نجات گذشتگان از تفسیر آیندگان

Shargh - - اندي - اریک هابزبام، ترجمه: سهند ستاری

نگاهی به زندگی و آثار ادوارد پالمر تامپسن ( 1924-1993(

ادوارد پالمــر تامپســن، تاریخنــگار، سوسیالیســت، شــاعر، مبارز سیاسی، خطیب و نویســنده بهترین متن جدلی قرن بیســتم در روزگار خود، بیش از هر چیز بهعنوان یک تاریخنگار در خاطرهها میمانــد و شــاید خودش هــم چنین بخواهد. مسلما وقتی مبارزات سیاسی او به باد فراموشــی ســپرده میشــود «تکویــن طبقه کارگر در انگلســتان» و برخی دیگر از آثارش همیشه با شور و شوق و تحسین خوانده خواهد شد.

تامپســن خیلی زود کارش گرفت: هم در زمینه تاریخنگاری و هم در عرصه عمومی. کتاب «تکوین طبقه کارگر در انگلســتان» در سال 1963 منتشر شــد. در آن زمان او برای جوانان کارگر تدریس میکرد و بیرون از محافل کوچک چپ روشنفکری، چپ نو و چپ ارتدکس، تقریبا ناشناخته بود. کتــاب بلافاصله بهعنوان اثری کلاســیک شــناخته و در دهههاي 1960 و 1970 بــه یکــی از تأثیرگذارترین آثار تاریخــی رادیکال در جهان آنگلوساکســون بدل شد، البته نه فقط در میان رادیکالها. در دهه 1980 طبق آمار «نمایه هنر و علوم انســانی» بیشترین ارجاع را به آثار تامپسن دادهاند و البته جزو 250 فردی بوده که همیشه بیشترین ارجاع را به خود اختصاص دادهاند. در دهه 1980 به کارزار خلع ســلاح هستهای پیوست و تقریبا بلافاصله جایگاهی یافت شبیه برتراند راسل در اوایل شکلگیری این جنبش. انزوا و قلت فعالان چپ مارکسیست باعث شد تواناییهای برجســته تامپسن چنانکه حق او بود شناخته نشــود. در سال 1956 )به همراه جان سَویل( در صف اول مخالفان استالینیسم در حزب کمونیست بریتانیا بود. درحالیکه او مدتها یکی از اعضای وفادار حزب بود.

وقتــی به دنیا آمد پریان افســانهای سبدســبد هدایا بــه گهوارهاش بردند )البته اگر این اســتعاره درباره فرزند یک مبلغ فرهیخته مســیحی انگلیســی-آمریکایی، یک لیبرال مخالف امپریالیســم، مصداق داشــته باشد(: هوشی وافر همراه با شم شاعری، فصاحت، مهربانی، افسونگری، صحنهگردانی، صدایی شــگفتآور، ظاهری جذاب و پرشور )که هرچه سنش بالاتر میرفت جوگندمی و جذابتر میشد( و جذبه یک سوپراستار. اما پریان دو چیز را از او دریغ کردند: یکی توانایی ویرایش نوشــتههایش )او همیشه مطولنویس بود( و دوم توانایی برنامهریزی زندگی کاریاش )البته بهجز ازدواج با همدم و همکار تاریخنگارش «دوروتی» در ســنین جوانی(. در زندگی دنبالهرو بادها و جریانهای شخصی و سیاسی بود یا ترکیبی از هر دوی اینها بدون هرگونه برنامهریزی. از یکسو، بهعنوان یک چپ از جریانهای مختلف «چپ نو» دهههاي 1960 و 1970 احســاس دوری میکرد و از ســوی دیگر ســالها در کارزار خلع ســلاح هستهای میجنگید و این دو در کار تاریخنگاریاش وقفه انداخت. چندین و چندبار قیــد بهترین دورههای تحقیقی را زد تــا دنبال طعمههای نظری دیگری برود. ماحصل کار او درباره تاریخ اجتماعی بریتانیا پیش از انقلاب صنعتی کتاب «رسم و رسوم مشترک» (1991( بود که از دل برخی تکنگاریها و رســالههایش در اوایل دهه 1970 بیرون آمد و در هفتههای آخر عمرش و در مجموعه کتابهای پنگوئن منتشر شد. کتاب دیگرش درباره «ویلیام بلیک» آماده انتشار است. او بلیک، ویکو، مارکس و ویلیام موریس را نیای فکری خود میدانست.

هرچه ســنش بالا میرفت مرزهای میان تاریخ اجتماعی و نوشــتن زندگینامه خود برای او کمرنگتر میشد، به طوریکه گاه وسوسه میشد به برخی جنبههای تاریخ خانواده تامپســن بپردازد. چون خود را عمیقا متأثر از ریشههای خانوادگیاش میدانست، مثل رابطهاش با فرانک برادر بزرگترش که در زمان حیات و بعد از مرگش ظاهرا باهوشتر و صدالبته دردانهتر از او بود. فرانک زودتر از او به حزب کمونیســت پیوســت و در بیستویکســالگی حین همکاری با «واحد عملیاتهای اجرائی ویژه» SOE() در بلغارستان کشته شد. فرانک در بلغارستان تا حدودی بهعنوان «قهرمان مردمی» شناخته میشد. برای ادوارد تامپسن، چه درون خانواده و چه بیرون از آن، سنت و وفاداری بسیار مهم بودند.

او رفتهرفته بیشتر درباره تاریخ نوشت یا درباره همه چیزهای مربوط به نقاب یک انگلیســی )نه بریتانیایی( ســنتی نجیبزاده چپ رادیکال. این نقش، که باورش برای بســیاری دشــوار اســت، برازنده تامپسن بود چراکه او عمیقا در تاریخ و قانون اساســی مردم کشــورش غور کرده بود و دلبســتگی پرشورش نســبت به زنان و مردان گذشته چنان بود که - با عبارت درخشان خودش - کوشید آنان را «از خفت فراوانی که نسلهای بعدی بارشان کردهاند برهاند».

اولیــن کار اصلی تامپســن زندگینامه «ویلیام موریــس» بود که در ســال 1955 چاپ و در سال 1977 اصلاح و مجددا منتشر شد. مهمترین آثار تاریخیاش بعد از «تکوین طبقه کارگر در انگلســتان» عمدتا در دهه 1970 منتشر شدند که به قرن هجدهم میپردازند. در سال1975 دو کتاب «ویگها و شــکارچیان» و «درخت مرگبار آلبیون» که ویراســتارش بود و همینطور مجموعهای درخشان و بسیار تأثیرگذار از مقالات او به آلمانی منتشر شدند. مجموعه به مراتب مفصلتری نیز به انگلیسی در «رسم و رسوم مشترک» چاپ شــد. تأثیر بینالمللیاش بعد از سال 1969 بیشتر و بیشتر شــد، یعنی وقتی به هیئت ســردبیری مجله «پستاند پرزنت» Present( & Past) پیوســت و در میزگــرد بینالمللــی تاریخ اجتماعی مشارکت کرد که با نظارت خانه علوم انسانی پاریس )و با محوریت او( به راه افتاده بود. کار نظری اصلی تامپسن «فقر نظریه»، حول نقد دو جریان فکری شــکل گرفت: یکی آرای متاخر لویی آلتوسر )که در آن زمان بسیار تأثیرگذار بود( و دیگری تزهایی که پری اندرســن و تام نیرن در «نیو لفت ریویو» مطرح میکردند. این کتاب در سال 1978 منتشر شد.

کار تامپسن ترکیبی بود از شور و تفکر، استعداد شاعری و روایتگری و تحلیلگری. او تنها تاریخنگاری بود که نه فقط استعداد، هوش، ذکاوت، تبحر و قریحه نویســندگی داشت، بلکه توانایی خلق چیزی را داشت که بــه لحاظ کیفی متفاوت بود با آنچه ما تولید میکردیم. نمیتوان آثار ما و تامپســن را در یک سطح دانســت. بیایید تعارف را کنار بگذاریم و او را به معنای ســنتی کلمه یک نابغه بنامیم. کســی قادر نیست هیچیک از آثار جاافتاده، دقیق و کامل او را بنویســد. بههمینخاطر دوســتدارانش برخی کاســتیهایش را نادیده گرفتند، از جمله: خلقوخوی بیثباتش، رابطه بلاتکلیفش با نیروهای تشــکیلاتی و سازمانها، و گشتوگذارهای تصادفــی، پرتــوان و خلاقش در حوزه نظــری. اما دوســتانش بر تمام ضعفهایش چشم پوشیدند.

تامپسن بعد از جدایی از حزب کمونیست در سال 1956 همچنان چپ ماند ولی مثل گرگی تنها. دلخوش بود که هیچیک از نشانهای نظام مستقر را بر سینه ندارد، هرچند برخی از این نشانها ناعادلانه از او دریغ شدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.