محبوبیت دموکراسیهای غیرلیبرال

Shargh - - جهان - دنیل گروس* . ترجمه هادي آذري

قدرتگیــري «دموکراســي غیرلیبــرال» در اروپا يكي از آســیبزاترين پديدههــاي دوران ماســت. اين رژيمهــا عموما با محوريت فردی شــكل ميگیرند که از طريق غلبه يا گاهی برچیدن بساط توازنهاي نهادي، قدرت را حول خود متمرکز ميکند. ولاديمیر پوتین در روسیه، رجبطیب اردوغان در ترکیه و ويكتور اوربان در مجارســتان ســه نمونه بــارز از اين پديدهاند. بااينحال، آنچه بیش از همه درخــور توجه و همزمان خطرناک مينمايد، اين اســت که چگونه اين رژيمها توانستهاند حمايت مردمي خود را حفظ کنند. اداره رســانههاي ســنتي از قبیل تلويزيون، راديو و روزنامهها يكي از دلايلي اســت که باعث ميشــود چنین رژيمهايي رأي اکثريت را براي خود حفظ کنند.

روســیه با هدايــت پوتین نمونــه آرماني چنین رويكردي اســت که در آن دولــت معمولا مــازاد بودجه را در اختیــار میگیــرد و آن را در قالب منابع ذخیره ارزي کان انباشــت ميکند. اوربان نیز در مجارســتان همین سیاســتهاي مالي محافظهکارانه را به کار بســته و اردوغان نیز در ترکیه از زمان بهقدرترســیدن، چنین کرده اســت. در نتیجــه بدهي عمومي در تمامي اين ســه کشور پايین يا )مانند مجارستان( رو به کاهش است. در دو کشور از اين سه کشور، اخاف لیبرال اين افراد غیرلیبرال بهدلیل سوقدادن کشــور بهســوي يک بحران مالي، اعتبار و وجاهت خود را از دست دادند و بهاصطاح پیازشان بیخ نكرد.

معالوصــف، اين چهرههاي مقتــدر غیرلیبرال، بنیان و شــالوده اجماع واشــنگتن را پذيرفتهاند؛ يعني پذيرفتهاند که در طولانيمدت سیاستهاي محافظهکارانــه در حوزه اقتصاد کان، عملكــرد اقتصادي بهتري بهدنبال دارد. ايــن مديران در برابر وسوســه اســتفاده از محرکهــاي مالي و پولي کوتاهمدت بهمنظور افزايش محبوبیتشان مقاومت کرده و در عوض براي حفــظ رأي اکثريت، به سیاســتهاي هويتي تكیه ميکننــد. نتیجه و پیامد اين رويكــرد در طولانيمدت، عملكرد اقتصادي نســبتا باثبات و در نتیجه رأيدهندگان راضي بوده اســت. اين مســئله در تضادي شــديد با رويكرد رئیسجمهور فقید ونزوئا، هوگو چاوز، قرار ميگیرد که از طريق هزينهکرد عوايــد افزايش قیمت نفت در قالب برنامههاي اجتماعي ســخاوتمندانه، براي 1۴ ســال چهرهاي محبوب باقي ماند. حال بــا کاهش قیمت جهاني نفت به نصف از ســال 201۴ به بعد و خاليشــدن کیســه دولت و کاهش واردات، خلــف او يعني نیكاس مادورو با يــک بحران اقتصادي و متعاقبا ناآراميهاي اجتماعي مواجه شده است.

بنابرايــن ميتــوان نتیجه گرفت بــراي حفظ موقعیت، سیاســتهاي محافظهکارانــه در بلندمــدت، راهبــرد کارآمدتري محســوب ميشــود. چهرههاي اقتدارگراي غیرلیبرال اروپايي درک کردهاند که اگر دستودلبازي بیش از اندازه، بــه بحران مالي و کمکگرفتن از صنــدوق بینالمللي پول منجر شــود، قدرت آنها به خطر خواهد افتاد. از ديگر ســو، سیاســتهاي محافظهکارانه اقتصاد کان فقط در صورتي کارگر ميافتند که اقتصاد نسبتا آزاد باقــي بماند. تابهحال پوتین و اردوغان نه تنها لحن مليگرايانه خود را کاما با سیاســتهاي حمايت از تولید داخلي همســو و منطبق نكردهاند، بلكه روســیه با هدايت پوتین به سازمان تجارت جهاني WTO() پیوست و اردوغان نیز هیچگاه اتحاديه گمرکي ترکیه با اتحاديه اروپا را زير سؤال نبرده است حتي با اينكه روابط دوجانبه با اتحاديه اروپا از بد هم بدتر شده است.

اما چالشي که اين چهرههاي اقتدارگرا در طولانيمدت با آن مواجهاند، لیبرالنگهداشــتن اقتصاد رژيمهايي بهلحاظ سیاســي غیرلیبرال اســت. با گذشــت زمان، وسوسه براي ســهیمکردن دوســتان و اعضای خانواده در فعالیتهاي اقتصادي بیشتر شده که اين امر به نوبه خود به افزايش فساد دامن ميزند. در چنین شرايطي، ايجاد روابط سیاسي و لابيگري به دغدغه اصلي دولتمردان بدل ميشــود. وقتي چنین وضعیتي پیش ميآيد، رشــد محكوم به فناســت. اين تهديد بلندمدت درحالحاضر در روســیه خود را عیان کرده اســت. پوتین زماني به قدرت رســید که قیمت نفت بعد از يک افت تاريخي، رو به افزايش بود؛ بنابراين تعجبي نداشــت که روســیه رشد چشمگیري را تجريه کند. مديريت کان اقتصادي در دوران شكوفايي قیمت نفت اينقــدر محافظهکارانه بود که به او اجــازه دهد کاهش اخیر قیمت نفت را تاب آورد؛ اما ســه ســال بعد از پايان آن دوره شكوفايي، چشمانداز روســیه چندان روشن نیست. استانداردهاي زندگي کاهش پیدا کرده و نرخ رشــد اقتصادي حدود ۵/1 درصد تخمین زده ميشود؛ اين مسئله حاکي از آن است که روسیه نسبت به مابقي اروپا فقیرتر خواهد بود.

ترکیه نیز ممكن اســت وضعیت مشــابهي را تجربه کند. حزب عدالت و توســعه به رهبري اردوغان میراثدار اقتصادي بود که از دل يک بحران اقتصادي عمیق ســر بــرآورده بود و به لطف روند شهريشــدن و افزايش ســطح سواد، از پتانســیل بالايي براي رشــد برخوردار بود. دولت عدالت و توســعه تا همین اواخر، مداخله خود را بــه بخش داخلي اقتصاد محدود ميکرد، از قبیل ســرمايهگذاري در زيرســاختها؛ بااينحال بعد از کودتاي نظامي ناکام سال گذشته، اين رژيم به مصادره کسبوکارهاي افرادي روي آورده اســت که متهم به همراهي با جنبش منســوب به فتحالله گولناند؛ جنبشــي که از ديدگاه اردوغان مغــز متفكر کودتاي نافرجام بوده اســت. صدها شــرکت و کســبوکار تاکنون مصادره شــده و زير نظــر نزديكان و وابســتگان اردوغان قرار گرفتهاند. در صورت تداوم اين روند، کارآفرينان از سرمايهگذاري دست خواهند کشــید و رشد دچار وقفه خواهد شد. مشكل اين است که وقتي يک رژيم غیرلیبرال در اين مسیر قرار بگیرد، اعتمادسازي براي تعهد دولت به حقوق مالكیت کار بســیار دشــواري خواهد بود، زيرا نهادهايي که در دموکراســيهاي لیبرال چنین حقوقي را تضمین ميکنند، از جملــه قوه قضائیه مســتقل و نهادهاي مدني تخصصــي در رژيمهاي غیرلیبرال ديگر وجود خارجي ندارند. امروز اقتدارگرايان اروپايي توانستهاند از طريق آزادي اقتصادي نســبي که رفاه را به دنبال داشته، حمايت مردمي خود را حفظ کنند. اما همانطورکه اين رژيمها بیشــتر و بیشــتر به ســمت اقتدارگرايي حرکت ميکنند، توانايي آنها در راضينگهداشتن رأيدهندگان بیش از پیش در سايه ترديد قرار ميگیرد.

*مدير مرکز مطالعات سياسي اروپا

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.