بازاریابی شبكهای یا توهم اعداد و رؤیا!

Shargh - - اقتصاد - امید یعقوبزاده*

امروزه بازاریابی یکی از بهترین شــغلهای دنیا و همچنیــن یکی از مهمترین یا شــاید بتوان گفت اصلیتریــن بخشهای یــک فعالیــت اقتصادی اســت چراکه یک کالا حتی اگر در یک پروسه تولید مناســب و باکیفیت خوب به دســت آمده باشــد و مشــکلات فراوانی مانند ســرمایهگذاری و تهیه مــواد اولیه و فن تولید و مســائل دیگر را به خوبی طی کرده باشــد اما در بخش فروش دارای مشکل باشد، هیچ سودی عاید ســرمایهگذار یا تولیدکننده نخواهد شد و درواقع میتوان گفت بخش فروش کالا مرحلــه تعیینکننــده یک فعالیــت اقتصادی است. بازاریابی شــبکهای نیز یکی از اشکال نسبتا جدیــد بازاریابی و تجارت اســت که امــروزه وارد کشــور ما شده است و روزبهروز افراد بیشتری را به خود جذب میکند. اســاس کار بازاریابی شبکهای بر پایه فروش مســتقیم direct-marketing() به مصرفکننــده نهایــی end-user() اســت. به این معنی که در این نوع بازاریابی ســعی بر آن اســت کــه کالا با حذف واســطهها به صورت مســتقیم به دســت مصرفکننده نهایی برســد، طبعا اولین چیزی که میتوان از این سیســتم انتظار داشــت، کاهش قیمت تمامشــده برای مصرفکننده نهایی به دلیل حذف واسطههاســت، اما آیا چنین اتفاقی در ایــن نوع بازاریابی که در کشــور ما جریان دارد، رخ ميدهد؟ انتقاد اصلی به مکانیسم این فعالیت تجــاری و این نوع بازاریابی همین نکته اســت. اگر نگاهی به محصــولات این شــرکتهای بازاریابی شبکهای داشته باشیم متوجه این مسئله خواهیم شــد که محصولات ایــن شــرکتها اولا کالاهایی نابرند و با کیفیت متوســط هستند، ثانیا قیمت این کالاها بسیار بالاتر از قیمت کالاهایی با برند معتبرتر و باکیفیتتــر در بازار اســت. مســئلهای که باعث میشــود اگر بازاریابهای این شرکتها حتی برای یک بار هم موفق به فروش محصولات خود شوند )که احتمال بسیار اندکی دارد( برای دفعات بعدی توفیقی برای فــروش محصولات خــود به همان اشــخاص نخواهند داشــت، چراکــه دلیلی ندارد که اشــخاص مختلف حتی اگر بســتگان بازاریاب باشــند درصورتیکه میتوانند کالاهایی باکیفیتتر و البته با قیمت کمتر تهیه کنند، مبادرت به خرید از اینگونه شرکتها کنند.

اما جدا از این اشکال اساسی، باید به دو مفهوم بنیادین که در اینگونه شرکتها تأکید زیادی بر آنها میشــود یعنی تصاعد و رؤیاپردازی اشاره کنیم و اندکی آنها را مورد بررســی قــرار دهیم. منظور از تصاعد افزایش هندســی پورســانت فرد است که بهدلیل افزایش هندســی زیرشاخهها و کسانی که توسط فرد و توسط زیرشاخههای او جذب سیستم میشــوند، صورت میگیرد. به ایــن معنی که هر شخص در این سیســتم افرادی را وارد این شرکت میکنــد و آنها نیز پس از خرید مبلغ مشــخصی از محصولات این شــرکت افرادی را به این سیســتم جذب میکنند )کــه آن افراد نیز باید از محصولات این شــرکت مبلغ مشــخصی را خرید کنند( و این پروســه به صــورت بینهایت ادامه پیــدا میکند امــا درصدی از فروش تمام کســانی کــه بهتازگی وارد این سیســتم شده و زیرشــاخه اولین شخص محســوب میشــوند، به اولین شــخص میرسد. ظاهر این موضوع بســیار اغواکننده اســت چراکه با توجه بــه تبلیغات لیدرهای این شــرکتها فرد میتواند )بدون داشــتن هیچ ســرمایه مشــخص و قابلتوجهــی!( پــس از مدتی و با این سیســتم به ســودهای میلیونی یــا حتی میلیاردی برســد! اما نکته مهم این اســت که در بــازار عدد با عمل متفاوت اســت. به این معنی که ممکن اســت در ماشین حساب و جمع و تفریق اعداد به نتیجههای بســیار جالبی برســیم اما در عمل هیچکدام از این محاسبات به وقوع نپیوندد. فعالیت اقتصادی باید با توجه به واقعیات اقتصادی جامعه و محاسبات دقیــق انجام و تمــام عوامل تأثیرگــذار نیز باید در نظر گرفته شــود، اما اینگونه شــرکتها متأسفانه دچار توهم اعداد شدهاند و میپندارند که با قانون تصاعد و در ســالهای کمی به سودهای میلیونی و میلیاردی میرســند بدون اینکه به واقعیات بازار مثل رکود و نبود نقدینگی و مســائل دیگر توجهی داشته باشند.

نکته بعدی تأکید بســیار زیاد اینگونه شرکتها بــر رؤیاپردازی و تصور رؤیاها و رســیدن به آنها در مدت کوتاهی مثل دو یا ســه سال است. نگارنده با چند نفر از مشغولان این شــرکتها تماس داشته و به گفتوگــو پرداخته اســت. اغلب ایــن افراد را جوانــان و کســانی که تــا قبل از ایــن کار تقریبا هیچگونه آشــنایی با فعالیت اقتصادی نداشتهاند، تشکیل میدهند. طبیعتا جوانان دارای ویژگیهایی ماننــد بلندپــروازی و رؤیاپردازی هســتند و البته شــرایط اقتصــادی جامعه مانند بــیکاری و رکود و وضع نامناســب مالی بســیاری از آنها دست در دســت هم داده و آنها را به این شرکتها متمایل میکند. یکــی از دلایل مهم این تمایــل، تبلیغ این شــرکتها براي رســیدن کوتاهمدت بــه رؤیاهای بزرگ مثل داشتن یک ماشــین بسیار گرانقیمت یا خانه لوکس و... است. اساسا تأکید بر رؤیا و آرزو و عدم توجه بــه واقعگرایی و قوانین جهان میتواند عواقب بدی به دنبال داشته باشد. چراکه اولا بازار و فعالیــت اقتصادی با حرفهای زیبا و رؤیاپردازی پیــش نمــیرود و ثانیا شــخص بــدون توجه به واقعیــات جامعه و زمان خود انتظاراتي بیمورد و غیرمنطقی بــرای خود تعریف میکند و در صورت تحققنیافتن آنها دچار سرخوردگی و ازدستدادن اعتمادبهنفــس و مشــکلات دیگــر خواهد شــد. متأسفانه بســیاری از جوانان کشور ما امروزه چند ســال از بهترین ســالهای زندگی خــود را به امید یک رؤیای دستنیافتنی در اینگونه شرکتها تلف میکنند. البته علاوه بر ازبینرفتن عمر در بســیاری از مــوارد، ازدســتدادن ســرمایه و آبــرو و اعتبار شــخص به دلیل مراجعههای بســیار به دوستان و آشــنایان و بســتگان و دعوت از آنهــا برای ورود به اینگونه شــرکتها را نیز باید به این مشــکلات افزود. مالباختگان و عمرباختگان بســیاری در این سیســتم وجود دارند اما تعداد کســانی که در این سیستم و بین افراد مشغول در آن به رؤیاها و آمال و آرزوهای خود رســیدهاند، به چند نفر میرســد؟ هرچند فعالیت اینگونه شرکتها قانونی است اما باید قبل از ورود به اینگونه شرکتها تأمل بیشتری کنیم! *دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.