جدال نظری تامپسن

Shargh - - يشه -

یکــی از مشــهورترین مقالههای تامپســن زیر عنــوان «ویژگیهای انگلیسی» طی جدلی با لویی آلتوسر، پدر مارکسیسم ساختارگرای فرانسه، نوشته شد. اگرچه آلتوسر هدف درازمدت تامپسن بود، آماج فوری جدل او پری اندرســن، ســردبیر نیو لفت ریویو و نزدیکترین آلتوسریمشــرب موجود بود. اندرســن و همکارش تام نیرن استدلال میکردند که بریتانیا را باید جامعهای شــمرد که از مدرنشــدن بازمانده اســت. شرح ماجرا ایــن بود که بورژوازی بریتانیا )بهخلاف هماتایان اروپاییاش( نتوانســته است به انقلابی واقعی دست یابد. بنا به رأی اندرسن، انقلاب انگلستان «نخســتین و با واسطهترین و کمخلوصترین انقلاب بورژوایی کشورهای اروپایی بزرگ است». پیامدهای این انقلاب خود را در «ادغام نسبی پایدار» بورژوازی و اشــرافیت - و به نفع دومی – نشــان داد. انگلستان بهجای آنکه بــه صورت یک جامعه ســرمایهداری عادی درآید، به زیر ســلطه اشرافیت درآمد، زمام دولت را به دست گرفت و دیرگاهی تا سده بیستم به حکومت خود ادامه داد.

«ویژگیهای انگلیســی»، آلتوسر و اندرســن را در هر فرصتی مردود شمرد. تامپســن این مدعای پری اندرسن را خوش نداشت که دیگرگونی رخدادی منحصربهفرد اســت: «من الگویی را رد میکنم که تمام توجه خود را بــه یک ماجــرای هیجانانگیــز، یعنی خود انقــلاب، معطوف میکند و بهاینترتیب همه آنچه را گذشته و همه آنچه را که از این پس خواهد آمد به انقلاب مرتبط میکند؛ و بر ســنخ ایدهالی از این انقلاب پا میفشــارد که همه دیگر انقلابها میبایست با ملاک آن داوری شوند». تاریخ چپ برخاســته از دیدگاه اندرسن محکوم شد زیرا هر جنبش قابل توجهی را که سر بر آورده بود نادیده میگرفت. ادعای اندرسون مبنی بر وجود «ایدئولوژی بریتانیایی» تجربهگرایی ریشــخند بیشتری در پی آورد: «نویســندگان ما... زندانی بینش کوتهبینانهای هســتند که خود آن را این همه حقیر میشــمارند». و چه میشــد اگر فرانســه خود را به شیوهای متفاوت با بریتانیا مدرن کرده بود؟ نتیجه یکسان میبود: «در فرانسه یک طور اتفاق افتاد و در اینجا طوری دیگر». روند کلی توســعه سرمایهداری فقط ترکیبی از راهحلهای ملی جداگانه است. تفاوتها نه شگفتآورند و نه ثابت.

پل هرست این مقاله را «عمل پلیس گمرک روشنفکری» ضد واردات مارکسیســم قارهای وصف کرده اســت. این مقالــه را همچنین میتوان بخشی از مخالفت پایدار تامپسن با آن مخالفان سوسیالیستی شمرد که سخت دلبســته بناکردن الگوهایی از گذشته بودند که مردم واقعی را از معادلاتشان بیرون میگذاشت. بنابراین، آلتوسر چون تجسم استالینیسم مینمود، یعنی مکمل نظری تاریخی عمل بزدلانه کمونیستهای غربی. این رویکرد همان بود که تامپسن آن را در شعر نیز به باد ریشخند گرفت: «هرقدر که امپراطور خون بریزد / مورخ علمی / در حینی که به تضادها توجه دارد / تصدیق میکند کــه نیروهای مولد بالیدن میگیرند». بهاین گونه، تاریخنویســی تامپســن بخشــی از کاروبار زندگانی دائمی او بود. تاریخنویسی جزئی از دغدغه کلی او نسبت به انساندوستی سوسیالیستی و باور به چپ نو بود و این هر دو از آبشخور تجربه منفی نویسنده از حزب کمونیست سیراب میشدند. شــاید تامپسن تاریخ را در حزب کمونیست آموخته بود اما باورش به تاریخ از پایین او را به بیرون از حزب، به ســوی مفهوم متفاوتی از سوسیالیسم رهنمون شد.

تامپســن هنگامی که ماتریالیســم «اهریمنی و جنونآســا»ی حزب کمونیســت را مردود شمرد کوشید تاریخ سوسیالیستی جایگزینی تدوین کند؛ تاریخی که بهترین بینشهای مارکسیســم را با دغدغهای نسبت به کنشگری انسانی و تجربه انسانی در آمیزد که به آرمانهای خود مارکس نزدیک باشد. تاریخنویسی و فعالیت سیاسی در زنجیرهای تصادفی از پی هم میآمدند که نه از یک نظم ازپیشتعیینشــده بلکه از نیازهای خود زندگی سرچشــمه میگرفت. یکی از واپسین جدلهای تاریخی تامپسن در مباحثهای عمومی، سال 1979 در آکسفورد با استوارت هال و ریچارد جانسن در گرفت. «در اواخر دهه 1950 با دیدن آتشی که بر فراز بوداپست شــعلهور بود، گمان کردیم که جنبش ســنتی طبقه کارگر در پیرامون ما رو بــه افول میگذارد، در همانحال جنگ هســتهای چنان قریبالوقوع مینمود که ما برای پیجویی همان مســائل ناگزیر بودیم راههای فرعی و غیرمســتقیم متفاوتــی را در پیش بگیریم». هنگامی کــه این مباحثه درگرفت هفت ماهی میشــد که مارگارت تاچر بر ســر کار بود. ای. پی. تامپسن نیاز به احیای یک جنبش صلحخواهانه را برای معارضه با تهدید نبرد سرنوشتساز هستهای احساس کرد. به گفته بیل شوارز «تامپسن در دهه بعد عملا پژوهشهای تاریخی خود را کنار گذاشــت تا بار دیگر در جنبش صلحخواهی به فعالیت بپردازد». این دوره از زندگی تامپســن با مرگ نابهنگام او در 1993 پایان گرفت. منبع: ترجمه: مارکسیســم دگراندیش، دیوید رنتن، نسترن موسوی، اکبر معصومبیگی، ناشر: چشمه، 1396، صص ‪153- 5‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.