لطفا فالو می

Shargh - - هنر - احمد طالبینژاد

نمایش «فالو می» نوشته پیتر شفر به کارگردانی کورش سلیمانی، ایــن روزها در تــالار مولوی دانشــگاه تهران روی صحنه اســت. یک نمایش طنزآلود درباره مناسبات و روابط انسانی-خانوادگی که در این جهان ماتمزده در حال اضمحلال است. یک مرد متشخص اما بدبین و دیکتاتورمآب، به همسرش مشکوک شده، بههمیندلیل از یک شرکت خصوصی، کارآگاهی را به خدمت گرفته تا همسرش را تعقیب و تمام روابط خارج از منزل او را گزارش دهد. همســر مرد دختر جوانی است که دانشجوی او بوده و مرد خیال میکند هنوز هم باید معلمش باشد. او که بســیار وسواسی و مقید اســت، دائم به شیوه معلمهای قدیمی خطکشــی به دســت دارد که بهعنوان یکی از ابزارهــای تأدیب از آن استفاده میکند.

یــاد معلمهای خودمان با خطکشهای چوبی که بیشــتر به جای ترکه و شلاق مورد استفاده قرا میگرفت بخیر. از قضا کارآگاهی کمی خلوضع و از نظر شــکل و شــمایل شــبیه گروچو مارکس در اختیار او گذاشــته میشــود که هم سر و شــکلش ازجمله موهای فرفری و هم رفتار و ســکناتش یادآور نقشی مشــابه با بازی گروچو در یکی از فیلمهای برادران مارکس اســت. گروچو از سوی مردی اجیر میشود تا همســرش را تحت نظارت دائم قرار دهد. نمیدانم ســلیمانی این فیلم را دیده و تحت تأثیر آن شخصیت و سر و شکل کارآگاه را با بازی خــوب وحید آقاپور طراحی کرده یا نه؛ ولی این شــباهت و تأثیرپذیری کاملا آشــکار اســت؛ اما در طول نمایش، بهمــرور همهچیز برعکس میشــود و متوجه میشــویم که هر دو ســوی این معادله باید تحت نظر قرار گیرند؛ چون مرد هم برای خودش یواشــکیهایی دارد. آنچه در ذهن او اتفاق افتاده، در واقع نوعی سوءتفاهم است؛ همان عاملی که در همــه دعواهای خانوادگی حتی در جامعــه ما هم باعث بروز خردهجنایتها و گاه جنایتهای هولناک زن و شــوهری فراوانی شده اســت. اینکه کارگردان توانسته اســت یک متن غربی را در 1962 و با رعایــت مقتضیــات فرهنگی غرب بنویســد و آن را تبدیل به اثری کند که تماشــاگر ایرانی هم با آن احساس همدلی داشته باشد، گام مثبتی اســت در بهروزکردن یک متن نســبتا قدیمی؛ هرچند به گمان من در برخــی لحظات، متن از کارگردانی جلو میزند. علی منصوری، مترجم متــن، با زبانــی روان، پرکنایه و شــیرین این درام تلــخ اجتماعی را به فارسی برگردانده است.

مکان وقــوع ماجراها دفتر کار مرد اصلی )مســعود میرطاهری( است. اتاقی شبیه کتابخانههای عمومی با انبوهی کتاب مرجع درباره همهچیــز. یک میــز و صندلی، یــک کاناپه و یــک چوبرختی. نوعی طراحی صحنه ســاده و کلاسیک که با فضای نمایش همخوانی دارد؛ بنابراین اجــرای نمایش برای آنان که این روزها در پی آوانگاردیســم لجامگسیخته در تئاتر روان شدهاند، شاید چیز تازهای نداشته باشد؛ اما بــرای آنان که به تئاتر میروند تا تجربههای روحی، روانی و رفتاری را از ســر بگذرانند، فالو می اثری هشداردهنده است، با گرایشی اخلاقی که از نخســتین وظایف تئاتر از صبح ازل تا شــام ابد بوده اســت. نام اصلی نمایشنامه البته فالو می نبوده؛ اما کارل رید، فیلمساز برجسته انگلیســی، در اوایل دهه 1970 بر مبنای آن فیلمی ساخت به نام فالو می که در واقع واپسین اثر این کارگردان کهنهکار انگلیسی بود. کورش سلیمانی، این نمایش را با این نام بر صحنه برده است؛ لابد بهایندلیل که اصطــلاح فالو مــی برخلاف نام اصلــی «ریپابلیــکای» که لابد اصطلاحی است در امر جاسوسی و کارآگاهی، بهروزتر است و بهویژه جوانان این روزگار با آن آشــناتر هستند؛ اگرچه درباره صدای نهچندان پختــه دو بازیگر نمایش یعنی مســعود میرطاهری و مریم دانندهفرد، میتوان خرده گرفت و بابت این کاســتی از کارگــردان انتقاد کرد؛ اما هر ســه بازیگر از نظر حرکت، بســیار پویا و قــرص و محکم بر صحنه ظاهر میشــوند. هرچه هست، نمایش فالو می در این فضای افسرده حاکم بر تئاتر ما، کورســوی امیدی اســت که میتواند مایه امیدواری علاقهمندان به تئاتر باشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.