مادر

Shargh - - ادبيات - فلوریان زلر ترجمه تینوش نظمجو نشر نی

است که در کنار هم در متن نمایش حضور دارند. یکی زبان گفتوگوهای روزمــره و دیگری زبان «به فکر فرورفتن » پنهانی شــخصیتها. نظمجو درباره دلیل ترجمه این نمایشــنامه نوشــته: «آنچیزی که من را متقاعد کرد تا این نمایشنامه را برای مجموعه دورتادور دنیا انتخاب کنم خلاقیت نویســنده در آفرینش دو نوع زبان در اثــر بود: زبان درونی و زبان بیرونی، زبــان خاموش و زبان روشــن، آنچه میاندیشــیم و آنچــه میگوییم. چنین ســاختاری در جامعه و محیطی که دورویــی در آن بیداد میکند ضمانتی برای کمدییی در ژانر کمدیهای خانوادگی یاســمینا رضا بود. دلپذیری این کمدی زناشــویی این است که، برخلاف نمایشنامهای مانند خردهجنایتهای زناشویی اریک امانوئل اشمیت، فلوریان زلر هیچکجای نمایشنامهاش ســعی نمیکند، حتی بهطور پنهانی، به ما درس فلسفی درباره عاشــقبودن یا اخلاق بدهــد. او کمدییی مینویســد تا با دیدن شــخصیتها، با کشــف لایههای درونی آنــان، همانطور که هســتند، بخندیم.» نظمجو اشاره میکند که بسیاری زلر را وارث اشمیت میدانند با این تفاوت که شاید مهارت زلر در «دیالوگنویسی و شخصیتپردازی» اندکی بیشتر باشد. «آنسوی آینه» با دیالوگهای زوجی شروع میشود که قرار است با بحرانی روبهرو شوند و صحنه دوباره در روزمرگی همان زوج به پایان میرســد. «اینجا شــخصیت دنیل در جریان نمایش برای فــرار از روزمرگیاش رویا و تخیــل میبافد، اما در پایان، شــاید حتی در کمال تلخی، باز آن روزمرگی را در آغوش میگیرد و به آن بازمیگردد. او برخلاف پاتریک، دوست صمیمیاش، بهجای ترک همسرش در فکر ترک روزمرگیاش است: آن روزمرگییی که در آن اسیر شده و راه فراری از آن برای خودش نمیبیند. این سفر در تخیلها و توهمها به او میفهماند که فرار از هر روزمرگی افتادن به دام روزمرگییی دیگر است».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.