یلک زکارگرخدانم کیشه ینکد هقیقهو سیزدهثانیه

Shargh - - هنر -

گــروه هنر: نمایــش یکدقیقه و ســیزدهثانیه ، با نویسندگی مشــترک محمد چرمشیر و بهمن عباسپور و کارگردانی شهرام گیلآبادی از یکم مرداد اجراهای خود را در سالن ســمندریان تماشــاخانه ایرانشهر آغاز کــرده؛ در این نمایــش ۸۰ دقیقهای که نگاهی به معضلات اجتماعی زنــان، بهویژه وضعیت زنان کارتنخواب دارد، ســیما تیرانداز، پانتهآ بهرام، مینا دریــس و لادن مســتوفی ایفای نقــش میکنند. با گیلآبادی درباره این نمایش گفتوگو کردهایم.

چگونه اســت که کارتنخوابی که یک مسئله اجتماعی دیرینه اســت، یکبــاره در تئاتر یکی، دو سال اخیر برجســته میشود؟ آیا ممیزی مانع میشده است؟

دلایــل متعددی دارد؛ این زخــم، یک زخم کهنه اســت و مخصوص این چند سال اخیر نیست و شاید یک زخم 70 یا 80 ساله است؛ یعنی مشکلات پیچیده اجتماعــی باعث شــدند تا امروز زخم آســیبهای اجتماعی ســر باز کند و در جامعه همه با آن مواجه شــوند. این یک مســئله تاریخی در زمانی است، اما همزمان با ما این مشــکل عمق پیــدا کرده و جایی باید ســدی جلو آن شکل بگیرد که از سیاستگذاری آغاز میشود. درحالحاضر مسئولان نظام هر فصل در حضــور رهبر، به موضوع آســیبهای اجتماعی میپردازند؛ پس بسیار موضوع برجسته و بااهمیتی است و هنر هم باید نقش خود را در این زاویه و فضا نشــان دهد. اگر هنر نقش خــود را در این فضا ایفا نکنــد، خود را از جامعه دور کرده. هنری که پیشــرو و سدشــکن نباشد و پیشاهنگی خود را نداشته باشد، مورد انتخاب قرار نمیگیــرد. پس در این دو یا چند ســال اخیر، هنر توجه جدی به ســمتی دارد که باید آشکار و رازگشــایی شود و به عمق آن حرکت شود؛ در نهایــت باید توجه شــود تا منتج به رفع مشــکل اجتماعی شود. هنرمندان در این سالها توجه جدی به این معضلات کردهاند؛ بهاین دلیل که این آســیب عمــق پیدا کرده و میشــود آن را در فضای جامعه دید. تکثــر و تنوع افرادی که در حیطه آســیبهای اجتماعی هســتند باعث میشــود این معضلات از جلو چشــم کنار نروند. هنرمند هــم بهعنوان جزئی از جامعــه خود، معضلات را میبینــد، دردنگاری و رازگشایی میکند و به سمت رفع مشکلی که وجود دارد میرود.

مســتندبودن این تئاتر چــه کمکی بهلحاظ بازتاب اجتماعی چنین پدیدهای خواهد کرد؟

بدونشــک فضای جامعه مســتعد این است که هنر بســیاری از موضوعات را بهشــکل گزیده بیاورد و آگراندیســمان کرده، آن را نشــان دهــد و جامعه تماشاگر بتواند وظیفه خود را در ارتباط با آن فضای مســتند و اجتماعی پیــدا کند. اگر ایــن اتفاق بیفتد، حتما تماشــاگر به ســمتی میرود که به این فرایند اجتماعی کمک کند تا دیگر وجود نداشــته باشــد یا کم شود یا در ارتباط با آن آسیب تغییر رفتار بدهد.

خودتــان چه نیتــی را برای رفتن بهســوی کارتنخوابي مدنظر داشتهاید و اکنون با گذشت چند شــب از اجرایتان چقدر این اهداف محقق شدهاند؟

کارتنخوابی یک پدیده اجتماعی است که وقتی بهراحتی از کنار آن گذر میکنیم، ممکن است به این مســئله فکر نکنیم که ما باعث شدیم خیلی از افراد کارتنخواب بشــوند. سه دلیل روشن را میتوانیم در این پدیده بررســی کنیم: اول اینکه نظام آموزشــی افراد جامعه را به ســمت توانمنــد و قدرتمندکردن ســوق نمیدهد. نظام آموزشــی کاستیهای جدی دارد که باعث میشــود افراد خودســاخته نباشند، خودانگیختگــی اجتماعــی، فرهنگــی و فــردی نمیدهــد. نکته دومی کــه وجود دارد این اســت کــه فضای اجتماعــی ما باعث خودمحــوری افراد اســت؛ درصورتیکه جامعهپذیری باعث میشــود افــراد کنار هم یــک جامعه را بســازند و در تعامل مثبت با یکدیگر به یک جامعه منظم و یک سیســتم دســت پیدا کنند. ما نباید فرامــوش کنیم که نقص یــا منفعتطلبــی یک نفر بــه کل جامعه آســیب میرســاند. نکته آخر این است که ما در برنامهریزی اجتماعــی، هدفگذاری، سیاســتگذاری، مدیریت، نظــارت و ارزشــیابی جامعــه دچار مشــکل جدی هســتیم. برخی از مدیران حالحاضر، سر خود را زیر برف کرده تا آســیبهای اجتماعی را نبینند؛ خود را پنهان میکنند تا با پدیدههایی که مشکلات جدی در جامعه بهوجود آورده مواجه نشــوند. درصورتیکه بســیاری از مشکلات، مشکلاتی هســتند که از عدم سیاســتگذاری و برنامهریــزی اجتماعــی بهوجود آمدهاند و این مســائل باعث میشود که مدیران هم محملهایی برای پریدن از موضوع یا چشمپوشــی و نادیدهگرفتــن پیــدا کنند و به نقطهای برســیم که امروزه کارتنخوابها در ســطح شــهرهای بزرگ و مختلف یا حاشیهنشــینی یا آســیبهای اجتماعی؛ مانند کودکان کار یا مســائل دیگر بهوفور جلو چشم مردم باشد. بهایندلیل ما هنر را برای دردنگاری نیاز داریم، وقتی میخواهیم بگوییم خانهای تمیز است، نمیتوانیم آشــغالهای آن را زیر فرش بدهیم، باید آنهــا را دور ریخت تا خانه تمیز شــود. هنر میتواند به نمایانکردن درد رها و مشــخصکردن زخمهای اجتماعی کمک کند و فضای اجتماعی را به ســمتی ببرد که تماشــاگر یــک تئاتر، بهطــور خودانگیخته وظیفه خــود را در قبال آســیبهای اجتماعی پیدا کند.

برخورد تماشــاگران با نمایــش چگونه بوده است؟

به قول اســتاد سمندریان، نمایشی که با استقبال روبهرو میشــود و جای خود را بین تماشاگران پیدا میکند، حد وســط ندارد. نقاد تعریف دارد: کسانی که بهترین معرف یک اثر هســتند؛ یعنی هم یک اثر را خوب میشناســند و هم میتوانند یک اثر را خوب معرفی کنند. منتقدان ســه دسته هستند: دسته اول کســانی که نقد واقعی دارند و به رشــد توسعه اثر و جامعه کمک میکنند. دســته دوم کسانی هستند کــه تفاوتی در اصل نگاه ندارنــد، مبانیاي در ذهن خود دارند و همه مســائل را بر اساس همان مبانی میســنجند و ایــن مبانــی را بهعنوان یــک کار عام گســترش میدهند. دسته سوم کســانی هستند که از ســاحت نقد فراتر رفته و بر اســاس سلیقه خود عمل میکنند و هر چیزی غیر از ســلیقه آنها باشد، رد میکنند. همچنین بر اساس حس، نقد میکنند و اصولا غر میزنند و نمیشــود اسم خاصی روی این افراد گذاشت.

مــا داعیه این را نداریم که یک کار عجیبوغریب انجام دادهایم؛ اما مســائلی را بهعنوان یافتههایمان از فراینــد تحقیــق از مخاطبان به دســت آوردهایم که برایمان مهم اســت. به مسائلی میتوانیم اشاره کنیم: یکی اینکه 89 درصــد از مخاطبان از نمایش رضایــت دارنــد. پنج درصــد از مخاطبــان از نحوه نشســتن رضایت ندارند. اکثر مخاطبان توانســتهاند با نمایــش و صحنه همذاتپنــداری کنند. ما حتی تماشــاگرانی داریم که از شهرســتانها برای دیدن نمایش میآیند. بزرگان آســیبهای اجتماعی ایران به دیدن نمایش مــا آمدهاند و درصد رضایتمندی آنها از کار بهقدری اســت که وقتی عواطف خود را پــس از دیدن نمایش به بازیگــران و عوامل اجرائی نمایش انتقــال دادهاند، به ما یــک آرامش و طیب خاطر دادنــد که متوجه شــویم مســیر را به لطف خدا، اشــتباه نیامدهایم. هر نمایشی منتقدانی دارد؛ ما دســت منتقدان را میفشــاریم و همــه نکات و نظراتشان را مطالعه میکنیم؛ اما در بعضی نقدها، حالت پرخاشگرانه و بیادبانه وجود دارد.

مخاطبمحوری چقدر در انجام کارتان مهم بوده است؟

من در نقدها میخواندم کــه گفته بودند من در تئاتر به اندازه یک سال تجربه دارم و دست به حرکات خارج از عقل میزنم. من از ســال 57، از کودکی در کانــون پرورش فکــری خرمآباد تئاتــر کار میکردم و اســتادم مســعود رایگان بود تا الان کــه تئاتر کار میکنم و «یکدقیقه و سیزدهثانیه »، پنجاهوچهارمین نمایش من است که به صحنه میبرم. در این سالها بهعنوان یک فارغالتحصیل رشته تئاتر، همیشه بر این موضوع متمرکز بودم که چگونه میشــود ارتباطات را وارد تئاتــر کــرد. درحالحاضر، مشــغول نگارش یــک کتاب با عنــوان «ارتباطات تئاتر» هســتم که از تئوریهای ارتباطی برای بســط و گســترش فضای تئاتر اســتفاده میکنم. نمایشــی را که الان شــاهد هســتیم، از یک مــدل ارتباطی اســتفاده میکند که مدل ارتباط آیینی اســت که در رسانههای دنیا مانند روزنامه، تلویزیون و رادیو اســتفاده میشود و مدلی قدرتمند برای ارتباطی نزدیکتر اســت. در این مدل، همگرایی، پیوستگی و همبستگی به وجود میآید و در یک دایره شکل میگیرد و برای خودش فرم دارد تا مخاطب به یک تعریف متفاوت برســد. مخاطب مــن در جایی قرار میگیرد که نفس به نفس بازیگر، صحنه و تماشاگران دیگر است. در نتیجه، تأثیری که از اثر میپذیرد، باعث عوضشــدن نظر او در رابطه با موضوع میشــود. این نوع ارتباط، پیشــرو است و به نسبت سنتها و آیینهای نمایشی و مدل ارتباط قدرتمندی کــه در جامعه وجود دارد، آن را طراحی کردهایم تا درصد تأثیر بر مخاطب افزایش یابد.

مســئلهای که برای مــن خیلی اهمیــت دارد و در تمــام نمایشهــای من اتفاق میافتــد، طراحی فرایند تأثیر اســت. تز دکترای مــن «فراتئاتر و روایتی دیگر» بوده اســت؛ به معنی اینکه چگونه دیالوگی مؤثر بین صحنه و تماشــاگر برقرار شود که منتج به تأثیر بیشتر شــود. مدلی که در نمایش «یکدقیقه و سیزدهثانیه» استفاده میشود، کاملا خاص است و تز پستدکترای من است و سالها روی آن کار کردهام. این مسئله نه فقط برای کسب تجربه که برای محک تئوریهای مختلف تئاتر در دنیاست.

«یکدقیقه و ســیزدهثانیه» تا همیــن الان برای اجرا به چهار کشــور دنیا دعوت شــده است؛ به این دلیل که این شیوه اجرائی برای تئاتر دنیا بدیع و تازه اســت. در نقد دیگری خواندم که برای نمایش ما از واژه تئاتر شــورایی استفاده شده بود؛ اساسا استفاده از کلمه «تئاتر شــورایی» در کشــور ما غلط است و ما هم نمیخواهیم نمایش ما شــورایی باشد؛ حتی نمایش ما مشــارکتی هم نیســت. نمایــش ما تئاتر فضا و اینتراکتیو )تعاملی( اســت. ما میخواهیم از یک تعامل دوســویه با مخاطب، در راستای نمایش استفاده کنیم نه اینکه داســتان نمایش و فرایند آن را عوض کنیــم. مخاطب برای ما عنصری دراماتیک است.

ســیدفرید قاســمی، پدر تاریخ مطبوعات، بعد از تماشای نمایش به من لطف داشته و بیان کردند: تو از تلفیق دانش رسانهای، هنری و اجتماعی خود به این نمایش رسیدهای.

من نمیتوانم ۲7 ســال دانش رســانهای خودم را در تئاتــر کنــار بگذارم. ما در رســانه یاد میگیریم مخاطبشناسی یکی از اصول اصلی رسانه است و بدون توجه به دانش رسانهای، نمیتوانیم کار کنیم.

داســتان نمایش ما کاملا روشــن اســت و برای لحظهبهلحظه نمایش طراحی انجام دادهایم؛ حتی بداهههای نمایش و هر شــب بعــد از پایان نمایش بداهههای آن شــب را بــا بازیگران مــرور میکنیم و بــرای تمام اتفاقات صحنه تمهید اندیشــیدهایم و میدانیم میخواهیم به چه هدفی برسیم. همچنین برای من مهم اســت که تماشاگر با ســؤال از سالن نمایش خارج شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.