نومن کلاتوراي ايراني

Shargh - - صفحه اول - صالح نيکبخت حقوقدان

اســتقرار ساختار سیاســي در هر کشور و تعیین ســازوکارهاي نهادهــاي حاکم، بهویژه مکانیســم فعالیتهاي قواي سهگانه، مستلزم تصویب قانون اساســي و مشخصشــدن وظایف دولت در معني عام آن )قواي ســهگانه( اســت. در دنیــاي امروز، دولتي موفق اســت که عملا اصــل تفکیک قواي سهگانه را بپذیرد و هریک از قوا مستقل و کارگزاران آن به اعتبار ســابقه، نگرش سیاســي، قابلیتها و توانایيهاي علمي و عملي، وظایفي را که برعهده گرفتهانــد، انجام دهنــد و در برابر ملت یا مجلس منتخب آن پاسخگو باشند. وظایف دولت در مقابل ملت و برآوردن خواستهاي مردم البته در رفتار و نه فقط در گفتار، وظیفه ذاتي همه دولتهاســت؛ چــون رئیسجمهــوري در هریــک از نظامهــاي پارلمانــي و ریاســتي، مســتقیم یا غیرمســتقیم از ســوی ملت انتخاب ميشــود و باید در برابر مردم پاسخگو باشــد. دولت و مســئولان غیرپاسخگو در مسیر خودرأیي قرار ميگیرند. قوه مجریه یا هریک از قــواي ســهگانه زماني ميتواننــد در برابر مردم پاسخگو باشــند که بایدها و نبایدهاي فعالیت آنان را فقط قانــون تعیین کند. مهمترین بخش وظایف دولت، تأمین حقوق ملت اســت که قانون اساسي هر کشــور این حقوق و چگونگــي تضمین اجراي آن را تعیین ميکند. اصــول اولیه و بنیادین قانون اساســي کشور ما به حقوق ملت پرداخته و بر رفع هرگونه تبعیض جنسیتي، قومي، مذهبي و فکري و سیاسي تأکید کرده و باید همه افراد ملت در مقابل قانون یکســان از حقوق مســاوي برخوردار باشند. قانون اساسي ایران در 24 اصل به طور اختصاصي به بیان حقوق ملت پرداخته و در دهها اصل دیگر مســتقیم یا غیرمســتقیم رعایت ایــن حقوق را به نحوي تضمین کرده اســت. خطا نیست اگر بگویم بسیاري از مدیران کشــور هنوز حتي یک بار قانون اساسي را از اول تا آخر نخواندهاند.

اکنون که پــس از انتخابــات، رئیسجمهوري منتخب ملت براي دومین بار ســوگند یاد کرده که از آزادي و حرمــت اشــخاص و حقوقي که قانون اساســي براي ملت شناخته اســت، حمایت کند، نخســتین آزمون فــراروي او در اجــراي تعهداتي اســت که در شــعارهاي انتخاباتي مطــرح کرده اســت. گرچه هیئت دولت )قوه مجریه( شــرکت ســهامي نیســت که هرکس مطالبه سهم خود را بکند؛ ولي هر حزب و گروهی به نســبت نقشي که در انتخابات داشتهاند، ميتوانند خواهان واگذاري تصــدي بخشــي از وزارتخانههــا و مقامات عالي اجرائي کشور باشند. زنان و اقوام ایران و اهل سنت نیــز که با امید به برآوردهشــدن خواستههایشــان در انتخابــات شــرکت کردنــد، همین انتظــار را از رئیسجمهوري دارند. رد این خواســتهها موجب ناامیدي و تحریک آنان به ایزولهشدن در انتخابات بعدي اســت. وانگهي مــردم انتظار دارند شــعار «ملت همیشه در صحنه » نباید فقط براي انتخابات رئیسجمهوري و سایر انتخاباتهاي کشور مطرح شــود و پس از برگزاري انتخابات جایي در صحنه امور کشــور نداشته باشــند.ناگفته پیداست بخش اعظم مردم ایران که در انتخابات ریاستجمهوري دو دوره اخیــر و نیــز مجالس خبرگان و شــوراي اســلامي و شــوراها به پاي صندوقهــا آمده و به دکتــر روحاني و نمایندگان حامــي او رأي دادهاند، در پاســخ به نداي بزرگان اصلاحات بود که بدون هیــچ خواســتي از دولت به وظیفه ملــي و دیني خــود عمل کــرده و موجــب تقویت اتحــاد ملي شــدهاند. آنچه از آغاز ســال جــاري در انتخابات ریاستجمهوري و شوراها مدنظر مردم ایران بوده، برنامههاي دولت و کارگزاراني است که باید مجري این برنامهها باشند. آنچه ممکن است باعث ایجاد ناامیدي و ناکارآمدشــدن شــور عمومي شود، این اســت که دولت آینده هم ماننــد دیگر دولتهاي 30 سال گذشــته اعضاي «فهرست اسامي» باشند کــه در ادبیات سیاســي جهان به «نومــن کلاتورا Nomenklatura» مشــهور شده است و این همان نقــض قانــون اساســي در برخــورداري همــه از حقوق مساوي اســت.در زبان روسي نومن کلاتورا Nomenklatura() به سیســتمي گفته ميشود که در آن افرادي که براي مناصب مهم دولتي انتخاب ميشــوند؛ به جاي اینکه براساس شایستهسالاري و رقابت باشــد، با روش دوســتانگاري و رفاقت برگزیده شــوند. به گفته یکي از پژوهشگران، نومن کلاتــورا در پیچ رانتهــا محل تلاقي سیاســت و اقتصاد بود. آبشــخور این سیســتم رانت است والا شــاغلان ردههــاي نومن کلاتورا از محل اشــتغال و قرارگرفتن در فهرســت، به ثــروت کلان و درآمد شایان نميرسند؛ اعضاي ردههاي مختلف فهرست هیچوقت در مشاغل سخت و زیانآور کار نميکنند. آنان از امتیــازات مختلف زندگــي؛ مانند حقوق و مزایاي نجومي و خانههاي مجلل و رفاه اجتماعي بهتر از طبقات فرودســت، برخوردارند؛ اما همیشه چهــارراه تلاقي همــه آنها رانت اســت. اعضاي ردهها به طبقه برتر این کشــورها تبدیل ميشــوند و در ســمتهاي خــود حق مکتســب همدیگر را پاس ميدارنــد، حتي اگر مدتي به جهت شــرایط خاص در هیچ ســمتي کار نکنند. مائو تسه تونگ، رهبر حزب کمونیســت چین که از کمینترن )کنگره بینالمللي احزاب کمونیســت( ســال 1956.م به نقد سیستم حاکم بر شــوروي پرداخت و راه خود را از این کشــور جدا کرد، نومن کلاتــورا و مقامات منســوب آن را طبقه جدیدي معرفي کرد که اداره نظام شــوروي را برعهده داشتند. اکنون این سؤال مطرح است؛ با توجه به معدل سن اعضاي دولت جدید ایران،آیا آنان اعضاي همان فهرســت نوشته یا نانوشتهاي هســتند که در طول سه دهه گذشته مصدر قدرت در ردههاي تعیینشده بودهاند یا افراد تازهنفسي هستند که تمام دانش و تجربیات خود را در طول ســه دهه گذشته جمع کرده و ميخواهند داشــتههاي خود را در دولــت جدید صرف اجراي برنامههاي رئیسجمهــور منتخب کنند؟! اگر آنان در نومن کلاتوراي ایراني «اعضاي لیست یا فهرست اسامي» باشند و در این دوره ریاستجمهوري دکتر روحاني وظایــف جدیدي را برعهــده بگیرند، باید دید آنان از کدام توانایيهاي جدید خود اســتفاده ميکنند که تاکنون آن را به کار نگرفتهاند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.