جامعه، معماری، تعلق

Shargh - - معماري - عطا چوخاچیان*

واژه هویت در مقیاسهای متفاوتی قابل بررســی و تفضیل است. در مقیــاس فردی، هر فــرد تعبیر و تعریفش از هویــت میتواند متفاوت با دیگری باشد. یکی از صفات خاص و قابل ذکر انسان که وی را از گونههای دیگر موجودات متمایز میکند، قابلیت خودآگاهی و خودباوری اوســت. سه کلمه هویت، خویشتن و شخصیت بهگونهای در ارتباط و گاه در مقابل هم قرار میگیرند. هویت شاخصهای از شخصیت فرد است که خویشتن او را متمایز میکند. اگر دایره تحت پوشش را به مقیاس یک جامعه یا یک ملت برسانیم شــاید بتوانیم همپوشانیهایی برای بسطدادن در موضوع هویــت پیدا کنیــم. در این مقیاس میتوان از واژه هویت ملی ســخن به میان آورد؛ واژهای که حداقل جامعه معماری خواهناخواه به گوششــان خورده اســت؛ بهویژه زمانی که پای پروژههایی در میان باشد که نمود و مصداق ایرانیبودنشــان بیش از هر پارامتر دیگری به چشــم بیاید، مانند طراحی پاویلیونها، ســفارتخانهها، غرفهها یــا هر فضایی که نیازمند آن باشــد تا در قالب هویت، به مکانی بــرای انعکاس اصالت و فرهنگ یک ملت تبدیل شــود. بدیهی اســت پیشنیاز خلق یک اثر، شناخت کامل و عمیق از ریشــهها و اصول موجود در کالبد آن اثر اســت. همانگونه که در هنر مجسمهسازی گفته میشــود، اثری که از دل سنگ بیرون کشیده میشــود درواقع در کالبد و بطن سنگ موجود است تنها کاری که انجام میشود تراشــیدن و نمایش حجم حاضر اســت که این نیازمند نگرشی متفــاوت و پیشزمینهای غنی اســت. بنابراین هویت افشــانهای نامرئی نیســت که بتوان آن را بر تنه هر اثری پاشید و آن را بهعنوان نماینده یک جامعه به نمایش گذاشــت. مهمتر اینکه هویت یک فرایند است، نه یک مؤلفه ثابت و مشــخص. به مثابه قطاری که از ســوی تمدن رها شده و در طــول تاریخ در حال حرکت اســت. این قطار همــان فرهنگ یا هویت مربوط به همان تمدن اســت. اگر هویت را یک فرایند به حساب بیاوریم، در ایــن صورت به یکبــاره نمیتوان هویت را ایجاد کــرد بلکه هویتِ ما زاییدهای از تنشهایی اســت که در طــول زمان در مقابله با مجموعهای از ارزشهــا به وجــود میآید و این فرایند آنی نیســت و درنهایت هویت یک فرایند ناخودآگاه اســت. نظریهپردازانی هستند که هویت را بهعنوان امانتی که ما از پیشینیان گرفتهایم بازگو میکنند. اما این پایان کار نیست و یک قدم جلوتر افرادی هستند که به هویت رویکردی آیندهنگرانه دارند و آن را سعادت و رفاه امروز و جاهطلبی برای آینده معنی میکنند. از میان این تعاریف و رویکردها آنچه واضح اســت این است که هویت مفهومی کثرتگرا، ســیال و ناپایدار دارد و همواره در ارتباط تنگاتنگ با گزیدهای از تجســمات و تفکرات افراد اســت که این ارتباطات باعث پویایی، تولید و نشــئتگرفتن اینگونه مفاهیم و تعاریف گوناگون و گاه متناقض از هویت میشــوند. در ادامه ایــن رویکرد به هویت، مجالی هســت تا به تعریف و طبقهبندیهــای بهروزتری از آن نیــز بپردازیم که در میان آنها میتوان اینگونه اســتنباط کــرد که هویت بهعنــوان مبدائی بــرای حسّ تعلق است. وسیلهای اســت برای اینکه مردم بتوانند خود را بهعنوان عضوی از جامعــه یا گروه جای دهنــد و جایگاه خود را در اجتمــاع تبیین کنند. هویتها مجرد نیســتند، ثابت نیز نیستند. الگوی جدید در رشد جمعیت، پیشــرفت در حملونقل و یافتههای نو در عرصــه ارتباطات، حلقههای ســنتی بین ســکونت و هویت را از هم گسســتهتر کرده اســت. حرکت و دگردیســی از ارتباط فیزیکی در جوامع اجتماعی به ســمت ارتباطات مجازی و اطلاعاتی در قالب شــبکههای اجتماعی کــه اغلب زودگذر و موقتی هستند در حال شکلگیری اســت. درحالحاضر هرگونه پژوهش و تحقیــق درباره هویت معماری و شهرســازی، در صورتی که در قالب و زمینه تغییرات جهانی و آیندهنگرانه دیده نشــود، کاری بیهوده خواهد بود. همچنین بشر هویت خود را با شناخت خود و کندوکاو در محیط پیدا میکند و این شــناخت، فرایندی زمانبر اســت. پس هرگونه شتاب یا راه میانبر در جهت تســریع در شناخت این پروســه یا تولید هویت میتواند برای جامعه و بشریت خطرناک باشد. این میانبر میتواند مانند یک نشانه یا سمبل در اثر معماری نمایان شود.

یکی دیگر از ذهنیتها و نگرشهای غیرمعمول به هویت این اســت که مفهوم هویت همیشه و در هر زمانی در گذشته جستوجو شده است و این ذهنیــت ناخودآگاه امکان ایجاد یا تصــور مفهوم هویت در حال و آینــده را غیرممکن میکند. در دنیای کنونی کــه همهچیز در حال گذر و تغییر اســت اینگونه مفاهیم نیز مانند هویــت، فرهنگ و باورهایی از این قبیل که ریشــه در گذشته و پیشــینه اتفاقات و داشــتههای ما دارند، نیز باید از این تغییر مســتثنا نباشــند. عوامل مؤثر در ایجاد هویت مکانی در بناهای یک شــهر را میتوان در اقلیم، اجتمــاع، توپوگرافی و اقتصاد آن منطقه به تصویر کشــید. این در حالی است که در معماری امروز جدالی که بین سنتی یا مدرنبودن بناها مطرح میشود باعث کمرنگشدن موارد گفتهشده هستند. به عبارت دیگر عوامل مؤثر و تأثیرگذار معماری که تأثیر مستقیم بر هویت بنا از طریق اجتماع را دارند، در پشت تصویری از سنت یا مدرنیته محو شدهاند.

ســؤالی که اینجا مطرح اســت، این اســت که چگونــه و چه زمانی خواهیم توانســت معماری مدرن و مناسب برای جامعه، اقلیم و میراث خود داشته باشیم؟ چگونه میتوانیم رویکرد امروزی و مدرن معماری را حفظ کرده و درعینحال به پیشینیان نیز وفادار باشیم؟ چگونه میتوانیم گذشــته و تمدن خــود را زنده نگه داشــته و همزمان، بخشــی از تمدن رو به رشــد جهان باشیم؟ این ســؤالات و نمونههای مشابه آنها ازسوی پژوهشــگران متعددی در عرصه معماری مطرح شدهاند و بدیهی است که جواب واحدی وجود نخواهد داشــت اما میتوانند مســبب چالش و نگاهی دوباره و متفاوت به مقوله هویت را در پی داشته باشند. متأسفانه در نمونههای معماری امروز شاهد پدیده کلاژ هستیم. در این فرایند ایده به شکل حجمی از نمونههای مشابه خارجی بریده شده و با همان منطق در طراحیها چسبانده میشوند. با این تصور که انتقال ایده انجام شده و نتیجه نیز به همان اندازهای که ایده از آن به سرقت رفته است، موفق و کارآمد خواهد بود! مانند نمونههایی که در دوبی به وســیله شهرسازان و معماران برجســته غربی بر پایه تئوریهای شهرسازی آن زمان طراحی شدهاند اما غافل از اینکه عنصر دیگری تحت عنوان شاخصههای هویتی و فرهنگی جا مانده است.

* پژوهشگر و دکترای تکنولوژی معماری دانشگاه تکنیک مونیخ

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.