ص جريامنطفايتا در گ توگو صجزادهلاحفاتبا «شر » 2 پقا دارد

Shargh - - سياست -

مرجــان توحیــدی: انتقــاد درونــی از جريــان اصاحطلــب، اينروزها يکی از موضوعاتی اســت که در محافل اصاحطلبی و فضای مجازی مطرح بوده و هر روز هم شعاع آن گستردهتر میشود. يکی از دلايل آن عملکرد نهادهای انتخابی اســت که يا با پشــتوانه جريان اصاحطلب برگزيده شــدهاند يا نمايندگان جريان اصاحطلب اداره آنها را برعهده دارنــد. ضعــف عملکرد ايــن نهادها کــه مطابق وعدهها و شــعارهايی که در انتخابات ارائه کردند، نبوده، باعث شــده تا مطالبــه «اصاح اصاحات» گســترده شــود. با مصطفی تاجزاده درباره همين موضوع گفتوگو کردهايم.

همانطورکه در اين يک سال گفته شده، به نظر ميرسد جريان اصلاحطلبي در حال تهيشدن از مفاهیم و آرمانهاي خود بوده اســت. علت هم ورود به عرصه قدرت و گرفتارشدن در اين بازي اســت. اين روند از سال 92 آغاز شد و تا به امروز شدت گرفته است. با اين تحلیل موافق هستید؟

اجازه دهيــد ابتدا مقدمه کوتاهــي بگويم. نامه صــد نفــر از اصاحطلبان نســل دوم، مــرا اميدوار کرد. خوشــبختم کــه جريــان اصاحي در کشــور متوقفشدني نيســت. بايد روحيه نقادي نسل دوم اصاحطلبان را به فــال نيک گرفت و از آن حمايت کــرد. چنين تفکر و حرکتي در هيچيک از جريانهاي سياســي مخالف و موافق متأسفانه ديده نميشود؛ يعنــي نه جوانان اصولگرا چنيــن جايگاهي را براي خود قائل هســتند و نه هواداران آقاي احمدينژاد. حتي در اپوزيســيون خارج از کشور نيز چنين وضعي ديده نميشود که نســل بعد، ضمن احترامگذاشتن به نســل پيشــين خود و با تکريم دستاوردهايشان و البته در جهت تثبيت و تعميق همان دستاوردها در دوره معاصر به نقد عملکرد آنان بنشــينند و راهکار ارائه کننــد و نور اميد بپراکنند. من به اين دوســتان بابت نوشــتن چنين متن متين و منطقي و پر از نکات درست تبريک ميگويم. اگرچه ممکن است با برخي از مــوارد آن همدلي کامل نداشــته باشــم که مهم نيست. حال پاسخ پرسش اول شما.

بــه نظر من حرکــت اصاحي در ايــران در دو دهه گذشــته جريانــي دوپا بوده اســت؛ يک پا در قــدرت و يک پا در جامعه مدني داشــته و بايد به اين شــکل هم باقي بماند. با ايــن تأکيد که زادگاه و تکيهگاه اصاحات مردم و جامعه مدني اســت، اما پيشــبرد اصاحات در گرو مشــارکت جدي در قدرت اســت که دلايــل آن را در ســخنراني اخير خود براي اصاحطلبان دماوند شــرح دادم؛ يعني دلايــل حضــور هواخواهــان اصاحــات و بهبود اوضاع ايران را از اميرکبيــر تاکنون براي حضور در عرصــه حکومت برشــمردم و بههميندليل تکرار نميکنم؛ ولي حضور در قــدرت بههيچوجه نبايد باعــث قطع يا تضعيف رابطه مــا با جامعه مدني شود و مردم خداي ناکرده احساس کنند که مسئله اصاحطلبان رسيدن به قدرت و استفاده از مواهب و امتيازات آن اســت. ما بايد ارتبــاط خــود را بــا جامعه حفــظ کنيــم و اگــر چنيــن کنيــم، بهطور طبيعي مجبور خواهيــم بــود کــه گفتمان خود را بهروز کنيــم و اجازه تهيشدن و بيمحتواشدن به آن ندهيم. مــن البته موافق عملکرد اصاحطلبان از 9۲ تا 96 هســتم و فکر ميکنم بهترين کار ممکن انجام شده است، اما با توجه به تغيير و تحولاتي که در ايران و نيز در ســطح بينالمللي رخ داده، بــر اين بــاورم که آن مشــي بهتنهايي جواب نميدهد و بايد اصاحاتي در روند اصاحات ايجاد شود.

به نظر ميرســید ورود به قدرت بايد بهمثابه ابزاري براي تحقق اهداف و گفتمان اصلاحطلبي باشد، اما اکنون هدف بهتنهايي ورود به قدرت و حفظ آن به هر قیمتي با توجیه شــرايط حساس است. نتیجه اين روند تغییر چهره اصلاحطلبي به جرياني است که زمین بازي آن قدرت بوده و در حال تئوريزهکردن اين رفتار است.

با شــما کاما همدلم و فکــر ميکنم هر جرياني که خود را به قدرت محدود کند، در نهايت و پس از رنج و تاش بســيار به همان نتيجهاي خواهد رسيد که سيدجمالالدين اســدآبادي در آخر عمر خويش گفــت: بذرهــاي گرانقيمت خــود را در شــورهزار پاشيدم و هيچيک به ثمر ننشست.

به بــاور من اصاحطلبان امــروز بايد صريحتر از هميشه، هم با مردم سخن بگويند و هم با مسئولان. همچنين بايد مواضع شــفاف و روشنتري را درباره موضوعات مبتابه جامعه بهويژه در عرصه سياست خارجــي و اقتصادي اخذ کننــد و حقايق را با مردم که صاحبان اصلي کشــورند در ميــان بگذارند تا با جلب احترام و مشارکت آحاد ايرانيان بتوانيم هم بر مشکات غلبه کنيم و هم اجازه ندهيم که اصاحات در افکار عمومي تضعيف شود.

نقــد اصلاحــات و به بیــان ديگــر اصلاح اصلاحات کــه بهتازگي از ســوي برخي فعالان اين جريان مطرح شده اســت، بايد ناظر به چه بخشهايي باشد؟

نقــد اصاحــات در همه زمينههــا لازم اســت؛ هــم بهلحــاظ گفتمانــي و اينکه بايد بهروز شود، هم بهلحاظ ارائه برنامه براي اداره بهينه کشــور و حرکــت بهســوي حکمرانــي خــوب و هم در زمينه تشــکياتي و بازکردن دايره و جــذب نيرو؛ در همه ايــن مــوارد اصاحطلبــان نيازمند نقدند.

بــه نظر من نکاتــي که در نامه صد نفــره اصاحطلبان آمد، تــا حدود زيــادي به اين ابعاد پرداخته اســت، گرچه به يک نکته اصلي کم توجه کرده و آن مســئله تحزب اســت کــه بايد اين عزيزان به اين مسئله توجه ويژهاي کنند. درحقيقت مــادام کــه سياســتورزي در ايران حزبي نشــود، سياســتورزان ما مسئوليتپذير نشــده و شفافيت بر عرصه سياســت حاکم نخواهد شد، کادر پرورش نمييابد و کشور با برنامه اداره نميشود.

براي اصلاح اصلاحات تا چه اندازه موافقايد که بايد تولید محتواي فکري و انديشــهاي شود. آيا در اين فضا لازم است اهداف جديدي تصوير شود يا اينکه فقط لازم اســت پیرايههايي که در اين ســالها به گفتمان اصلاحطلبي چســبیده است، زدوده شود؟

امروز فقط بهرفع اتهامهــا و ابهامها و زدودن پيرايهها نبايد بسنده کرد. تغييرات جدي در جامعه و جهان رخ داده اســت و ما متناســب با آنها بايد ديدگاههــاي خــود را بــهروز و نو کنيــم. از تبيين ضرورت احتــرام به حق انتخاب ســبک زندگي تا تأمين حقوق زنان، از لزوم دفاع از تشــکيل اتحاديه و ســنديکاي صنــوف مختلف، بهويــژه کارگران و کشاورزان تا اصاح سياست خارجي کشور و اينکه جهتگيري ديپلماسي کشور در خدمت رفاه ميهن قرار گيــرد. در امور اجتماعــي و فرهنگي هم بايد شفافتر از هميشه و با برنامههاي روشنتر از پيش به جامعه نشان دهيم که اصاحات در ايران هنوز گفتمان برتر در همه عرصههاست؛ يعني همچنان که اصاحــات، امنيت ايران را چــه در زمان آقاي خاتمي و چه درحالحاضر تأمين و ايران را از جنگ دور کرده، و با تحريمها جنگيده اســت و کوشــيده ايران جايگاه مناســبتري در عرصــه بينالمللي به دســت آورد و همچنــان که همــه پذيرفتهاند اصاحات مدافــع حقوق شــهروندي آحاد مردم اســت و ايران را براي همه ايرانيان ميخواهد، اما اينها ديگــر به تنهايي کافي نيســت و مردم انتظار دارند که برای رفع محدوديت از سوي ديگر تاش بيشتري شود.

از نظر شما چه تغییرات تاکتیکيای لازم است تا در تحرکات جريان اصلاحطلب براي بازگشت اعتماد عمومــي به اين جريان صــورت بگیرد؟ نمونه واضح آن عملکرد شوراي سیاستگذاري و نقدهايي است که به ترکیب و نحوه مديريت اين شورا مطرح است. شــورايي که تقريبا تصمیمات آن پشت درهاي بسته گرفته شده و منافع جمعي محدود را تأمین ميکند که حاصل آن کمککردن به تهيشدن اصلاحات از معني بوده است.

شــوراي سياســتگذاري بايد به نامــه صد نفر توجــه جدي کنــد. همچنان که آقــاي خاتمي نيز بايد به آن بذل توجه کند و خوب اســت جلســاتي بــا نمايندگان اين عزيــزان برگزار کنــد و از نزديک انتقادها و پيشــنهادهاي آنان را بشــنود. صدالبته شــورايعالي سياســتگذاري اصاحطلبــان نيز لازم است که با اين دوســتان به مشورت بنشيند و راهي پيدا کند براي جلب مشارکت همه نيروهاي اصاحطلب، بهطوريکه شــوراي سياستگذاري ســخنگوي فقط بخشــي از اصاحطلبان نشود و همه احســاس کنند که در رونــد اصاحات نقش دارند و ســهيماند و ميتوانند فردايي بهتر را براي همه ايرانيان رقم بزنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.