رفراندوم استقلال کُردستان و چالش حقوق بینالملل

Shargh - - جهان -

افشــین غلامی:

موضوع اســتقلال يکی از بحثبرانگيزتريــن مباحث حقوق بينالملل اســت که هنوز نتوانسته نسل ســوم نظريات بينالملل را آماده اين پذيــرش يا راهــکاری برای مواجهه بــا آن ارائه کند. اين موضــوع همواره در مباحث سياســی و حقوق بينالملل مورد مناقشــه قرار میگيرد که اساسا آيا حقی به نام اســتقلال قابلقبول اســت يا نه؛ در قوانينی که از سوی واحدهای سياســی عضو سازمان ملل ارائه شدهاند، صراحتا هيچجا به موضوع استقلال گروههای قومی )ملی( و مذهبی بهجز يک نمونه، پرداخته نشــده اســت. در مباحث حقوق بينالملل جايی به اصل حق ملتها برای تعيين سرنوشت خود اشاره کرده که میگويد حق تعيين سرنوشت از اصول اساسی حقوق بينالملل است که بنا بر آن، سازمان ملل متحد بهعنوان مرجع تفسير هنجارهای منشور، الزامآور اســت. اين اصل اظهار میدارد که در احتــرام به اصل حقوق برابر و برابــری منصفانه فرصتها، ملتها حق دارند حاکميت و وضعيت سياســی بينالمللی خود را بدون هرگونه اجبار يا مداخله خارجی برگزينند که منشور آن را فرانکلين روزولت ، رئيسجمهور آمريکا و وينستون چرچيل ، نخستوزير بريتانيا، در 14 آگوست 1941 امضا کردند و به هشت نکته اصلی منشور متعهد شدند. موضوع مهم اينجاست که اين اصل بيان نمیکند تصميمگيری يا نتيجه آن چگونه بايد باشد، خواه اســتقلال باشد، يا فدراسيون، تحتالحمايه، نوعی خودمختاری يا حتی همسانســازی کامل. همچنين بيان نمیکند که مرزهای بين ملتها چه بايد باشد، يا نمیگويد چه چيز يک ملت را تشکيل میدهد.

درواقع تعاريــف و معيارهای حقوقی متعارضی برای تعيين گروههايی که میتوانند بهطور مشروع ادعای حق تعيين سرنوشت کنند، وجود دارد. نکتهای اساسی در اين مبحث وجود دارد که اصل بنيانی حاکميت سرزمينی و حاکميت ملی بهعنوان امر مقدس در شناسايی واحدهای سياسی، منجر شده تا هر آنچه اين موقعيت را به خطر میاندازد، مورد هجمه قرار گيرد و موضوع حق تعيين سرنوشت بدون هيچگونه پشتيبانی حقوقی از منظر روابط بينالملل بینتيجه و بیعمل بماند. )استدلال حقوق بينالملل اين است که حق تعيين سرنوشت پذيرفتنی اســت اما خارجشــدن از ساختار سياســی بدون اجازه سرزمين مادر امکانپذير نيســت و دقيقا همين «مشــکل اصلی» حقوق بينالملل است که نتوانسته جواب قاطعی به موضوع استقلال دهد(. حقوق بينالملل در توضيح

مبحث استقلال از دو دسته واژه تجزيهطلبی و جدايیخواهی دراينباره کمک میگيرد.

تجزیهطلبی: در فلســفه سياسی به عمل کنارکشــيدن از يک ارگان، حزب، يا پيکرهای سياســی تجزيهطلبی میگويند. تجزيهطلبــی انواع دارد و در تاريخ سياست به صورتها و دلايل متعددی در کشورهای بسياری ظاهر شده است.

جداییخواهــی: تقاضای جدايی يــک فرهنگ، قبيله، دين، نــژاد، دولت يا جنيســت برای جدايی از گروه بزرگتر اســت. گرچه اغلب از آن برای اشاره به تجزيهطلبی کامل سياسی استفاده میشود، اما گروههای جدايیطلب ممکن است خواهان چيزی بيشتر از خودمختاری نباشند. مشکل ديگر حقوق بينالملل که نتوانسته اســت مبحث حق تعيين سرنوشت و حق استقلال را به رسميت بشناساند، مبحث استقلال مستعمرات است و حال مشخص نيست در قرن 21 مستعمره چگونه تعريف میشود. در 14 دسامبر 1960 مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ‪XV( 1514‬ ) را با عنوان اعلاميه اعطای استقلال به کشورها و مردمان مستعمراتی، به منظور اعطای استقلال به کشورهای مستعمراتی و مردمان تصويب کرد تا بين تعيين سرنوشت و هدف استعمارزدايی آن يک پيوند حقوقی اجتنابناپذير برقرار شــود و يک حــق نوين مبتنی بر حقوق بينالملل مبنی بر آزادی تعيين سرنوشت اقتصادی را لازم بداند.

در ماده ۵ بیان میشــود: گامهايي فوری بايد بــرای مناطق غيرخودگردان، يا همه مناطقی که هنوز به اســتقلال دســت نيافتهاند، برداشته شود تا همه قدرتها در انطباق با خواست آزادانه ابرازشده آنان بدون هرگونه تمايز نسبت به نژاد، تيره يا رنگ، بدون شــرايط يا پيشفــرض به مردمان آن مناطق منتقل شــود تا آنان را قادر کند از اســتقلال و آزادی کامل برخوردار شــوند. اضافه بر اين مجمع عمومی ســازمان ملل در دسامبر 1960 قطعنامه ‪XV( 1514‬ ) را بــا عنوان اصولی که بايد اعضــا را در تعيين وجود يا عدم وجــود الزام انتقال اطلاعات خواستهشده تحت ماده ۷۳ منشور ملل متحد در ماده سوم با لحاظ اينکه عدم آمادگی سياسی، اقتصادی، اجتماعی يا آموزشی هرگز نبايد زمينهای برای تأخير در اســتقلال شــود تصويب کرد تا انطباق کامل استعمارزدايی را با اصل تعيين سرنوشت در ‪XV( 1514‬ ) تضمين کند. نمونه اقليم کُردستان عراق يکی از مباحث پيچيده حقوق بينالملل و علوم سياســی است که دراينباره تا حدی علوم سياسی منعطفانه با آن برخورد میکند اما حوزه حقوق بينالملل نمیتواند بهآســانی از آن بگذرد چراکه قانونهای نوشتهشده درباره تقدس و احترام به حق حاکميت ســرزمينی همگی از سوی اعضای سازمان ملل مورد قبول قرار گرفته و همين دســت گروههای قومی )ملی( همچون کُردها را که مدعی ناديدهگرفتن حقوقشان از سوی حاکميت ملی عراق هستند، بسته است. کُردهای عراق پس از صد ســال مبارزه برای بهدســتگيری جايگاه سياســی موردنظر خود و عبور از دو قرارداد )سايس-پيکو و سور( و دادن نزديک به ۳00 هزار قربانی معتقدند دولتهای مرکزی عراق هيچکدام نتوانســتهاند عدالت سياسی و عدالت اقتصادی را رعايت کنند بنابراين به نظر آنها استقلال بهترين گزينه برای دوری از هرگونه تنش با دولت مرکزی است.

تا اين نقطه حقوق بينالملل با مســئله رفراندوم مشــکلی نــدارد و آن را حق طبيعی مردمی میداند که دارای جغرافيای يکدســت، جمعيت ســاکن و يکدســت و دولت مستقر هســتند و آن را مســئله داخلی مربوط به قوانين درونسرزمينی کشور مادر محسوب میکند.

امــا زمانی که به مبحث «شناســايی» میرســد، آن را مغاير بــا قوانين و کنوانســيونهای موجــود میداند. بنابرايــن به نظر میرســد درحالحاضر از نقطهنظر حقــوق بينالملل نمیتوان به موضوع اســتقلال اقليم کُردســتان نگريســته شــود و به ناچار بايد وارد حوزه سياســت بينالملل و نقش برخی کشورها و اعضای شورای امنيت در موضوع شناسايی شود.

مادامی که اصل «شناسايی» از سوی يک يا چند عضو اصلی شورای امنيت در مورد اســتقلال اقليم کُردســتان صورت نگيرد و در مجاری حقوقی جهانی مورد پذيرش واقع نشــود )همان موضوعی که بــرای کوزوو پيش آمد( قدری پس از رفراندوم اســتقلال، کار برای اقليم کُردســتان ســخت میشود. نقطه عزيمت رفراندوم تا استقلال، چانهزنی سياسی و ايجاد لابی در بين قدرتهای فراملی و قدرتهای منطقهای برای فشــار به بغداد برای پذيرش امر استقلال اقليم کُردستان است و با توجه به ريزهکاریهای قانون اساسی عراق، در صورت عدم پذيرش امر استقلال از سوی دولت مرکزی و به مترصد آن جامعه جهانی و سازمان ملل، کردهای عراق ناچارند به امر شناسايی به وسيله اعضای اصلی شورای امنيت متوسل شوند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.