وزارت خناجاربریجانهص چمعگاووننعربه بآاف سیپوزاارهتخقارجده،س هوماشرقهنتشریحگ میکند

Shargh - - ديپلماسي -

از حضورتــان در معاونــت عربــی و آفریقای وزارت خارجه یک سال میگذرد. همان زمان برخی گمانهها مطرح شــد که با این تغییر چهره قرار است تغییر رویکردی سیاســت منطقهای انجام شود. به نظر شــما تغییر چهره توانســت تغییری در فضای منطقه و آن چیزی که جمهوری اسلامی ایران دنبال میکند، ایجاد کند یا نه؟

در سیاســت و روابط بینالملل همیشــه یک بحثی وجــود دارد که نقــش افراد چقدر اســت؟ این یکی از مباحث درســی روابط بینالملل اســت، بــدون تردید افراد نقش دارند، اما حد آن و میزان تأثیرگذاری عوامل دیگر محل بحث است. واقعیت این است که مناسبات موجــود در منطقــه، به معنای وضعیــت عمومی که هســت الزاما با آمدورفت اشخاص تغییر نمیکند، مثلا وضعیت بحران جاری در منطقه در تعداد قابلتوجهی از کشورها و در فضای بین کشورها، یعنی هم در درون کشــورها و هم در روابط بین کشورها مبتنی بر سلسله عوامل و زمینههایی است که قاعدتا با آمدورفت افراد، تغییر و تحول معناداری در آن اتفاق نمیافتد.

از بعــد درونی باید گفت که رویکردهای سیاســت خارجــی کشــور در حوزههــای مختلــف بــه معنای سیاســتهای کلان از نوعی اســتمرار برخوردار است. در تمام دوران بعد از انقلاب اسلامی برخی از مفاهیم عمومی حاکم بر سیاســت خارجی کشــور، ثابت باقی مانده که جزء این نگاههای کلان و اصول کلی سیاست خارجی است؛ اما در تطبیق عملی این اصول و انطباق آن بــا موضوعات و اجتهــاد در موضوعات و شــرایط زمانی و مکانی متفاوت مبتنیبر برنامههای دولتها و مبتنی بر نقشآفرینی افرادی که مسئولیتها را برعهده داشــتند، همــواره تفاوتها و تمایزهــای قابلتوجهی وجود داشته است.

بنابراین در بســتر چنین وضعیتی باید سؤال شما را مــورد توجه قــرار داد. از یک نظــر در منطقه پیرامونی ایران و در جهان عرب، بههمریختگی موجود اســت که در افــق قابل پیشبینی همچنان وجــود دارد، قاعدتا و طبیعتــا افراد نمیتوانند نقش عصای ســحرآمیز برای تغییــر در محیــط پیرامونی ایفا کننــد. تغییر در محیط پیرامونــی منوط به عوامل واقعی دیگری اســت که در سطح منطقه پیرامونی ما، در درون کشورها و در روابط بین کشــورهای منطقه وجــود دارد. از زاویه بیرونی و درونی چارچوبهای کلی و اصول کلی نگاه ما نســبت به منطقه و جهان از استمرار و ثبات برخوردار است، اما انطباق آنها با شــرایط زمان و مکان همواره با تحولات و مســائلی مواجه بوده است. از این کلیات که بگذریم، نکتــهای که از نگاه مــن باید مبنــای عملکردمان قرار گیرد، آن اســت که همواره معتقد بودم خطاب سیاسی ما نیاز به اصلاح دارد، در سیاســت منطقهای، تأکید بر برخــی از عناصر باید کاهش پیدا کنــد و تأکید بر برخی عناصر جایگزین دیگر باید افزایش پیدا کند، این در سطح خِطاب و گفتمان سیاســت خارجــی منطقهای ما بوده است. در ســطح اجرا نیز معتقد به تطبیق اصول کلی سیاســت خارجی با مســائل و موضوعات با اجتهادات نو در چارچوب اصول و رویکردهای کلان کشــور بودم. اگــر بخواهیم اینها را با وضعیــت جاری انطباق دهیم، مثلا یکــی از ابعــاد کمتر مــورد توجــه قرارگرفته در گفتمان سیاســت خارجی گذشــته مــا و همینطور در اجرا، بُعد انســانی موضوعات بود. جمهوری اســلامی ایران براســاس اصول و مبانی خودش نمیتواند نسبت به مسائل انسانی بیتوجه باشــد، بُعدی از رویاروییها و بحرانهای جاری در منطقه، بُعد انســانی آن است و فاجعه انســانی بزرگی در جریان اســت. بنابراین ما هم در خطاب و گفتمان سیاســیمان نیازمنــد تأکید بر این عنصر از عناصر معنایی و اصول سیاســت خارجیمان بودیم. در این دوره ســعی شــد که این عنصر برجسته شود و در اجرا هم، بروز پیدا کند. یکی از چارچوبهای اقدامات ما در این دوره در ارتباط با بحران سوریه و دیگر بحرانهای جاری در منطقه، توجه به بُعد انسانی است، تا هرچه زودتر زمینههای کمــک به پایان این بحرانها فراهم شود. یعنی میزان فاجعه انسانی کاهش پیدا کند از هــر اقدامی که منجر به کاهش تنــش و درگیری در مناطق مســکونیترِ نقاط بحرانی منطقه شود، حمایت میکنیم. این نکته در چارچوب اصول ما میگنجد و در گفتمان سیاســت خارجی ما هم بایــد بازتاب پیدا کند. بنابراین در ابعادی مثل بُعد انســانی منازعات سیاسی جاری در منطقه ما معتقد بودیم نیاز به اجتهادهای نو داریم و نیاز به توجهات نوتر و براســاس این چارچوب و استنباطی که از اصول کلی سیاست خارجی جمهوری اســلامی داشــتم و عناصر معنابخش آنچه جمهوری اسلامی ایران نامیده میشــود و همینطور برنامههای دولت و وزارت امور خارجه در دوره فعلی، اجتهادهایی انجام دادم و در این مسیر حرکت کردم.

نشست آســتانه بهعنوان فرصتی که معارضان، روسیه و ترکیه را پای میز مذاکره کشانده، میتواند از دستاوردهای این تغییر رویکرد ایران باشد؟

مــن البته نامش را تغییر رویکرد نمیگذارم. به این نکته اشــاره کردم که رویکردهای کلان ما ثابت است، امــا انطباق آنها با موارد عملی میتواند با اجتهادهای نو همراه باشــد. این نکته در دولــت یازدهم از ابتدا در وزارت امور خارجه مورد توجه بود و از ســوی شخص وزیر امور خارجه و در این دوره بیش از یکســاله اخیر در معاونت هم به طور ویژهتری مورد توجه قرار گرفت. با همین نگاه در چند ســال گذشــته آقای دکتر ظریف نقشآفرینی خاص خودشــان و ایــران را در چارچوب نشســت بینالمللی سوریه ایفا کردند و درواقع ایران را به یــک بازیگر مورد توجه در روند حل بحران ســوریه تبدیــل کردند. بــا همین اجتهــاد و با همیــن نگاه به عناصری که به آن اشاره کردم، در یک سال گذشته هم

این روند تکامل پیدا کرد و شــکلگیری روند آستانه در همین یک ســال میتواند یکی از نتایــج تداوم این نوع نگاه و جدیترشــدن این نگاه در سیاست منطقهای ما تلقی شود.

پیش از این، پای میز مذاکرهنشستن با معارضان غریب به نظر میرســید. شما بهعنوان مذاکرهکننده ایرانی، آنچه اکنون از معارضان، ترکیه و سیاســتی که دنبال میکند، روســیه و خود دولت بشار اسد در آســتانه میبینید، فکر میکنید افق نشست آستانه چیست؟ در چه بازه زمانی بالاخره آتشبس فراگیر و پایان جنگ را میتوان در سوریه نوید داد؟

موضــوع نگاه بــه معارضه هم یکــی از مثالهای برجستهای است که بحث قبلی ما را تکمیل میکند.

یعنــی در نگاه ما نســبت به طیــف معارضان تغییری ایجاد شده است؟

در چارچوب کلی، ما از ابتدای بحران ســوریه اعلام کردیم با خواســتهها و مطالبات مشــروع ملت سوریه مانند ملتهای دیگر برای تغییر و اصلاح هیچ مخالفتی نداریم، امــا آنچه مورد مخالفت جمهوری اســلامی ایران اســت، مخالفت با مداخله خارجی برای تحمیل خواســتههای دیگر بر دولت و ملت سوریه و مخالفت با استفاده ابزاری از تروریسم برای تحقق اهداف خاص سیاسی اســت. این دو اصل درواقع دو اصل مورد نفی و طرد ایران بود. اینکه عرض میکنم این اصول کلی را در شرایط زمانی و مکانی با اجتهادهای نو باید با شرایط تطبیق داد، یکی از نمونههایش همین موضوع است.

ما از ابتدا با مطالبات برای تغییر و اصلاح مخالفت نداشــتیم و این را حــق طبیعی بخشهایــی از ملت سوریه میدانســتیم که خواهان تغییر و اصلاح هستند اما با تبدیل این موضوع در قالب دو عنصر دیگر مخالف بودیم؛ در قالب خواســتههای مداخلهگران خارجی در ســطح منطقه و جهان که مسئلهشان مسئله مطالبات مردم ســوریه نبود، مسئلهشــان تسویهحساب مسائل تاریخــی و مبتنی بر منافع خودشــان با دولت ســوریه بود، چون دولت ســوریه در چند دهــه گذشــته در بیتالطاعــه برخــی از قدرتهای منطقهای و بینالمللی نبود و سیاست خاص و مســتقلی را در مسائل مختلف منطقــهای و بینالمللــی دنبال میکرد.

بنابرایــن در چارچوب اصول سیاســت خارجــی منطقــهای جمهــوری اســلامی ایــران و به طور مشخص در ارتباط با بحران سوریه، اقتضا میکند معارضه از تروریستها متمایز شــود. ولی این اجتهاد، تطبیق این اصل کلی با شرایط خاص را باید انجام داد و این کاری اســت که به شــکل بارزتری در دوره اخیر مورد توجه قرار گرفته اســت. البته از ابتدای بحران سوریه هم ما ارتباط بــا برخی از شــخصیتها و گروههای معارضه را در دســتور کار داشــتیم، اما در قالب آستانه این بروزِ بیشتر و بهتر و برجستهتری پیدا میکند؛ به این معنا که ایران وقتی در چارچوب آســتانه در کنار روسیه و ترکیه و در کنار هیئتهای دولت ســوریه و معارضه ســوریه مینشــیند، درواقع به این معناست که وجود معارضه سوریه را به شــکل ضمنی، به رسمیت شناخته است، البتــه متقابلا همین اســت که وقتی معارضه ســوریه با هیئــت دولت ســوریه و هیئتهای ایران و روســیه مینشــیند، یعنی پذیرفته که طرفهــای دیگری هم در جریان مؤثر هســتند. این اتفاقی اســت که در قالب آســتانه افتاده و اگــر بخواهیم به ســمت حل بحران ســوریه حرکــت کنیم و به ســمت پایــاندادن به این وضعیت نظامی و جنگ داخلی که در سوریه در جریان است، برویم، هیچ راهی جز این نیست که یک سیاست جامع و همهجانبه مورد نظر باشــد. بــه همان میزان که اســتفاده ابزاری از تروریسم باید نفی و طرد شود و مبارزه مؤثر با گروههای تروریســتی در دستور کار باشد، افق سیاســی هم باید برای نیروهای سیاسی که درگیر این منازعه هستند گشوده شود تا این امکان فراهم شود کــه درحقیقت با اقدامات لازم برای خروج از وضعیت جنگی و رویارویی همهجانبه فراهم شــود. یعنی اینها

باید بــه موازات هم مورد توجه قــرار گیرد و این کاری است که در قالب آستانه در حال انجام است.

آســتانه به لحــاظ بازیگران مؤثــر بیرونی متضمن این مفهوم اســت که ایران و روســیه بــا ترکیه که در دو جبهه روبهروی هم قــرار میگرفتند، میپذیرند در صحنه تحولات ســوریه، کنار هم قرار گیرند و به دنبال راهحلی برای این بحران باشند. این یک تحول در سطح بازیگران مؤثر بیرونی اســت. نشست آستانه در سطح بازیگران درونســوری نیز متضمن یک تحول اساســی اســت و آن هم این است که دولت سوریه میپذیرد با هیئت معارض ســوریه دور یک میز بنشیند و در قالب یک کنفرانس مشــارکت کند و متقابلا هیئت معارضه ســوریه هم میپذیرد با دولتی که تا پیش از آستانه به دنبال ســرنگونیاش بود، برای وصــول به یک راهحل دور یــک میز بنشــیند. ایــن ویژگی اساســی کنفرانس آســتانه اســت و هیچ راهی جز این در سوریه نیست. برای جنگیدن میشود تنها جنگید، اما برای صلح باید حداکثر بازیگران مؤثر در کنار هم قرار گیرند والا صلحی در افق نخواهد بود.

اخیــرا دیداری با آقای بشــار اســد و برخی از مقامات ســوریه داشــتید، هدف دیدارتان با آقای بشار اسد چه بود؟ شما حامل چه پیامی بودید؟

دیدارهای دورهای که از سوریه دارم برای تبادلنظر در ارتباط با آخرین تحولات جاری اســت و مواردی که نیاز به رایزنی و نزدیکشدن مواضع به یکدیگر احساس میشود. به طور طبیعی در این دیدارها کمیته سیاسی را برگــزار و با قائممقام وزیر خارجه ســوریه جزئیات را بررســی میکنیم و مســائل کلان و اساسی را هم در ملاقاتی که با آقای بشار اســد داریم، مطرح میکنیم. ایــن دور هم با آقای ولید معلم، وزیر خارجه ســوریه، نخســتوزیر و برخی مقامات ســوریه ملاقات داشتم. در این دیدار هم ما آخرین وضعیت تحولات آســتانه و ژنو را به لحاظ سیاسی مرور کردیم و همینطور برخی مسائل، سؤالات و ابهاماتی که مطرح بود، مورد تبادل قــرار گرفت و همینطــور آخرین وضعیــت میدانــی و تحــولات موجود در صحنه ســوریه را هم مرور کردیم. این دیدارها فرصتی است برای مرور آخرین وضعیت و نزدیکی مواضع دو کشور.

در ســوریه و عراق بــه غیر از وزارت خارجه، سپاه قدس نقش فعالی دارد. به نظر میرسد پیش از شــما آقــای امیرعبداللهیــان نقــش هماهنگکننــده بــا این نیــرو را برعهــده داشــت. الان این هماهنگی را شــما انجام میدهید؟ وقتی شما پیش آقای اســد میروید، شــما نماینده جمهوری اسلامی ایران هستید یا ســپاه قدس هم دیدارها و هماهنگیهای مشابهی را دارد؟

در همه کشــورها نهادهای مختلفی در سیاســت خارجی تأثیرگذار هســتند، ایران هم اســتثنا نیســت. برخــی از نهادها در مســیر عملی سیاســت خارجی، تأثیرگــذاری خودشــان را دارند اما بــرای اینکه بتوان یک سیاســت معنــادار و هدفمند را دنبــال کرد، در برخی از قالبها بایــد هماهنگی صورت بگیرد. اصل طبیعی این اســت که این هماهنگی در قالب راهبرد کلان کشــور و نهادهای جامع ملی که همه نهادهای کشــور را در دل خودشــان جای دادند، صورت گیرد. بنابراین در مســائل منطقهای یک اصــول کلی و یک راهبرد کشــوری داریم و نهاد جامعی به نام شــورای عالــی امنیت ملی داریم که همــه این نهادهای مؤثر در مسائل سیاست خارجی به شمول وزارت خارجه و دیگر نهادهایی که شما نام بردید، در قالب آن شورا در کنار همدیگر قرار میگیرند.

به طور طبیعی در ســطح مسائل اجرائیتر، شخص وزیر خارجه و مســئولان نهادهای دیگــر و همینطور معاونان ذیربط در مسائل ریزتر دائما این هماهنگیها و ارتباطــات را دارند. این یک امر روزمره اســت یعنی هیچ روزی نیست که ارتباط و هماهنگی بین نهادهای مؤثــر در سیاســت خارجــی وجود نداشــته باشــد و بههیچوجه این مســئله مربوط به افراد نیســت. یعنی یک فرد ویژگــی منحصربهفردی در ایــن زمینه ندارد، فــرد در جایگاهی کــه قرار میگیرد معنــا پیدا میکند از ایــن لحاظ و به اقتضای جایگاهی کــه دارد، باید در جزئی از هماهنگیهــا نقشآفرینی کند و این طبیعت معاونت عربــی و آفریقای وزارت امور خارجه اســت. به دلیل تداخل با مســائل منطقهای بــه طور طبیعی این هماهنگیها و ارتباطات بــا نهادهای دیگر بهطور روزمره است.

از آغــاز ماجــرای تحریم قطر از ســوی برخی کشورهای عربی دوماهی میگذرد. شما سفر کوتاهی به قطر داشتید و گفتید پیام شفاهی رئیسجمهوری را به قطر منتقل کردید، توضیح بیشــتری درباره آن ندادید. قرار اســت محرمانه باقی بماند یا میتوانید بگویید در ملاقات شما با مقامات قطر چه گذشت؟

مــا در قالب موضعگیری اولیه کــه در مورد بحران قطــر انجام دادیم، نگاه و رویکردمان را نســبت به این بحران اعــلام کردیم. در ســفری هم که مــن به قطر داشــتم و دیداری که با مقامات این کشــور انجام شد، در قالب سیاســت کشور، گفتوگوهایی با طرف قطری انجام شــد. ما در چارچوب اصول سیاست خارجیمان با بحران قطر یا با بحرانهای دیگر مواجه میشــویم، نــگاه لحظــهای و مرحلــهای کوتاهمدت نســبت به حــوادث نداریم. صراحتا به مقامــات قطر گفتم که ما بههیچوجــه به دنبال ریختن بنزیــن بر آتش اختلافات شما با همسایگان نیستیم.

این پیام آقای رئیسجمهور بود؟

من موضع ایــران را منتقل کردم، ما بههیچوجه به دنبال فرصتطلبی و اســتفاده لحظــهای و مرحلهای از این بحران نیســتیم. ما در قالب اصول کلی سیاست خارجــی و سیاســت منطقهایمــان عمــل میکنیم همانگونه که با بحران کویت بعد از اشــغال به وسیله عراق مواجه شدیم. ما با تلاش عربستان سعودی برای اِعمــالِ هژمونی و ســلطهطلبی و ســیطرهخواهی بر کشورهای همســایه مخالف هستیم. این اصل سیاست خارجی ماست. ایران به دنبال هژمونی بر همسایگانش نیســت و به طور طبیعی با اینکه یکی از همســایگان بخواهد بر دیگر همســایگان سیطره و سلطه پیدا کند، همراهــی نخواهد کرد. ما با اینکه یکی از بازیگران، هر کشوری که باشد، دنبال ســلطه باشد، مخالفت صریح داریــم. درعینحال بههیچوجه از تشــدید درگیریها و اضافهشــدن مشکلات بر مشــکلات موجود در منطقه هم خوشحال نیســتیم و از آن استقبال نمیکنیم برای اینکه معتقدیم محیطــی که ما در آن زندگی میکنیم، کوچک اســت و بالارفتن درگیریهــا حتي بین دیگران که شــما در آن حضور مســتقیم ندارید، بر شــما هم منعکس خواهد شد. نمیشــود در محیط پر از بحران و درگیری، کشــوری متأثر نشود. بنابراین ما در مواجهه با بحران قطر درعینحال که به دنبال تشــدید درگیری و اضافهشــدن مشکلات نیســتیم و معتقد هستیم باید با گفتوگــوی مســالمتآمیز و رودررو بین طرفهای اختــلاف، این منازعــه حلوفصل یا حداقــل مدیریت شــود، درعینحال بهصراحت با اِعمال سیاست مبتنی بــر هژمونیطلبــی از ســوی یکــی از همســایگان بر همسایگان دیگر مخالف هستیم و معتقدیم استقلال و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی همه کشورهای منطقه باید محترم شــمرده شــود- تمام بازیگران دیگر- این چارچوبهای سیاست ماست و مبتنی بر این چارچوب با بحران قطر و عربســتان هم تعامل کردیم و دیدار من هم در قالب این مفاهیمی که اشاره کردم، انجام شد و گفتوگوهایی با طرفهای قطری داشتیم.

گفتید پیامی از ســوی رئیسجمهــوری به قطر بردیــد، پیام شــفاهی! اینکــه میفرمایید مواضع جمهوری اسلامی است که از ســوی شما به عنوان سخنگو و آقای وزیر بارها اعلام شده.

پیــام رئیسجمهــوری هم در همین قالب اســت، مواضــع مــا مبتنی بر نظــرات آقــای رئیسجمهور و تصمیمات نهادهای حاکمیتی کشور است و پیام آقای رئیسجمهور هم در همین قالب منتقل شد.

در همین مدت کویت دســت به کاهش تعداد دیپلماتهای ایران زد. شــما دربــاره این موضوع ســکوت کردیــد. میدانیم که کویــت ویژگیهای خاص خودش را دارد؛ یک نــوع محافظهکاری در سیاســت خارجهاش وجــود دارد. ولی حتما بحث هژمونی عربستان و تلاشــش برای نفوذ بر دیگران به ضرر ایران، اینجا هم خودش را نشــان داده. اما کویت تا چنــد ماه پیش میخواســت میانجی بین ایران و عربســتان باشد، ولی الان دست به کاهش تعــداد دیپلماتهای ایران زده، عــلاوه بر این، از یکســالونیم پیش که ماجرای ســفارت عربستان پیش آمد، کویت سفیرش را فراخوانده و رابطهاش را با ایــران در حد کاردار تنــزل داد ما چه اصراری داریم که در این شرایط سفیر بماند؟

اصــل در روابط با کشــورهایی که در ســطح کامل روابط سیاسی و دیپلماتیک دارند، حضور سفرا بهعنوان رؤسای نمایندگیهاست، بنابراین این قاعده باید بهطور طبیعی اجرا شــود مگر تبصرهای بر آن وجود داشــته باشد که حتما باید اعمال شود.

ولی آنها رابطهشان را با ما کاهش دادند.

رابطه کاهش پیدا نکرده.

سطح رابطه؟

خیر، ســطح روابط بین ایران و کویــت روابط کامل سیاسی و دیپلماتیک است و هیچ تغییری در آن ایجاد نشده نه از طرف کویت و نه از طرف ایران، فقط برخی از کشــورها به طور موقت سُفرایشــان را برای مشورت فراخواندند که کویت جزء آن چند کشــور اســت، ولی تغییری در سطح روابط داده نشده است.

ادامه در صفحه 7

زینب اسماعیلی: حســین جابریانصاری آنقدر سخنور است که بهسختی میتوان بهعنوان خبرنگار، کلامش را قطع کرد و ســؤال بعدی را پرسید، کلمات انتخابیاش هم بیش از اینکه به دیپلماتها و سیاسیون نزدیک باشد، به لحن فلاسفه و خطبا شبیه اســت. معاون عربی وزیر خارجه است و خرداد سال گذشته از تریبون سخنگویی جدا و به این ســمت منصوب شد، اگرچه سخنگویی کوتاه اما موفقی داشــت. حوزه عربی و کار در این بخش را هم خوب میشناســد؛ سفیر ایران در لیبی و رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه وزارت خارجه بوده. با رفتن حسین امیرعبداللهیان، معاون پیشین به مجلس، برخی گمانهها مطرح شد که در رویکرد منطقهای ایران تغییراتی ایجاد میشود. سؤالاتم را از صادقحسین جابریانصاری با گمانهزنیها درباره تغییر رویکرد منطقهای آغاز کردم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.