ریشههای پیوسته و خوشههای شیرین

Shargh - - هنر - محمدرضا درویشی

ریشــههای زبانی، فرهنگی و هنری همه اقوام و ملل در هم تنیده اســت. ایــن درهمتنیدگی که مــا آن را «تبدیلات» مینامیم، برحســب عواملی چون بُعدِ جغرافیایی، مهاجرت و... در نسبتهای مختلفی نســبت به هم قرار گرفتهانــد. در خود ایــران با آنهمــه تنوع قومی، زبانــی و فرهنگی، ریشه یا ریشــههای محکمی بار همه این تنوعات و تبدیــلات را بر دوش میکشــند. این موضوع را میتوان بــه قلمروهای مجاور، کشــورها، قارهها و کل زمیــن تعمیم داد. همه این پیوســتگیها را زمانی میتوان شــناخت که به اصل «تبدیلات» - نه تغییرات- باور داشته باشیم. آنچه این تبدیلات را ممکــن میکند، وجود ریشــههای مشــترک در زبان، موســیقی و رقص اســت. درعینحال علوم جدید؛ مانند علم ژنتیک و دانش زبانشناســی نیز به کمک آمده و بر این موضوع صحه گذاشتهاند. بنابراین قابل فهم اســت که چگونه اقوام، ادیان، نژادهــا و فرهنگهای مجاور و غیرمجاور در طول تاریخ در شــکلگیری هــم مؤثر بوده و هســتند. ســه دین ابراهیمی یهودی، مســیحی و اســلام تقریبــا در یک حــوزه جغرافیایی ایجاد شــدهاند. میتــوان انتظار داشــت که نخســتین اِلمانی که در آیینهای نوکیشــان مســیحی خوانده میشده اســت، نمونههای تبدیلشــده آواهایــی بوده که در آیینهای مذهبــی یهودیان به اجرا درمیآمده اســت. چگونگی نواهای عربستانِ دوره جاهلیت بر ما پوشــیده است؛ چهبسا آنها نیز به مانند دیگر ادیان ابراهیمی از تمدنِ کهنترِ «آرامی» نشــئت گرفته باشند. با گذشــت از این موضوعات، از یک طرف مسیحیت به اروپا میرود و با این مهاجرت بسیاری از آوازهای یهودی به آنجا منتقل میشوند و از جانــب دیگــر در دوران طولانــی جنگهای صلیبی بسیاری از اصول و مبانی اجرائی موسیقی اسلامی به اروپا انتقال مییابند. از یک طرف مبانی نظری موســیقی یونان قدیم دستمایه متفکرانی چــون فارابــی میشــود و از جانب دیگــر وجود صداهــای همزمان در عود اســلامی مایهای برای شکلگیری نخستین ارگانومهای قرونوسطایی قرار میگیرد. با گســترش امپراتوری اسلامی به جهات مختلــفِ جهان، جدا از باورهای دینی، بســیاری از آداب و رســوم، موســیقیها و ســازها نیز در حال تبــادل بودند. «باغهــای معلق انگور» تشــبیهی عجیب اســت از ریشههای پیوســته و خوشههای شــیرین درخت عظیمِ تاکی، تا با تبدیلاتِ خود کامِ مردمانِ ســرزمینهای دورونزدیک را شــیرین کند. مجموعــه «باغهای معلق انگــور» دربرگیرنده دو موسیقی به ظاهر متفاوت و به باطن مشترک است؛ یکی موسیقی بهاصطلاح دستگاهی ایران که خود آمیختهای بس شــگفت اســت و دیگری، فواصل، مدها و نغمههایی از قرون وسطا و رنسانس اروپا. جدا از اشتراکاتِ ســازی که در گروههای موسیقی دورهگرد همانند تِروبادورها و تِرووِرها در سازهایی از خانــواده عود، ســرنا، دهل، نِیلبــک، چنگ و... جلوه میکند، بُعد پنهان اشــتراک این دو موسیقی )ایــران و اروپای رنســانس و قرون وســطا( لحن مشترک، فواصل مشترک و نغمههای نسبتا مشترک اســت. نکته دیگر در مورد این آلبوم آن اســت که این دو موسیقی با هم تلفیق نشدهاند، بلکه سعی در حرکتدادنِ موازی دو زیباییشناسی موسیقایی داشــتهاند، ازاینرو اثــر در ژانر موســیقی تلفیقی قرار نمیگیرد. هرکــدام از نوازندگان در چارچوب فرهنگ موردنظــر به بداههســرایی پرداختهاند و بداهــه قالبی اســت به ظاهر بیقالب کــه آزاد از همه پیشبینیها در لحظه و فقط در لحظه اتفاق میافتد و این نکته ارزش مضاعفی است که به این مجموعه افزوده شده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.