ستارگاني كه دنباله دارند

Shargh - - علم - رضا ماهمنظر منجم و مروج علمی

احتمــالا بارهاوبارهــا این جمله را شــنیدهاید که واژه «ســتاره دنبالهدار» اشتباه است و معادل صحیح آن «دنبالهدار» اســت. ایــن جمله درکل صحیح اســت. در حقیقت آنچه که در گذشــته ستاره دنبالهدار و امروزه دنبالهدار Comet() گفته میشود، کوههای یخ و غبار بسیار بزرگی، هماندازه کوههای شــمال تهران هستند که در مداری شبیه به بیضی بســیار کشــیده به دور خورشید گردش میکنند. زمانی که به خورشــید نزدیک میشوند؛ گرما بهآرامی یخهای سطحشــان را به گاز تبدیل میکنــد. از ذرات گاز و غبار بهجامانده یک دنباله بلنــد به وجود میآیــد که به گیســوی دنبالهدار معروف اســت. اجداد ما در صدها و هزاران سال قبل تنها چیزی که در آســمان میدیدند، تودهای درخشان با یک دنباله در میان انبوه ستارگان بود، پس بهاشتباه به آن ستاره دنبالهدار میگفتند، اما داستان به اینجا ختم نمیشود!

کهکشان راه شــیری، ســتارگان عجیبی دارد. یکــی از جالبترین آنها، ســتاره «او میکرون» در صورت فلکی نهنگ اســت که به ســتاره در حال مرگ )میرا( معروف اســت. این ســتاره همجرم خورشــید اســت، ولی با زمین بیش از 900 ســال نوری فاصلــه دارد و نمونه بســیار جالبی از نوع خاصی از ستارگان به نام ستارگان متغیر به حساب میآید. «میرا» شــش ماه از ســال با درخشــش نســبتا زیاد در آسمان دیده میشــود و شش ماه از ســال نیز بهقدری ضعیف میدرخشد که تقریبا دیده نمیشود.

همانطور که گفته شد، جرم ستارههای مشابه با میرا، برابر با خورشــید خودمان اســت، ولی با اندازه و حجم صدهابرابر بیشتر. این بزرگی باعث شده که لایههای بیرونی ستاره، تحتتأثیر گرانش ضعیفتری باشــند و ســتاره بیثبات شود. مواد موجود در لایههــای بالایی، پــس از انفجارهای سطحی، با سرعت زیاد به صورت بادهای ستارهای از ســطح آنها فرار میکنند. مقدار جرم گریزان از ستاره میرا به یك تا شش درصد جرم خورشید در سال نیز میرســد. با چنین کاهش جرمی، بعد از حدود یک میلیون ســال، از ستاره تنها یک هسته درخشــان کربنی باقی میماند و در پشتســر آن تودهای از گاز که زمانی بخشــی از ســاختار خود ستاره بودهاند. در حقیقت دنبالهای از گاز با طول 10 ســال نوری در پس آن شکل گرفته و همچنان نیز در حال بلندترشدن است. جالب اینجاست که خورشید خودمان نیز در حدود هشت میلیارد سال آینده به یک ستاره مشابه با میرا مبدل خواهد شد و در اصطلاح علمی به آن «ســحابی سیارهنما» خواهنــد گفت. علــت تفاوت این نامگــذاری این اســت که بقایای خورشــید پیرامون آن حلقهوار تجمع مییابد، اما ستاره میرا در پشتسر آن.

در حقیقت دانشــمندان شــش هزار ســتاره متغیر، مشــابه با میرا کشــف کردهاند که هر یک تودههایی از گاز را پیرامــون خود پرتاب میکنند، امــا چرا ســتاره میرا تا این حد متفــاوت و متمایز اســت؟ جواب در سرعت حرکت این ستاره است. این ســتاره با ســرعت 130 کیلومتر بر ثانیه )291 هزار مایل بر ســاعت( در کهکشــان حرکت دارد. این ســرعت از دید ســاکنان زمین اصلا محسوس نخواهد بود و همانند دیدن حرکت ماشــینها از فاصله خیلی دور، هزاران ســال طول میکشد تا بتوانیم جابهجایی آن را با چشم تشخیص دهیم. بااینحال این ســتاره در حین حرکت در کهکشان، گازها و غبارهــای عظیمی را در پس خود برجای میگــذارد و همانند یک دنبالهدار بســیار دور، در تلسکوپها به نظر میآید.

هرچند که ماهیت واقعی این ســتاره، بهتازگی مشخص شده، اما رمزآلودبودن آن ریشه در تاریخ دارد. اولینبار «دیوید فابریسیوس» در سال 1569 متوجــه تغییرات نوری آن شــد و در نقشــههای پیشین آسمان، نشــانهای از آن را نیافت. چند ماه بعد به طرز مشــکوکی این ســتاره مجددا ناپدید شــد تا اینکه دوباره در فوریه 1609 مشاهده شد. در ســال 1642 نیز «ژوهانــس هولیوس» (منجم اروپایــی( آن را میرا به معنــای عجیب نامید. در ســال 1660 مشخص شــد که مدتزمان تغییرات نــوری آن در حــدود 11 ماه )یا به طور متوســط 331.96 روز( اســت که امکان دارد 30 روز کمتر یا بیشــتر نیز بشود. شما نیز میتوانید این ستاره را در اواخر تابســتان تا اواخر زمســتان در زمان اوج درخشــش، با کمی دقت و البته خوششانســی در آســمان تهران نیز ببینید. این ستاره در صورت فلکــی نهنــگ و در مجاورت صــورت فلکی دلو )نماد فروردینماه( قابل رؤیت است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.