زندهباد ادبیات

Shargh - - ادبيات -

ماني ســپهري:

آنهــا کــه مدیــا کاشــیگر را از نزدیک میشــناختهاند در وصف او اغلب از جامعالاطرافبودن و احاطهاش بــر حوزههای مختلف و متفاوت فرهنگ یاد میکنند. این را با مرور کارنامه کاری کاشیگر، چه بهعنوان مترجم و چــه بهعنوان مولف، میتوان به خوبی دریافت، گرچه نقطه ثقل کارهای او میتوان گفت که ادبیات بوده است و دیگر مقولههایی هم که او به آنها پرداخته است در نهایــت به نحوی به ادبیات ربط پیدا میکنند و شــاید بتوان گفت ادبیات و حساســیت به وقایع جهان پیرامون دو مقولهای هســتند که کارهای متنوع کاشیگر را به هم ربط میدهند. او دلبسته ادبیات و روایتگری بود اما ادبیات را فــارغ از دیگر امور نمیدید. انتخابهای او برای ترجمه را اگــر در کنار دیدگاههــا و آثار تالیفی خــودش بگذاریم تصویری که به دســت میآید تصویر نویسنده و مترجمی اســت حســاس به اوضاع و احوال زمانــهاش و کنجکاو نســبت به تحولاتی که جهان از سر میگذراند و همچنین علاقهمند بــه کندوکاو در موضوعاتی کــه زمینه کاری او بودهانــد، از جمله کنــدوکاو در ژانر، شــیوههای روایت و ساختهای دیرین برسازنده روایتها و قصهها، پیوندزدن داستان مدرن با افسانههای کهن و پژوهش در ترجمه، که یکی از مهمترین حوزههای کاری او بود و ازهمینرو کتاب «درباره ترجمه» پل ریکور را ترجمه کرد که مقالاتی است درباره ترجمهپژوهی و زمینههای فلسفی ترجمه. از طرفی حساسیت کاشــیگر به رخدادهای سیاسی او را به ترجمه کتاب «تکنیک کودتا»ی کورتســیو مالاپارتــه برانگیخت. نویسندهای که پیش از این او را بیشتر با رمانهای «پوست» به ترجمه بهمن محصــص و «قربانی» به ترجمه محمد قاضی میشناختیم و ترجمه کاشــیگر از «تکنیک کودتا» وجهی دیگر از مالاپارته را به خواننده فارسیزبان شناساند. تلاقی دغدغههای سیاسی و ادبی کاشیگر در ترجمه رمان درخشان «زندهباد مرگ» فرناندو آرابال نمود یافت. رمانی که زمینه وقایع آن اســپانیای تحت حکومت فرانکو است و آرابال در این رمان رســوخ اســتبداد و نهادینهشدن آن را در ذهــن یک خانواده پی میگیــرد. خانوادهای که مادرِ طرفدار فرانکو بر آن حکومــت میکند و نمیگذارد هیچ رد و نشــانی از پدرِ آزادیخــواه در خانه و در حافظه اهل خانه بهجا بماند. چنانکه اشاره شد قصه و روایت و ژانر و افسانههای کهن و پیوندهای این افسانهها با داستان امروز از دیگر دلمشغولیهای مدیا کاشیگر بود. براساس همین دلمشــغولیها بود که «ریختشناســی قصه» ولادیمیر پراپ را ترجمه کرد. در زمینه ادبیات نمایشی نیز آثار مهمی را ترجمه کرد که نمایشــنامههای «کلفتها»ی ژان ژنه و «کرگدن» اوژن یونسکو از جمله آنهاست. اما از اینها که بگذریم میرسیم به آنچه شهرت کاشیگر در ایران بیش از هرچیز مدیون آن است: ترجمه «ابر شلوارپوش» ولادیمیر مایاکوفســکی که یکی از نمونههــای مثالزدنی ترجمه شــعر در ایران است. نمونهای درخشان از بازآفرینی شعر در زبان مقصد که نشــان از تسلط کاشیگر بر زبان فارسی دارد. کتاب «خرده آســمان، انگار هیچ» از کلود استبان از دیگر آثار کاشیگر در زمینه ترجمه شعر است. او نمایشنامه هم مینوشــت و در ســال 95 نمایشــنامهای از او به نام «آخرالزمان» در نشر نیماژ منتشر شــد. این نمایشنامه در کنار مجموعهداستان «خاطرهیی فراموششده از فردا» از آخرین آثار منتشرشده از مدیا کاشیگر در زمان حیات اوست. «خاطرهیی فراموششده از فردا » شامل داستانهایی است

که خود روایت و تامل در نسبت قصه با واقعیت و جایگاه مولــف در متن یکــی از موضوعات محوری آنهاســت. همچنین برخی بخشهــای این مجموعه نوعی مکالمه با افسانههای کهن نظیر هزارویکشب است. در قصههای این کتاب ارجاع به متون و نویسندههای مختلف نیز فراوان به چشــم میخورد. از کاشــیگر در زمینه داستاننویسی یک کتاب هــم در حوزه ادبیات نوجوان به چاپ رســیده اســت. کتابی به نــام «وقتی مینا از خواب بیدار شــد » که جایزه شورای کتاب کودک را از آن نویسندهاش کرد. «اتاق تاریک» از دیگر آثار تالیفی کاشــیگر اســت. از او کتابی نیز به نام «مرگ موریانه» منتشــر شده که شــامل مقالات و ســخنرانیهای اوست. کتابی که میتواند مخاطب آثار او را در درک بهتر گســترهای که کاشیگر در آن کار کرده است یاری کند. این کتاب همچنین تاییدی اســت بر اینکه برای کاشیگر ادبیات تا چه میزان مهم بوده. در این کتاب با طرز نگاه کاشــیگر به ادبیات مواجه میشویم و با نویسندهای که معتقد اســت ادبیات فناناپذیر است و عنوان کتابش را هم به گفته خودش به این دلیل «مرگ موریانه» گذاشــته که معتقد اســت «در جنگ ادبیــات و موریانه، این دومی اســت که میمیرد.» او در این کتــاب از ژانرها، روایتها و نویسندگان سخن گفته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.