باهمان تنهایان

Shargh - - جامعه - رضا خائفینصرآبادی

1. جنبش زنان همواره متهم به آن شــده که مطالبات لوکس و غیرواقعبینانه داشــته اســت؛ این اتهام خیلی بیربط نمیتواند باشــد، چراکه فقدان پیوند این جنبش با دیگر جنبشهای پیشرو و برقرارنکردن ارتباط پیوســته با بافت جامعه را ســخت بتوان انکار کــرد. اگر خیلــی دور نرویم در اواســط دهه 7۰ که فشــار اجتماعی، دولت اصلاحات را بر کرسی نشاند و بستر برای فعالیت مدنی مســاعد شــد، این پیوند نمود مشهودتری داشــت؛ اما نادیدهگرفتن نقش فعالیت مدنی و درنظرگرفتن پیوند با مطالبات اقشار دیگر جامعه امروز از همیشه پررنگتر است و تظلمخواهی و استعانت از دولت بهمثابه منجی و انتظار اصلاح و پیشــرفت از بالا امروز بیش از همیشه دامنگیر فعالان جنبشهای پیشرو شده است که جنبش زنان نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروز با دولتی مواجهیم که آشکارا سیاستهای نئولیبرالیستی اعــم از کوچکســازی دولت و ســپردن امور به بخش خصوصی را راهگشای پیشرفت اقتصادی کشــور میداند. درست در همین بزنگاه است که این عدم پیوند و همگرایی به سدی صعبالعبور در راه تحقق مطالبات زنان و دیگر اقشار جامعه بدل میشود.

2. اکنون خواســت انتصاب زنان در ســطوح بــالای مدیریتی بــه اصلیتریــن مطالبه جنبش زنان بدل شــده اســت. درحالیکه باید پرسید آیا در ســاختاری که بنا دارد زمــام امور را به بخش خصوصیای بســپارد که چیزی نیست، جز نامی گمراهکننده برای بخش ســرمایهدار و برخوردار جامعه - که ذاتا هدفی جز انباشــت ســرمایه و بالابردن ســود برای خود متصور نیست و نظارت بر آن بسی دشوارتر از نظارت بر تشکیلات دولتی اســت - اساســا آیا حضور زنان در سطوح بالای مدیریتــی چیــزی جز پیشــرفت صــوری و مایه دلخوشــی موقتی نیســت؟ هنگامی که بخش اعظمی از زنــان جامعه تحت انقیاد مناســبات سرمایهســالار و سودمحوری هســتند که رمقی برای آنکه بخواهند به حقــوق برابر و مطالباتی ازایندست بیندیشــند باقی نمیگذارد. البته این مســئله از اهمیت و ضرورت مطالبات اینچنینی نمیکاهد و هدف الویتبندی مطالبات نیســت؛ مسئله آنجاســت که تازمانیکه نگاه طبقاتی بر قاطبــه فعالان جنبش زنــان و پیوند با مطالبات اقشار فرودســت برقرار نشــود، نمیتوان انتظار داشت این مطالبات فراگیر و ثمربخش باشد.

3. در ســخنرانی اخیــری کــه به مناســبت تشــکیل کابینــه دوازدهم و طــرح مطالبه وزیر زن انجام شــد، فاطمه صادقی، جامعهشــناس، بهدرستی به این نکته اشــاره کرد که ساختار در جامعــه کنونی ایران بهطور اصولــی علیه زنان اســت و بدبینانه ادامــه داد کــه مطالبات زنان در گذر تاریخ همواره با موانعی یکســان مواجه بوده و شکست خورده و بنابراین وضعیت امروز استثنائی نیســت. اما آنچه از نظر ایشان مغفول ماند این اســت که مبارزات زنــان در طول تاریخ چه از جانب قشر فرودست و چه از جانب آنچه امروز طبقه متوســط میخوانیم، در مواقعی که در پیونــد و همگرایــی با یکدیگر پیــش رفته، به موفقیتهایی دســت یافته که در جوامع مشابه ایران در خاورمیانه بیمانند است.

4. ســخنران دیگــر ایــن نشســت، مصطفی تاجــزاده کــه برای ســالهای طولانــی تصدی ســطوح بالای مدیریتی در کشــور را در کارنامه داشته اســتدلال کرد که باید فرصت حضور زنان در مدیریتهای عالی و تجربهاندوزی ایشــان را فراهم کرد، چراکه دریغکردن این فرصت از زنان در کنار جمود فکری بخشــی از مدیران براساس این تفکر واهی است که سپردن زمام امور به زنان ریســکپذیر است و ادامه داد که در جامعهای با رســانههای آزاد و بخــش خصوصــی قدرتمند موانع از سر راه زنان برداشته میشود. حال آنکه اگر به نمونههایی از جوامع مورد اشــاره ایشــان نگاه کنیم، میبینیم که با وجود اینکه زنان در این جوامــع از حقوقی بهمراتب بالاتر از زنان جوامع کمتر توسعهیافته برخوردارند- که آنهم حاصل سالها تلاش و عواملی است که در جوامع کمتر توســعهیافته محلی از اعراب نــدارد- در همین جوامع هم تمامی مناســبات تحتتأثیر و سلطه شــرکتهای چندملیتی اســت و شــگفتانگیز نیست که شاهدیم زنان همچنان از تبعیضهایی ماننــد دســتمزدهای نابرابر و ابژهانــگاری رنج میبرند، چراکه آنان نیز قربانی سرمایهسالاری و سودمحوری حاکم بر مناسباتی هستند که امروز تقریبا بر تمام نقاط جهان سایه انداخته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.