ردپای هالیوود در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

Shargh - - جهان - هادی فيروزی

پایان جنگ جهانی دوم، شروع جنگ تازهای بود که بدون شلیک هیچ گلولهای، جهان را به دو قطب غرب و شــرق تقســیم کرد. جنگ سرد در دورانی روی داد که زنگ خطر گســترش کمونیسم در تمام دنیا، حتی در دل آمریکا به گوش میرسید. این جنگ تقابلی بین آمریکا و شوروی بود و در آن بهقدری بمبهای هستهای آماده شلیک بود و به حدی زاغههای مهمات تا نهایت ممکن پر از ســاح و بمبهای ویرانگر بودند که برای نابودی تمام کره زمین کافی بود.

در این میان دانشمندان، ورزشکارها، پزشکان، فضانوردان و هنرمندان هر دو سوی نبرد نقش پیادهنظام را داشتند. در این شرایط بود که هالیوود جنگ را بدون شلیک هیچ گلولهای به نفع آمریکا به پایان رساند. تصویر پررنگولعــاب و زیبــای زندگی غربــی در فیلمهای هالیــوود از قناعت ریاضــتوار مردم در نظام کمونیســتی جذابتر بود و مردم شــوروی را شیفته غرب کرد.

همزمان حکومت شــوروی تبلیغات اغراقآمیــزی در فیلمها برای تبلیغ زندگی به ســبک کمونیســتی انجــام میداد. اهالی شــوروی در ایــن داســتانهای خیالی مردمــی بودند که همگی بــا رضایت به طور دســتهجمعی کار میکردند و کار میکردند. قهرمــان این فیلمها همه مردم و تودهها بودند، اما سبک فیلمهای آمریکایی متفاوت بود.

قهرمانــان فیلمهای آمریکایی اَبَرانســانهایی بودنــد که یکتنه به جنگ همــه بدیهای دنیا میرفتند. برای مردم شــوروی تماشــای این ابرقهرمانها از تماشای مردم سختکوش تحت نظام کمونیسم جذابتر بود. آنطور که جالآلاحمد در «ســفر روس» مینویســد، دوباره مردم شــوروی در پی رفاه به سبک غربی حرکت میکنند و روزبهروز خشونت نظاممند کمونیســتی کمرنگ میشــود. در شــرایطی کــه پس از مرگ اســتالین، شوروی روزبهروز ضعیفتر میشــد، آمریکا بهسرعت در حال تکمیل تصویر «رؤیای آمریکایی» بود. رؤیای سرزمین قهرمانها؛ جایی که هرکســی میتوانست در آن با سعی و تاش به هرجایی برسد و اینگونه هالیوود کارخانه رؤیاسازی شد. در این شرایط شوروی که از درون پوسیده بود نیاز به حمله خارجی نداشت. گورباچف، آخرین رهبر شوروی، زمانی که قدرت را در دســت گرفت، مصمم بود رابطه با غرب را عادی کند. با آشتی شوروی و آمریکا، ابهت ابرقدرت شوروی درهم شکست، زیرا تمام ماهیت شوروی کمونیست دشمنی با غرب بود و در نهایت یلتسین پس از گورباچف آمد تا فروپاشی شوروی رو به احتضار را نهایی کند.

در دوران جنگ ســرد و پیش از فروپاشی شــوروی، پروژه دیپلماسی رســانهای آمریکا معطوف به شــوروی و اقمار آن بود. در کنار هالیوود، ابزارهای دیگری همچون موســیقی راک، ارائه سبک زندگی آمریکایی با تمام جذابیتهایش، برنامههای رادیو اروپای آزاد و ... نیز مورد اســتفاده قــرار گرفتند. ایــن ابزارها وضعیتی روانی را برای شــهروندان شــوروی کمونیســتی فراهم میآورد که ناخودآگاه خود را مشــتاق به پیوســتن به غرب احســاس میکردند. «پرده آهنیــن» (1946( اثر ویلیام ولمن و فیلم «مایکل اندرســون» (1956(، اثر گوردون داگاس با موضوع وجود کارخانهای هستهای که جاسوسان خارجی درصدد یافتن نقشه آن بودند، گامهای نخســت هالیوود در این نبرد بود. ســینما در دوران جنگ ســرد بیش از دیگر وســایل ارتباط جمعی توانســت وحشت، ترس جمعی و بیاعتمادی موجود در جامعه کمونیستی را منعکس کند.

خطر «تهدید ســرخ» جامعه آمریکایی را فراگرفتــه بود و بعضی از فیلمهــا با این ایدئولوژی که دشــمن از خارج میآید، ازهمگســیختگی خانوادههای تحت ســلطه نظام کمونیســم را نشــان میداد. فیلمهای «جیببــر خیابــان جنوب»، «یــک، دو، ســه»، «یکدقیقه بــه صفر» و «حکومــت نظامی» هم نمونههای دیگــری از رویکرد بازنمایی هیولای کمونیسم در هالیوود است.

انیمیشــن «مزرعه حیوانات» از اواخر دهه 50 میادی و با اختصاص بودجه قابلتوجه و مخفی دولت آمریکا برای مبارزه با گسترش فرهنگ کمونیســم ســاخته شــد. شــرکت ســاترلند نیز با تولید مجموعهای از انیمیشنهای تبلیغاتی وارد کارزار شد. هدف از این تولیدات، رواج فرهنگ آمریکایی و همچنین جلوهدادن به آمریکا بهعنوان بهترین بود. انیمیشن «در رفتوآمد» که سال 1948 به سفارش دانشگاه هاردینگ ساخته شد و به کارتون جنگ سرد معروف شد.

قهرمانها و اَبَرقهرمانها نقش پررنگی در این میان پیدا کردند. فیلم پرفروش «راکی2» نمایش تمثیلی جنگ ســرد شوروی و آمریکا در رینگ بوکس است. در این فیلم «سیلوستر استالونه» (بازیگر نقش راکی( که با ایفای نقش در سه فیلم قبلی راکی، هویت خود را بهعنوان نماینده مردم آمریکا که میتواند با پشــتکار از صفر به قلههای پیشــرفت برسد تثبیت کرده، با حریف روس خود به نبرد پرداخته و پیروز میشود. در پایان فیلم «راکی4» نیز پس از اینکه اســتالونه به شوروی میرود و دل تماشاگران روس اطراف رینگ بوکس را به دست میآورد و قهرمان بوکس شوروی را شکســت میدهد، در نطقی خطاب به مردم شوروی میگوید: «وقتی اینجا آمدم شــما من را دوست نداشــتید و من نیز عاقه چندانی به شما نداشتم، بعد دیدم که احساسات کمکم تغییر کردند. شاید همه ما بتوانیم تغییر کنیم». جمعیت میخروشــد و رهبر شوروی هم برای تشویق بهپا میخیزد. اســتالونه همچنین در فیلم «رمبو» که جنجالیترین فیلم آن زمان بود، نقش یک ســرباز بازنشسته، عضانی و غیرقابلانعطاف جنگ ویتنام را ایفا میکند. «رمبو» یکتنه زندانیان آمریکایی در ویتنام را از دست شکنجهگران کمونیســت ویتنامی و رئیس روس اردوگاه زندانیان جنگی نجات میدهد. در «رمبو3» در سال 1988 قهرمان به افغانستان میرود تا مجاهدین افغان را در جنگ با متجاوزان شوروی یاری دهد.

سرانجام با متاشیشدن کمونیسم در شوروی و فروپاشی بلوک شرق، هالیوود در «راکی5» سقوط کمونیسم جشن گرفته میشود. در سکانسی که راکی، مشتزن روســی را شکست میدهد، گویی نهتنها حریف خود که همه روسها و عقاید آنها را نابود میکند. سقوط حزب کمونیست در شوروی و بلوک شرق نقطهعطفی در تاریخ سینمای هالیوود بود.

فروپاشی شوروی کمونیسم، ورشکســتگی کارخانه ساخت آدمهای قالبی در این کشــور بود؛ آدمهایی که مجبور بودند یکســان فکر کنند و مطیــع محض اوامر حزب حاکم باشــند. شــورش مردم علیــه دیوارها اجتنابناپذیر بود و آرمانهای سوسیالیســم فروپاشید. حالا هر مجسمه تکهتکهشــده لنین در گوشــه کنار شوروی ســابق، یادگار کسی است که زمانــی به جنگ خدا و الهیات رفت و قهرمان مردمی شــد که تا چندین نسل تاوان ایمان به او را پرداختند.

اینک مردم بسیاری که هنوز در دیگر کشورهای تحت سیطره کمونیسم هستند؛ نظیر چین، کرهشمالی و کوبا چشمانتظار رهاشدن از دیوی هستند که از قرن گذشته تا به امروز هنوز به حیات خود ادامه میدهد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.