرشاه، مملکتداري و تدبیر کریمخان زند و رفتار تند آقامحمدخان دیگر قادر نبود که تعادل اقتصادي و اجتماعي دوران صفویه را بازگرداند. ابتدا قائممقام مشــاور مدبر عباسمیرزا با اعزام جوانان مســتعد به فرنگستان و ســپس میرزاتقيخان امیرکبیر با شــروع اصلاحات عمیقي که همه شئون لشکري و کشوري را دربر گرفت خاصه با تأســیس دارالفنون سبب شــدند علوم و فنون غربي اشــاعه یافته و تماس بلاانقطاع با تمــدن و زندگي ملل مترقي برقرار شود. انتشــار روزنامه وقایعاتفاقیه به وسیله امیرکبیر و چاپ و انتشار کتب و جزواتي که ترجمه آثــار متفکران غربي بود، بهتدریج موجب آگاهي بیشتر افراد مملکت از کموکیف پیشرفتهاي ملل اروپایي شد. نویسندگان متعددي از میان دانشمند ان زمان و حتي اشراف ناراضي برخاســتند که در زمینه آشــناکردن ایرانیان با پیشــرفتهاي علمي، صنعتي و نهضتهاي فکري به صورت نخســتین مبشران و منادیان تمدن اروپایي درآمدند و با نشــر جزوات متعــدد افکار و عقاید جدید را درباره شــئون گوناگــون زندگي اجتماعي اشــاعه دادند و انتقادات طنزآمیز آنها در شکســتن ســاختمان فکــري کهنــه و درهمکوفتن معتقدات رجال و درباریان پرادعا و کممایه اثري عمیق داشــت. آنان بــا الهام از افکار ژان ژاک روســو، منتســکیو و ولتر عقایــد مربوط به حاکمیــت ملي و حکومت قانون و آزادي را تبلیغ کردند. از آن جمله ملکمخان که با شناســایي کامل تمدن اروپایي افــکار وي تحتتأثیر نهضت فکري سنســیمون کــه مبتني بر توأمکردن فن کشــورداري نوین با پیشــرفتهاي علمي و صنعتي بود، قرار گرفت. از مطالعات و مقالاتي که در زمینه مســائل گوناگون اجتماعي منتشر شد نظریههاي مربوط به تجدید سازمان اقتصادي و اجتماعي کشور و اشاراتي درباره اهمیت کار علماي اقتصادي، مدیران و متخصصان قابل توجه است. تأکید ملکم بر اینکه کشور ما براي تجدید عظمت گذشته به «کارخانه آدمسازي صحیح احتیاج دارد،» نشان ميدهد وي با اصول و مبادي نهضت فکري سنســیمون آشــنایي داشته اســت، زیرا هنگامي که ملکمخان دوران نوجواني را در مدارس فرانسه ميگذرانید مصادف با غلیان افکار سیاسي و اجتماعي سالهاي قبل از انقلاب در کشورهاي اروپایي بود و در این زمان افکار ســن ســیمون در میان روشــنفکران فرانسه طرفداران بسیاري داشت و همچنین حکیم فرانسوي آگوست کنت پایهگذار جامعهشناسي که مؤسس فلسفه تحصلي )تحققي( و مبشر مذهب انســانیت بود، تجددخواهي و آزاديطلبي را ممزوج با عشــق و اعتقاد به انسانیت ترویج ميکرد. اینگونه افکار افق وسیع و پهناوري در مقابل دنیاي تنگ و بســته رجال دربار قاجار و گروههایی که بر اثر عقبماندن از پیشــرفت علوم با تعصب فراوان در حفظ آن ميکوشــیدند، ميگشــود. به این نحو مقالات و نوشــتههاي ملکم و سپس انتشار روزنامه قانون که به همت وي در 16 سال قبل از انقلاب مشروطیت در لندن تأسیس شــد و همچنین روزنامه عروهالوثقي که به وسیله سیدجمالالدین اســدآبادي و با همکاري شیخمحمد عبده رجل انقلابي مصر در پاریس انتشار ميیافت و روزنامه ثریا که با بیاني تند و مؤثر به وسیله محمدعليخان شیباني )معروف به پرورش( در قاهره مبلغ افکار جدید بود و حبلالمتین کلکته و کتب و تألیفات دیگر ایرانیان از قبیل عبدالرحیم طالبوف در قفقاز و میرزاآقاخان کرماني در استانبول سبب شد که افکار جدید از هر سو به داخل ایران رسوخ یابد و به تمایلات و انگیزههاي گروهها و طبقاتي که داراي زمینه مســتعد و مشتاق تغییر و دگرگوني نظام اجتماعي و اداري کشور بودند، قالب انقلاب مشــروطیت ایــران را نميتوان از جمیــع جهات انقلابي بورژوازي دانست زیرا در آن زمان هنوز وضع اقتصادي ایران به پایهاي نرســیده بود تا طبقهاي نظیر بورژوازي کشورهاي اروپایي که عامل و هادي انقلابهاي سیاســي قــرون 18 و 19 بود، به وجود آید. مداقه در تاریخ اقتصادي و اجتماعي قرن گذشته ایران، وجود دستهجات و گروههایي را معلوم مــيدارد که از جهاتي داراي برخي خصوصیات اجتماعي هستند که تا حدي با بورژوازي اروپا در قرن بعد از رنسانس قابل قیاس اســت. در مقابل فئودالیته در اروپا که قرنها حاکمیت و قدرت خود را در روســتاها مستقر کرده بود، طبقه بورژوازي بهتدریج از ســوداگران و صنعتگران در شــهرها به وجود آمد و این طبقه که اســاس قدرتش برخلاف فئودالیته، متکي بر علم، صنعت و تجارت بــود، طالب اســلوب اقتصاد متحــرک و لغو امتیــازات فئودالها و برقراري نظام اجتماعي که تأمین منافع گروههاي وســیعتري را دربر ميگیرد، بود. در ایران مالکان بزرگ به علت خشکي هوا و دوربودن دهــات از یکدیگر بر عکس فئودالهاي اروپایــي که حاصلخیزبودن زمین امکان اســتقرار در منطقه محدودي را به آنها ميداد، ناگزیر به بســط قدرت خود در مناطق وســیعي بودند که دامنه آن به شهرها کشــیده ميشــد و اکثر مالکان به منظور نظارت بر این مناطق وسیع، به ویژه راهها به صورت ســران ایالات و عشــایر درآمده، در شــهر و ده صاحــب نفوذ اصلي بوده و در صــورت ضعف دولت مرکزي این نفوذ بــه حکومت بدل ميشــد. در روزگار صفویه صنعت و تجارت رونق داشت و هنوز مصنوعات ایراني مقهور کالاهاي ماشیني اروپایي نشــده بود. سلاطین این سلســله به منظور حصول منافعي که از راه صنعت و تجارت عاید دســتگاه دولتي ميشــد در بسط تأمین راهها ميکوشــیدند ولي از اواخــر دوران صفویه به علــت فقر و انحطاط صنایــع و تجارت، بهتدریج نفوذهاي محلي قــدرت خود را بازیافتند و تجــار و صنعتگــران در مقابل مالکان و حــکام محلي به طبقهاي زیردســت بدل شــدند. این طبقه که همچنان رؤیــاي دوران طلایي صفویان را در ســر ميپروراند، از اواســط دوران قاجاریه کوششي از نــو آغاز کرد، ولی به دلایل اقتصادي )ضعف تکنولوژي( و سیاســي )امتیــازات دولتهاي خارجي( و اجتماعــي )نفوذ و قدرت مالکان( موفق به تجدید رونق و احیاي صنعت و تجارت گذشــته نشد. دولت

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.